💎آلبوم عکسوخاطره💎
98 subscribers
4.11K photos
627 videos
47 files
2.22K links
ملتی که تاریخ نخواند حتما آنرا تجربه می‌کند

👇
فلسفه تاریخ یعنی #تکرار آن در آینده‌
👇

کاری نکنیم تا #عبرت آیندگان شویم،
👇
وای اگر قصه ما عبرت تاریخ شود...!

💎 کانالِ #مسعود_فدک
Download Telegram


چرا به #امام_رضا علیه‌السلام #غریب می‌گوییم؟

📍معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام معصوم عیار زیارت را بالا می‌برد. یکی از پایه‌های معرفتی که حق امام رضا علیه‌السلام است و باید آن‌را بدانیم، این است که ایشان غریب هستند.
1️⃣ غربت از جهت دور ماندن اجباری از وطن، اهل و عیال و فرزند گرامیش. اوج این غربت در صحنه تشییع پیکر مطهر است که هیچ کس از اهل خانواده پای تابوت ایشان حضور ندارند.
2️⃣ انکار امامت حضرت، توسط شیعیان و نمایندگان پدر بزرگوارشان به منظور تصاحب اموالی که نزد آنها به امانت گذاشته شده بود.
3️⃣ انکار امام جواد علیه‌السلام به عنوان فرزند حضرت و چه غربتی بالاتر از اینکه بستگان نزدیک، فرزندی اولاد انسان را نپذیرند.
4️⃣ جدایی از قبر جدشان رسول گرامی اسلام و دفن شدن در کنار هارون الرشید
5️⃣ تحمیل ولایت عهدی بر امام رضا علیه‌السلام و دور شدن حضرت از کارهایی که یک امام می‌توانست در جهت هدایت مردم انجام دهد.

🎤 استاد #امینی_خواه

به دستخط سردار شهید تنگسیری

ده سفارش از امام غریب، امام رضا علیه‌السلام

یکم: در خوشحال کردن مردم بکوشید تا در قیامت خدا خوشحالتان کند.

دوم: تا می‌توانید سکوت اختیار کنید، که سکوت موجب محبت است (می‌شود).

سوم: در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیر در امور دنیا و آخرت در گرو آن است.

چهارم: به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.

پنجم: در برقراری صله رحم ثابت‌قدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.

ششم: به کسی که از خدا نمی‌ترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد نه نجابت و کرم.

هفتم: بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه بزرگ می‌کند.

هشتم: حق‌الناس را رعایت کنید که دوستی محمد و آل محمد بدون آن پذیرفته نیست.

نهم: از بخششی که زیانش برای تو بیش از سود است که به دیگران می‌رسد حذر کن.

دهم: بسیار مراقب کردار خود باشید تا مورد تهمت و اتهام قرار نگیرید که در آن صورت حق ملامت نخواهید داشت.

به نیت خادم‌الرضای دریادل، محضر حضرت سلطان صلوات
#تلنگرانه ⚠️

هر سال بعدازماه محرم وصفر که میشد مرحوم علامه امینی خطاب به عزاداران سید الشهدا علیه السلام می فرمودند :

کبوتر بازها وقتی یه کبوتر از بازار می خرند ،
چند روزی بال و پرش رو می بندند ،
روی پشت بام خو نه بهش آب و دانه میدن ،
بعد چند روز بال و پرش رو باز می کنند ، و پروازش میدن،
اگه اون کبوتر رفت و مجددأ
برگشت روی همون پشت بام نشست ،
میگن هنر داره و رگه داره ، اما اگه
برنگشت و رفت ،
روی پشت بام کس دیگه ای نشست ، میگن بی هنر وبی رگ بود !
(آهای مردم آهای جوان ها ، محرم و صفرگذشت)
و توی این دو ماه امام حسین(علیه السلام )
ما ها رو خرید ،
بال وپر مون رو بست پیش خودش نگه داشت ،
در این دو ماه میهمان امام حسین
(علیه السلام ) بودیم
و هر جا دعوتمون کردند به احترام
امام حسین(علیه السلام ) بود
و در واقع از آب و نان امام حسین
(علیه السلام ) خوردیم ،
حالا بعد دو ماه بال و پر مون رو باز کرده
که پرواز کنیم ،
نکنه که بی هنر و بی رگ باشیم ،
بریم روی بام کس دیگه بشینیم ،
نکنه نان ونمک بخوریم و نمکدون بشکنیم ،
بیایید به امام حسین(علیه السلام )یه قول بدیم ،
قول بدیم که تا ماه محرم سال دیگه
فقط کبوتر امام حسین(علیه السلام ) باشیم
وفقط واسه اون پرواز کنیم،
وفقط روی پشت بام اون بشینیم.

#حسیــݩ‌‌جاݩ💔
♦️ماجرای توسل پسرم مجتبی به امام رضا(علیه السلام ) برای آزادی من از زندان پهلوی

رهبر شهید انقلاب:
🔹همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.
🔹کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.
🔹دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم.
آنھاچفیه‌داشتند…
توچادردارۍ...!
آنان‌چفیه‌می‌بستندتابسیجی‌واربجنگند..
توچادرمیپوشےتازهرایےزندگےڪنے.. آنان‌چفیه‌راخیس‌می‌کردن‌تانفس‌هایشان آلوده‌ی‌شیمیایی‌نشود..
توچادرمیپوشےتاازنفس‌هاےآلوده‌دورباشے..
آنان‌باچفیه‌زخم‌هایشان‌رامی‌بستند..
تووقتی‌چادرۍمیبینےیادزخم‌پہلوۍمادرمی‌افتے..
آنان‌سرخی‌خونشان‌رابه‌سیاهی‌چادرت‌امانت
داده‌اند..
توچادرسیاهت‌رامحڪم‌میپوشےتاامانتدار خوبی‌باشی..
بیا دوباره باز تکیه به اون عصا بزن
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
یه غصه تو دلم شده دوباره قاتلم
چه آتشی شده داره میسوزه حاصلم
تویی نگار من امام اقتدار من
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مگه از آهنه دلم برا تو میزنه
شهادتت آقا هنوز دلم رو میشکنه
ان شاءالله خون تو ریشه ظلمو میکنه
شهید تشنه لب امام روزه دار من
رسیدی کربلا زیارتت قبول آقا
حالا چیکار کنیم با جای خالی شما
چجوری سر کنیم زندگی رو بدون تو
چطور ما زنده ایم روی زمین خون تو
بیا دوباره باز تکیه به اون عصا بزن
بازم رجز بخون به دل دشمنا بزن
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مداحی شهید تشنه لب امام روزه دار من
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات
میون مدرسه فدا شدن همه برات
رقیه ها همه به صف شدن تو همهمه
با زخم پهلوشون دارن میگن یا فاطمه
کنار باغبون همینجا زیر آسمون
یه گل نه صد تا گل پرپر شدن میون خون
فدا شدن همه به عشق صاحب الزمون
شهید تشنه لب امام روزه دار من
تو رو که بوسیدم نگفتی بار آخره
کجایی دخترم این ناله یه مادره
تو خاک مدرسه پی تنت میگردمو
نمیدونم باید به کی بگم این دردمو
کجایی دخترم که مادرت بیچاره شد
تو زیر آوارو پدر تو آواره شد
کتاب و دفترت خونی و پاره پاره شد
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات میون مدرسه فدا شدن همه برات
به یاد رهبرم شهیدمان 🌷😭🇮🇷💔💔
رفیق!
به‌ هیچ‌کس‌ وابسته‌ نشو
الّا حسین علیه‌السلام
بهترین‌ها تا ورودی‌ِ قبر‌ هستن‌ باهات
اما حسین علیه‌السلام...!
الی الابد...

#شهید_هادی_باغبانی
اینجا نیامدیم که ترس از خطر کنیم
ننگا به ما اگر که ز خونت گذر کنیم...

#شب_جمعه
پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم
آن را ذخیره کفن و گور می کنیم

عزاداری هاتون 
قبول درگاه حق
ربیع الاول  مبارک باد
خانم جان
ممنون از اینکه به ما اجازه دادی
برای پسرت نوکری کنیم
کم مارو به زیاد خودتون ببخشید((:😭

ان شاءالله بازم به ما اجازه نوکری بدید💔

#یازهرا
📌امام جعفرصادق علیه‌السلام میفرمایند:

از شامگاه پنج‌شنبه و شب جمعه، فرشتگانی با قلم‌هایی از طلا و لوح‌هایی از نقره، از آسمان بسوی زمین می‌آیند، و تا غروب روز جمعه، ثواب هیچ عملی را نمی‌نویسند، به جز صلوات بر «محمّد و آل محمّد» (علیهم‌السّلام)؛

📚من‌ لا یحضره‌ الفقیه، ج ۱، ص ۴۲۴

🌹تعجیل در فرج ۵ صلوات🌹
تموم شد…💔
دوماه عشق و عاشقی تموم شد((:
البته امسال باید بگیم پنج ماه عشق و عاشقی
امسال محرم ما از ۹ اسفند شروع شد
مشکی پوشیدن ما از عاشورای ماه رمضان شروع شد
حالا دیگه نوکر باید مشکی خودش رو در بیاره
آقاجان! این نشه که این پیراهن مشکی‌ها آخرین مشکی‌های عمرمون باشه😭
بازم ما رو دعوت کن
بازم ما رو بخواه…
بخواه تا باز برات نوکری کنیم🖤
⚡️ عمر خود را خیلی صرف دنیا نکنید !

👤حاج آقا دولابی
شهید مصطفی مقید به احکام شرعی
مثل نماز و روزه و حتی پرداخت خمس
بود.یکی ازخصوصیات بارز ایشون حجب
و حیا و نجابت بود.خیلی از دوستانش
میگن این جوان نسبت به
#نامحرم
بسیار محجوب بود.نه تنها نگاه نمی کرد
حتی درباره نامحرم حرفی هم نمی زد🧡!
#شهیدمصطفی‌علیخانی🕊
🔹شهیده نخبه علمی و ورزشی،
نرگس حاجی‌ملاحیدر، از شهدای
جنگ تحمیلی رمضان

🔹دخترم رزق شهادتش را از
دعای عهد گرفت. زمانی که دخترم
از تشییع شهید حاج‌قاسم سلیمانی
برگشته بود، در خواب دیده بود که
شهید نصیحتی به او کرده و گفته بود
اگر می‌خواهید پیشرفتی در دروس و
زندگی داشته باشید از وقت‌تان خوب
استفاده کنید
.

🔹برای همین نرگس با این نصیحتِ
شهید، دیدن فیلم و سریال را کنار
گذاشته بود و هر کجا در مسیرش کم
می‌آورد، متوسل به شهید سلیمانی می‌شد
🔹همه از ارادت نرگس به امام رضاعلیه السلام خبر
داشتند؛ این دلبستگی به امام رضا علیه السلام برای
خانواده و اطرافیانش کاملاً شناخته‌شده بود.

🔹پس از شهادت نرگس، مادرش از اینکه
دخترش وصیت‌نامه‌ای از خود به جا
نگذاشته بود ناراحتی می‌کرد. تا اینکه
آن شب نرگسُ در خواب دید.

🔹نرگس گفت:
«من نوشته‌ای دارم که تو اتاقمه»
دو ماه از دیدن آن خواب گذشت ولی
کسی موفق به پیدا کردن آن نشد...

🔹یه روز برادر نرگس، از سردلتنگی،
با خواهرش دردِ دل کرد و گفت:
«مگر نگفتی نوشته‌ داری؟ پس کجاست؟»

🔹هنوز ساعتی ازاین دردِدل نگذشته بود
که مادر با حسین تماس گرفت و گفت:
«نوشته را پیدا کردم.»

🔹کنار سکه‌ی نمادین حرم امام رضا علیه السلام
که نرگس در روز تولدش هدیه گرفته بود،
پیداش کردم؛

🖊یادداشتی با دستخط خود
شهیده که روی آن نوشته بود:

به نام خدا.. سلام امام رضا جانم
از شما می‌خواهم برای این دو
آرزوی من دعا کنید:
1⃣ماندن و رشد در مسیر حق، مبارزه
با باطل و ادامه دادن این راه با لذت.
2⃣عاقبت‌بخیری و ان‌شاءالله شهادت
در راه حسینی، به‌عنوان شیعه‌ی
امیرالمؤمنین(علیه السلام ) و پیرو تفکر حاج‌قاسمی.ا
امروز به عشاق حسین
                 زهـرا دهد مـزد عـزا
یک عده را درمان دهد
               یک عده بخشش در جزا
یک عده را مشهد برد
               یک عده را دیـدار حج
باشد که مزد ما شود
                تعجیل در امـر فـرج

عجل لولیک الفرج 🦋
خیلی خیلی خیلی آرامش بخش !
توی خوشی و ناخوشی، گوشه‌ی ذهنت این واقعیت رو داشته باش که: «هیچ‌چیز موندگار نیست.»

...............‌...........................
این جمله رو یه جایی ذخیره کنیم و روزانه بهش زل بزنیم. اصلا فکرکردن نمی‌خواد ... یهویی آروم میشی . چون در اوج خوشحالی و غم ؛ یادت میاره که اینا ؛ قرار نیست بمونن .

الهی به امید تو....
🔴 سه صلوات پرفضیلت

➊ صلوات جهت پاک شدن از تمام گناهان

💠 امام صادق(؏)در فضیلت این صلوات فرمودند:
به خدا قسم از گناهان بیرون می‌آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده‌ای.

🔆صَلَواتُ اللهِ وَ صَلَواتُ مَلائِکَتِهِ وَ أنْبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمیعِ خَلْقِهِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلامِ عَلَیْهِ وَ رَحَمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُه🔆
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸

صلواتی که انسان را یک هفته در امان دارد

💠از حضرت صادق(؏)نقل شد که: هر کس بعد از نماز ظهر روز جمعه سه مرتبه بگوید

🔆اَللهمَّ اجْعَلْ صَلَواتِی وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلَ مُحَمَّدٍ🔆

در امان است تا جمعه دیگر.³

📚 منابع:
➊ معانی الاخبار، ج ۲، ص ۳۶۲
➋ کتاب جمال الاسبوع
➌ بحار جلد ۹۰ صفحه ۵۶
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌕🌸🌕🌸🌺

صلواتی که تایک هفته ملائکه برایت صلوات می‌فرستند

💠 از امام جعفر صادق(ع) منقول است: هر کس بعد از نماز عصر روز جمعه ده مرتبه بگوید:

🔆اَللهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ الْأوْصِیاءِ الْمَرْضییّنَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ وَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَ عَلی اَرْواحِهِمْ وَ أَجْسادِهِمْ وَ رَحْمَهُ الله وَ بَرَکاتُه🔆

ملائکه برای آن شخص از این جمعه تا جمعه دیگر در همین ساعت صلوات می‌فرستند.³
حاج آقای قرائتی فرمود:
پدرم در چهل سالگی از دنیا رفت و من شش ماه بعد از وفاتش بدنیا آمدم،

در شش سالگی که کمی خواندن و نوشتن آموختم تازه فهمیدم که آن شعری که پدرم وصیت کرده بود تا بر سنگ قبرش بنویسند مفهومش چیست
(در بزم غم حسین، مرا یاد کنید)

بعدها و در جوانی همیشه کنجکاو بودم که آیا پدرم حقیقتا حسینی بوده؟
روزی در سن حدودا بیست سالگی در کوچه میرفتم که مردی حدودا پنجاه ساله که نامش حسین بود و فهمیده بود من پسر حاج عباسعلی هستم ناگهان مرا در آغوش گرفت و سر بر شانه ام گذاشت و گریست و گریست!

وقتی آرام شد راز گریستن خودش را برای من اینگونه تعریف کرد:

در جوانی چند روز مانده به ازدواجم گرچه آهی در بساط نداشتم ولی دلم را به دریا زدم و با نامزد و مادر زنم به مغازه زرگری پدرت رفتیم و یواشکی به پدرت ندا دادم که پولم کم است لطفا سرویسی ارزان و کم وزن به نامزدم نشون بده طوری که مادر زن و همسرم متوجه نشوند

از قضا نامزدم سرویس زیبا و‌ بسیار گرانی را انتخاب کرد،

من که همینطور هاج و واج مانده بودم که چکار بکنم ناگهان پدرت گفت:

حسین آقا قربان اسمت، با احتساب این سرویس طلایی که نامزدت برداشت الباقی بدهی من به شما از بابت اجرت بنایی که در خانه‌مان کردی صد تومان است و سپس (به پول آن زمان ) صد تومان هم از دخل در آورد و به من داد

من همینطور هاج و واج پدرت را نگاه میکردم و در دلم به خودم میگفتم کدوم بدهی؟ کدوم بنایی؟ من طلبی از حاجی ندارم؟!

بالاخره پدرت پول طلا را نگرفت که هیچ، بلکه صد تومان خرج عروسی ام را هم داد و مرا آبرومندانه راهی کرد

گذشت و گذشت تا اینکه بعد از مدتها شنیدم حاجی عباسعلی در سن چهل و یک سالگی پس از آمدن از سفر کربلا از دنیا رفته

آمدم خانه خیلی گریه کردم و برای اولین بار به زنم راز خرید طلای عروسی مان را تعریف کردم

وقتی همسرم شنید که حاجی طلاها را در موقع ازدواجمان مجانی به او داده زد زیر گریه و آنقدر ناله کرد که از حال رفت
وقتی زنم آرام شد، از او پرسیدم تو چرا اینقدر گریه میکنی؟ همسرم با هق هق اینگونه جواب داد:

آنروز بعد از خرید طلا چون چادر مادرم وصله دار بود حاجی فهمید که ما هم فقیریم، شاگردش را به دنبال ما فرستاد تا خانه ما را یاد گرفت و چون شب شد دیدیم حاجی به در خانه ما آمده و در میزند،

من و مادرم رفتیم و در را باز کردیم و حاجی بی‌آنکه به ما نگاه کند که مبادا ما خجالت بکشیم پولی در پاکت به مادرم داد و گفت خرج جهاز دخترتان است

حواله ی آقا امام حسین علیه‌السلام است،

لطفا به دامادتان نگویید که من دادم!

تا همسرم این ماجرا را تعریف کرد باز هر دو به گریه زار زدیم که خدایا این مرد چه رفتار زیبایی با ما کرده، بگونه‌ای که آنروز پول طلا و خرج عروسی مرا طوری داد که زنم نفهمید

و خرج جهاز زنم را طوری داد که من نفهمیدم!

وقتی این ماجرا را در سن بیست سالگی از زبان حسین آقای کهنه داماد شنیدم فهمیدم که پدرم

همانگونه که در عزای امام حسین علیه‌السلام بر سر می‌زده دست نوازش بر سر یتیمان هم می‌کشیده،

همانگونه که در عزاء بر سینه می‌زده مرهمی به سینه دردمندان هم بوده،

و همانگونه که برای عاشورا سفره نذری می‌اندخته هرگز دستش به مال مردم آلوده نبوده

و یک حسینی حسینی راستین بوده است...

اللهم ارزقنا توفيق خدمة الحسين علیه‌السلام في الدنيا و الآخره
اگر لذت بردید به اشتراک بگذاريد!🌷
با ذکر 14 صلوات هدیه به فاطمه زهرا سلام الله علیها
هر هفته غروب جمعه که میشد همسر و فرزندان را در گوشه‌ای از خانه جمع میکرد و خودش زیارت آل یاسین میخواند هر هفته درخانه‌اش برای امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف ) برنامه داشت .

🔖#معرفی_شهید

نام : عبدالرضــــا
نام خانوادگی : مجیــــری
نام پدر : مرتضی
تاریخ تولد : ۱۳۵۳/۵/۲۲ - خمینی‌شهر🇮🇷
دین و مذهب : اسلام شیعه
وضعیت تأهل : متأهل
شـغل : پاسدار
ملّیـت : ایرانی
تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۹/۲ - حلب🇸🇾
مزار:گلزار شهدای جنت‌الکریم خمینی‌شهر

یاد شهدا با صلوات🌷