تو را به خاک دهیم و به خانه برگردیم؟!
به روزمرگیِ نحسِ این زمـــانـه برگردیم؟!
🔹حاشا و کلا...
#عشـقدلافروز💚
یاد شـهدا و امام شـهدا با صلوات 🌹
به روزمرگیِ نحسِ این زمـــانـه برگردیم؟!
🔹حاشا و کلا...
#عشـقدلافروز💚
یاد شـهدا و امام شـهدا با صلوات 🌹
شب اعزام، زود رفت خوابید، می ترسید صبح خواب بماند، به مامانم سپرده بود زنگ بزند، ساعت کوک کرد، گوشیاش را تنظیم کرد و به من هم سفارش کرد بیدارش کنم، طاقتم طاق شد و زدم به سیم آخر، کوک ساعت را برداشتم، موبایلش را از تنظیم زنگ خارج کردم، باتری تمام ساعتهای خانه را در آوردم، می خواستم جا بماند حدود ساعت سه خوابم برد به این امید که وقتی بیدار شدم کار از کار گذشته باشد، موقع نماز صبح، از خواب پرید نقشههایم، نقشه بر آب شد او خوشحال بود و من ناراحت، لباس هایش را اتو زدم پوشید و رفتیم خانهی مامانم؛ مامانم ناراحت بود، پدرم توی خودش بود همه دمغ بودیم، ولی محسن برعکس همه، شاد و شنگول، توی این حال شلم شوربای ما جوک می گفت، میخواستم لهش کنم، زود ازش خداحافظی کردم و رفتم توی اتاقم.
من ماندم و عکسهای محسن مثل افسرده ها گوشه ای دراز کشیدم فقط به عکسش که روی صفحه گوشی ام بود نگاه می کردم تا صفحه خاموش میشد دوباره روشن می کردم، روزهای سختی بود.
🌷شهید محسن حججی🌷
📚 کتاب "سربلند"
من ماندم و عکسهای محسن مثل افسرده ها گوشه ای دراز کشیدم فقط به عکسش که روی صفحه گوشی ام بود نگاه می کردم تا صفحه خاموش میشد دوباره روشن می کردم، روزهای سختی بود.
🌷شهید محسن حججی🌷
📚 کتاب "سربلند"
🔰 امام رضا (علیهالسلام) تشریف ندارند!
🔻حکایت درخواست آقای نخودکی از امام رضا (علیهالسلام)
🔸مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی یک برادری داشتند که در اصفهان تاجر بود و در دوران طلبگی خیلی کمک مادی به ایشان می کردند.
🔸برادر ایشان در اصفهان مریض بودند و وصیت کرده بود که بعد از وفاتش او را قم دفن کنند. به آشیخ حسنعلی خبر رسید که برادر شما از دنیا رفت و در قم دفنش کردند.
🔸شب اول قبر ایشان بود؛ مرحوم آشیخ حسنعلی حرم مشرف می شوند و به حضرت رضا عرض می کنند: «آقا شما می دانید این برادر خیلی به من حق داشته و من غیر از اینکه توان ادای حقوقش را ندارم، اینجا هم هیچ کاری از دست من برنمی آید. من مشهدم و او قم دفن شده. به ذهنم رسید که بیایم از شما یک خواهشی بکنم!
🔸خواهش من این است که آقا امشب شما به قم تشریف ببرید و سفارش برادر من را به خواهرتان حضرت معصومه (سلام الله علیها ) بکنید. ایشان میزبان برادر من هستند و هرچه شما از او بخواهید حتماً عمل خواهند کرد.»
🔸صبح اول وقت یکی از شاگردان ایشان به ملاقات آشیخ حسنعلی می آید و می گوید: من دیشب خواب عجیبی دیدم! ایشان می پرسند خوابت چه بوده؟ می گوید:
«من دیشب خواب دیدم که برای زیارت به حرم رفتم؛ خادم ها گفتند: امام رضا (علیه السلام ) تشریف ندارند. گفتم: اینجا حرم امام رضا (علیه السلام ) است چگونه تشریف ندارند؟ یعنی چه؟
🔸گفتند: ایشان یک سفری به قم کردند. گفتم: چگونه سفری است که ما از زیارتشان محروم می شویم؟ می گویند: جریان این بوده که برادر آشیخ حسنعلی قدس سره امشب در قم دفن شدند، امام رضا (علیه السلام ) به قم تشریف بردند سفارش برادر آشیخ حسنعلی را به خواهرش حضرت معصومه بکند.
🔸آشیخ حسنعلی این خواب را از ایشان می شنود. خیلی دل شکسته و متأثر می شود برای عذرخواهی بار دیگر به حرم مشرف می شوند.
🔺مرحوم آیت الله مصباح یزدی، ۱۳۹۹/۰۶/۰۴
🔻حکایت درخواست آقای نخودکی از امام رضا (علیهالسلام)
🔸مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی یک برادری داشتند که در اصفهان تاجر بود و در دوران طلبگی خیلی کمک مادی به ایشان می کردند.
🔸برادر ایشان در اصفهان مریض بودند و وصیت کرده بود که بعد از وفاتش او را قم دفن کنند. به آشیخ حسنعلی خبر رسید که برادر شما از دنیا رفت و در قم دفنش کردند.
🔸شب اول قبر ایشان بود؛ مرحوم آشیخ حسنعلی حرم مشرف می شوند و به حضرت رضا عرض می کنند: «آقا شما می دانید این برادر خیلی به من حق داشته و من غیر از اینکه توان ادای حقوقش را ندارم، اینجا هم هیچ کاری از دست من برنمی آید. من مشهدم و او قم دفن شده. به ذهنم رسید که بیایم از شما یک خواهشی بکنم!
🔸خواهش من این است که آقا امشب شما به قم تشریف ببرید و سفارش برادر من را به خواهرتان حضرت معصومه (سلام الله علیها ) بکنید. ایشان میزبان برادر من هستند و هرچه شما از او بخواهید حتماً عمل خواهند کرد.»
🔸صبح اول وقت یکی از شاگردان ایشان به ملاقات آشیخ حسنعلی می آید و می گوید: من دیشب خواب عجیبی دیدم! ایشان می پرسند خوابت چه بوده؟ می گوید:
«من دیشب خواب دیدم که برای زیارت به حرم رفتم؛ خادم ها گفتند: امام رضا (علیه السلام ) تشریف ندارند. گفتم: اینجا حرم امام رضا (علیه السلام ) است چگونه تشریف ندارند؟ یعنی چه؟
🔸گفتند: ایشان یک سفری به قم کردند. گفتم: چگونه سفری است که ما از زیارتشان محروم می شویم؟ می گویند: جریان این بوده که برادر آشیخ حسنعلی قدس سره امشب در قم دفن شدند، امام رضا (علیه السلام ) به قم تشریف بردند سفارش برادر آشیخ حسنعلی را به خواهرش حضرت معصومه بکند.
🔸آشیخ حسنعلی این خواب را از ایشان می شنود. خیلی دل شکسته و متأثر می شود برای عذرخواهی بار دیگر به حرم مشرف می شوند.
🔺مرحوم آیت الله مصباح یزدی، ۱۳۹۹/۰۶/۰۴
💚🌼🍃سلام_امام_زمانم
💚🌼🍃بوی نرگس میدهد هرصبح انگاری که یار
💚🌼🍃هر سحر از کوچهی دلتنگیام رد میشود
💚🌼🍃هرکه میخواند "فرج" را تا سرآید انتظار
💚🌼🍃شامل الطاف بیپایان ایزد میشود.
💚🌼🍃ألـــــــــــلــــــــــَّـهُـمــــــــــَــ
💚🌼🍃عــــــــــَـجــــــــــِّـلــــــــــْ
💚🌼🍃لــــــــــِـوَلـــــــــــیــــــــــِـڪــْ
💚🌼🍃ألــــــــــْـفــــــــــَـرَجــــــــــ
💚🌼🍃الّلهُمَّ صَلِّ
💚🌼🍃عَلَی مُحَمَّدٍ
💚🌼🍃وَآلِ مُحَمَّدٍ
💚🌼🍃وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
💚🌼🍃بوی نرگس میدهد هرصبح انگاری که یار
💚🌼🍃هر سحر از کوچهی دلتنگیام رد میشود
💚🌼🍃هرکه میخواند "فرج" را تا سرآید انتظار
💚🌼🍃شامل الطاف بیپایان ایزد میشود.
💚🌼🍃ألـــــــــــلــــــــــَّـهُـمــــــــــَــ
💚🌼🍃عــــــــــَـجــــــــــِّـلــــــــــْ
💚🌼🍃لــــــــــِـوَلـــــــــــیــــــــــِـڪــْ
💚🌼🍃ألــــــــــْـفــــــــــَـرَجــــــــــ
💚🌼🍃الّلهُمَّ صَلِّ
💚🌼🍃عَلَی مُحَمَّدٍ
💚🌼🍃وَآلِ مُحَمَّدٍ
💚🌼🍃وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
﷽
❣ چرا به #امام_رضا علیهالسلام #غریب میگوییم؟
📍معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام معصوم عیار زیارت را بالا میبرد. یکی از پایههای معرفتی که حق امام رضا علیهالسلام است و باید آنرا بدانیم، این است که ایشان غریب هستند.
1️⃣ غربت از جهت دور ماندن اجباری از وطن، اهل و عیال و فرزند گرامیش. اوج این غربت در صحنه تشییع پیکر مطهر است که هیچ کس از اهل خانواده پای تابوت ایشان حضور ندارند.
2️⃣ انکار امامت حضرت، توسط شیعیان و نمایندگان پدر بزرگوارشان به منظور تصاحب اموالی که نزد آنها به امانت گذاشته شده بود.
3️⃣ انکار امام جواد علیهالسلام به عنوان فرزند حضرت و چه غربتی بالاتر از اینکه بستگان نزدیک، فرزندی اولاد انسان را نپذیرند.
4️⃣ جدایی از قبر جدشان رسول گرامی اسلام و دفن شدن در کنار هارون الرشید
5️⃣ تحمیل ولایت عهدی بر امام رضا علیهالسلام و دور شدن حضرت از کارهایی که یک امام میتوانست در جهت هدایت مردم انجام دهد.
🎤 استاد #امینی_خواه
┄
❣ چرا به #امام_رضا علیهالسلام #غریب میگوییم؟
📍معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام معصوم عیار زیارت را بالا میبرد. یکی از پایههای معرفتی که حق امام رضا علیهالسلام است و باید آنرا بدانیم، این است که ایشان غریب هستند.
1️⃣ غربت از جهت دور ماندن اجباری از وطن، اهل و عیال و فرزند گرامیش. اوج این غربت در صحنه تشییع پیکر مطهر است که هیچ کس از اهل خانواده پای تابوت ایشان حضور ندارند.
2️⃣ انکار امامت حضرت، توسط شیعیان و نمایندگان پدر بزرگوارشان به منظور تصاحب اموالی که نزد آنها به امانت گذاشته شده بود.
3️⃣ انکار امام جواد علیهالسلام به عنوان فرزند حضرت و چه غربتی بالاتر از اینکه بستگان نزدیک، فرزندی اولاد انسان را نپذیرند.
4️⃣ جدایی از قبر جدشان رسول گرامی اسلام و دفن شدن در کنار هارون الرشید
5️⃣ تحمیل ولایت عهدی بر امام رضا علیهالسلام و دور شدن حضرت از کارهایی که یک امام میتوانست در جهت هدایت مردم انجام دهد.
🎤 استاد #امینی_خواه
┄
به دستخط سردار شهید تنگسیری
ده سفارش از امام غریب، امام رضا علیهالسلام
یکم: در خوشحال کردن مردم بکوشید تا در قیامت خدا خوشحالتان کند.
دوم: تا میتوانید سکوت اختیار کنید، که سکوت موجب محبت است (میشود).
سوم: در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیر در امور دنیا و آخرت در گرو آن است.
چهارم: به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.
پنجم: در برقراری صله رحم ثابتقدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.
ششم: به کسی که از خدا نمیترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد نه نجابت و کرم.
هفتم: بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه بزرگ میکند.
هشتم: حقالناس را رعایت کنید که دوستی محمد و آل محمد بدون آن پذیرفته نیست.
نهم: از بخششی که زیانش برای تو بیش از سود است که به دیگران میرسد حذر کن.
دهم: بسیار مراقب کردار خود باشید تا مورد تهمت و اتهام قرار نگیرید که در آن صورت حق ملامت نخواهید داشت.
به نیت خادمالرضای دریادل، محضر حضرت سلطان صلوات
ده سفارش از امام غریب، امام رضا علیهالسلام
یکم: در خوشحال کردن مردم بکوشید تا در قیامت خدا خوشحالتان کند.
دوم: تا میتوانید سکوت اختیار کنید، که سکوت موجب محبت است (میشود).
سوم: در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیر در امور دنیا و آخرت در گرو آن است.
چهارم: به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.
پنجم: در برقراری صله رحم ثابتقدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.
ششم: به کسی که از خدا نمیترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد نه نجابت و کرم.
هفتم: بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه بزرگ میکند.
هشتم: حقالناس را رعایت کنید که دوستی محمد و آل محمد بدون آن پذیرفته نیست.
نهم: از بخششی که زیانش برای تو بیش از سود است که به دیگران میرسد حذر کن.
دهم: بسیار مراقب کردار خود باشید تا مورد تهمت و اتهام قرار نگیرید که در آن صورت حق ملامت نخواهید داشت.
به نیت خادمالرضای دریادل، محضر حضرت سلطان صلوات
#تلنگرانه ⚠️
هر سال بعدازماه محرم وصفر که میشد مرحوم علامه امینی خطاب به عزاداران سید الشهدا علیه السلام می فرمودند :
کبوتر بازها وقتی یه کبوتر از بازار می خرند ،
چند روزی بال و پرش رو می بندند ،
روی پشت بام خو نه بهش آب و دانه میدن ،
بعد چند روز بال و پرش رو باز می کنند ، و پروازش میدن،
اگه اون کبوتر رفت و مجددأ
برگشت روی همون پشت بام نشست ،
میگن هنر داره و رگه داره ، اما اگه
برنگشت و رفت ،
روی پشت بام کس دیگه ای نشست ، میگن بی هنر وبی رگ بود !
(آهای مردم آهای جوان ها ، محرم و صفرگذشت)
و توی این دو ماه امام حسین(علیه السلام )
ما ها رو خرید ،
بال وپر مون رو بست پیش خودش نگه داشت ،
در این دو ماه میهمان امام حسین
(علیه السلام ) بودیم
و هر جا دعوتمون کردند به احترام
امام حسین(علیه السلام ) بود
و در واقع از آب و نان امام حسین
(علیه السلام ) خوردیم ،
حالا بعد دو ماه بال و پر مون رو باز کرده
که پرواز کنیم ،
نکنه که بی هنر و بی رگ باشیم ،
بریم روی بام کس دیگه بشینیم ،
نکنه نان ونمک بخوریم و نمکدون بشکنیم ،
بیایید به امام حسین(علیه السلام )یه قول بدیم ،
قول بدیم که تا ماه محرم سال دیگه
فقط کبوتر امام حسین(علیه السلام ) باشیم
وفقط واسه اون پرواز کنیم،
وفقط روی پشت بام اون بشینیم.
#حسیــݩجاݩ💔
هر سال بعدازماه محرم وصفر که میشد مرحوم علامه امینی خطاب به عزاداران سید الشهدا علیه السلام می فرمودند :
کبوتر بازها وقتی یه کبوتر از بازار می خرند ،
چند روزی بال و پرش رو می بندند ،
روی پشت بام خو نه بهش آب و دانه میدن ،
بعد چند روز بال و پرش رو باز می کنند ، و پروازش میدن،
اگه اون کبوتر رفت و مجددأ
برگشت روی همون پشت بام نشست ،
میگن هنر داره و رگه داره ، اما اگه
برنگشت و رفت ،
روی پشت بام کس دیگه ای نشست ، میگن بی هنر وبی رگ بود !
(آهای مردم آهای جوان ها ، محرم و صفرگذشت)
و توی این دو ماه امام حسین(علیه السلام )
ما ها رو خرید ،
بال وپر مون رو بست پیش خودش نگه داشت ،
در این دو ماه میهمان امام حسین
(علیه السلام ) بودیم
و هر جا دعوتمون کردند به احترام
امام حسین(علیه السلام ) بود
و در واقع از آب و نان امام حسین
(علیه السلام ) خوردیم ،
حالا بعد دو ماه بال و پر مون رو باز کرده
که پرواز کنیم ،
نکنه که بی هنر و بی رگ باشیم ،
بریم روی بام کس دیگه بشینیم ،
نکنه نان ونمک بخوریم و نمکدون بشکنیم ،
بیایید به امام حسین(علیه السلام )یه قول بدیم ،
قول بدیم که تا ماه محرم سال دیگه
فقط کبوتر امام حسین(علیه السلام ) باشیم
وفقط واسه اون پرواز کنیم،
وفقط روی پشت بام اون بشینیم.
#حسیــݩجاݩ💔
♦️ماجرای توسل پسرم مجتبی به امام رضا(علیه السلام ) برای آزادی من از زندان پهلوی
رهبر شهید انقلاب:
🔹همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیهالسلام) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.
🔹کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیهالسلام) میکرده و به او توسل میجست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانههای تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت میکرده و به شدت اشک میریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.
🔹دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
رهبر شهید انقلاب:
🔹همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیهالسلام) میبرده و به او میگفته: به وسیله امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.
🔹کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیهالسلام) میکرده و به او توسل میجست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانههای تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت میکرده و به شدت اشک میریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.
🔹دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در میآید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آنها تماس گرفته بودم.
آنھاچفیهداشتند…
توچادردارۍ...!
آنانچفیهمیبستندتابسیجیواربجنگند..
توچادرمیپوشےتازهرایےزندگےڪنے.. آنانچفیهراخیسمیکردنتانفسهایشان آلودهیشیمیایینشود..
توچادرمیپوشےتاازنفسهاےآلودهدورباشے..
آنانباچفیهزخمهایشانرامیبستند..
تووقتیچادرۍمیبینےیادزخمپہلوۍمادرمیافتے..
آنانسرخیخونشانرابهسیاهیچادرتامانت
دادهاند..
توچادرسیاهترامحڪممیپوشےتاامانتدار خوبیباشی..
توچادردارۍ...!
آنانچفیهمیبستندتابسیجیواربجنگند..
توچادرمیپوشےتازهرایےزندگےڪنے.. آنانچفیهراخیسمیکردنتانفسهایشان آلودهیشیمیایینشود..
توچادرمیپوشےتاازنفسهاےآلودهدورباشے..
آنانباچفیهزخمهایشانرامیبستند..
تووقتیچادرۍمیبینےیادزخمپہلوۍمادرمیافتے..
آنانسرخیخونشانرابهسیاهیچادرتامانت
دادهاند..
توچادرسیاهترامحڪممیپوشےتاامانتدار خوبیباشی..
بیا دوباره باز تکیه به اون عصا بزن
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
یه غصه تو دلم شده دوباره قاتلم
چه آتشی شده داره میسوزه حاصلم
تویی نگار من امام اقتدار من
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مگه از آهنه دلم برا تو میزنه
شهادتت آقا هنوز دلم رو میشکنه
ان شاءالله خون تو ریشه ظلمو میکنه
شهید تشنه لب امام روزه دار من
رسیدی کربلا زیارتت قبول آقا
حالا چیکار کنیم با جای خالی شما
چجوری سر کنیم زندگی رو بدون تو
چطور ما زنده ایم روی زمین خون تو
بیا دوباره باز تکیه به اون عصا بزن
بازم رجز بخون به دل دشمنا بزن
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مداحی شهید تشنه لب امام روزه دار من
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات
میون مدرسه فدا شدن همه برات
رقیه ها همه به صف شدن تو همهمه
با زخم پهلوشون دارن میگن یا فاطمه
کنار باغبون همینجا زیر آسمون
یه گل نه صد تا گل پرپر شدن میون خون
فدا شدن همه به عشق صاحب الزمون
شهید تشنه لب امام روزه دار من
تو رو که بوسیدم نگفتی بار آخره
کجایی دخترم این ناله یه مادره
تو خاک مدرسه پی تنت میگردمو
نمیدونم باید به کی بگم این دردمو
کجایی دخترم که مادرت بیچاره شد
تو زیر آوارو پدر تو آواره شد
کتاب و دفترت خونی و پاره پاره شد
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات میون مدرسه فدا شدن همه برات
به یاد رهبرم شهیدمان 🌷😭🇮🇷💔💔
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
یه غصه تو دلم شده دوباره قاتلم
چه آتشی شده داره میسوزه حاصلم
تویی نگار من امام اقتدار من
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مگه از آهنه دلم برا تو میزنه
شهادتت آقا هنوز دلم رو میشکنه
ان شاءالله خون تو ریشه ظلمو میکنه
شهید تشنه لب امام روزه دار من
رسیدی کربلا زیارتت قبول آقا
حالا چیکار کنیم با جای خالی شما
چجوری سر کنیم زندگی رو بدون تو
چطور ما زنده ایم روی زمین خون تو
بیا دوباره باز تکیه به اون عصا بزن
بازم رجز بخون به دل دشمنا بزن
دلامونو ببر خنده به روی ما بزن
شهید تشنه لب امام روزه دار من
مداحی شهید تشنه لب امام روزه دار من
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات
میون مدرسه فدا شدن همه برات
رقیه ها همه به صف شدن تو همهمه
با زخم پهلوشون دارن میگن یا فاطمه
کنار باغبون همینجا زیر آسمون
یه گل نه صد تا گل پرپر شدن میون خون
فدا شدن همه به عشق صاحب الزمون
شهید تشنه لب امام روزه دار من
تو رو که بوسیدم نگفتی بار آخره
کجایی دخترم این ناله یه مادره
تو خاک مدرسه پی تنت میگردمو
نمیدونم باید به کی بگم این دردمو
کجایی دخترم که مادرت بیچاره شد
تو زیر آوارو پدر تو آواره شد
کتاب و دفترت خونی و پاره پاره شد
حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام
ببین که دخترات زبون روزه پا به پات میون مدرسه فدا شدن همه برات
به یاد رهبرم شهیدمان 🌷😭🇮🇷💔💔
رفیق!
به هیچکس وابسته نشو
الّا حسین علیهالسلام
بهترینها تا ورودیِ قبر هستن باهات
اما حسین علیهالسلام...!
الی الابد...
#شهید_هادی_باغبانی
به هیچکس وابسته نشو
الّا حسین علیهالسلام
بهترینها تا ورودیِ قبر هستن باهات
اما حسین علیهالسلام...!
الی الابد...
#شهید_هادی_باغبانی
پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم
آن را ذخیره کفن و گور می کنیم
عزاداری هاتون
قبول درگاه حق
ربیع الاول مبارک باد
آن را ذخیره کفن و گور می کنیم
عزاداری هاتون
قبول درگاه حق
ربیع الاول مبارک باد
خانم جان
ممنون از اینکه به ما اجازه دادی
برای پسرت نوکری کنیم
کم مارو به زیاد خودتون ببخشید((:😭
ان شاءالله بازم به ما اجازه نوکری بدید💔
#یازهرا
ممنون از اینکه به ما اجازه دادی
برای پسرت نوکری کنیم
کم مارو به زیاد خودتون ببخشید((:😭
ان شاءالله بازم به ما اجازه نوکری بدید💔
#یازهرا
تموم شد…💔
دوماه عشق و عاشقی تموم شد((:
البته امسال باید بگیم پنج ماه عشق و عاشقی
امسال محرم ما از ۹ اسفند شروع شد
مشکی پوشیدن ما از عاشورای ماه رمضان شروع شد
حالا دیگه نوکر باید مشکی خودش رو در بیاره
آقاجان! این نشه که این پیراهن مشکیها آخرین مشکیهای عمرمون باشه😭
بازم ما رو دعوت کن
بازم ما رو بخواه…
بخواه تا باز برات نوکری کنیم🖤
دوماه عشق و عاشقی تموم شد((:
البته امسال باید بگیم پنج ماه عشق و عاشقی
امسال محرم ما از ۹ اسفند شروع شد
مشکی پوشیدن ما از عاشورای ماه رمضان شروع شد
حالا دیگه نوکر باید مشکی خودش رو در بیاره
آقاجان! این نشه که این پیراهن مشکیها آخرین مشکیهای عمرمون باشه😭
بازم ما رو دعوت کن
بازم ما رو بخواه…
بخواه تا باز برات نوکری کنیم🖤
شهید مصطفی مقید به احکام شرعی
مثل نماز و روزه و حتی پرداخت خمس
بود.یکی ازخصوصیات بارز ایشون حجب
و حیا و نجابت بود.خیلی از دوستانش
میگن این جوان نسبت به #نامحرم
بسیار محجوب بود.نه تنها نگاه نمی کرد
حتی درباره نامحرم حرفی هم نمی زد🧡!
#شهیدمصطفیعلیخانی✨🕊
مثل نماز و روزه و حتی پرداخت خمس
بود.یکی ازخصوصیات بارز ایشون حجب
و حیا و نجابت بود.خیلی از دوستانش
میگن این جوان نسبت به #نامحرم
بسیار محجوب بود.نه تنها نگاه نمی کرد
حتی درباره نامحرم حرفی هم نمی زد🧡!
#شهیدمصطفیعلیخانی✨🕊
🔹شهیده نخبه علمی و ورزشی،
نرگس حاجیملاحیدر، از شهدای
جنگ تحمیلی رمضان
🔹دخترم رزق شهادتش را از
دعای عهد گرفت. زمانی که دخترم
از تشییع شهید حاجقاسم سلیمانی
برگشته بود، در خواب دیده بود که
شهید نصیحتی به او کرده و گفته بود
اگر میخواهید پیشرفتی در دروس و
زندگی داشته باشید از وقتتان خوب
استفاده کنید.
🔹برای همین نرگس با این نصیحتِ
شهید، دیدن فیلم و سریال را کنار
گذاشته بود و هر کجا در مسیرش کم
میآورد، متوسل به شهید سلیمانی میشد
نرگس حاجیملاحیدر، از شهدای
جنگ تحمیلی رمضان
🔹دخترم رزق شهادتش را از
دعای عهد گرفت. زمانی که دخترم
از تشییع شهید حاجقاسم سلیمانی
برگشته بود، در خواب دیده بود که
شهید نصیحتی به او کرده و گفته بود
اگر میخواهید پیشرفتی در دروس و
زندگی داشته باشید از وقتتان خوب
استفاده کنید.
🔹برای همین نرگس با این نصیحتِ
شهید، دیدن فیلم و سریال را کنار
گذاشته بود و هر کجا در مسیرش کم
میآورد، متوسل به شهید سلیمانی میشد
🔹همه از ارادت نرگس به امام رضاعلیه السلام خبر
داشتند؛ این دلبستگی به امام رضا علیه السلام برای
خانواده و اطرافیانش کاملاً شناختهشده بود.
🔹پس از شهادت نرگس، مادرش از اینکه
دخترش وصیتنامهای از خود به جا
نگذاشته بود ناراحتی میکرد. تا اینکه
آن شب نرگسُ در خواب دید.
🔹نرگس گفت:
«من نوشتهای دارم که تو اتاقمه»
دو ماه از دیدن آن خواب گذشت ولی
کسی موفق به پیدا کردن آن نشد...
🔹یه روز برادر نرگس، از سردلتنگی،
با خواهرش دردِ دل کرد و گفت:
«مگر نگفتی نوشته داری؟ پس کجاست؟»
🔹هنوز ساعتی ازاین دردِدل نگذشته بود
که مادر با حسین تماس گرفت و گفت:
«نوشته را پیدا کردم.»
🔹کنار سکهی نمادین حرم امام رضا علیه السلام
که نرگس در روز تولدش هدیه گرفته بود،
پیداش کردم؛
🖊یادداشتی با دستخط خود
شهیده که روی آن نوشته بود:
به نام خدا.. سلام امام رضا جانم
از شما میخواهم برای این دو
آرزوی من دعا کنید:
1⃣ماندن و رشد در مسیر حق، مبارزه
با باطل و ادامه دادن این راه با لذت.
2⃣عاقبتبخیری و انشاءالله شهادت
در راه حسینی، بهعنوان شیعهی
امیرالمؤمنین(علیه السلام ) و پیرو تفکر حاجقاسمی.ا
داشتند؛ این دلبستگی به امام رضا علیه السلام برای
خانواده و اطرافیانش کاملاً شناختهشده بود.
🔹پس از شهادت نرگس، مادرش از اینکه
دخترش وصیتنامهای از خود به جا
نگذاشته بود ناراحتی میکرد. تا اینکه
آن شب نرگسُ در خواب دید.
🔹نرگس گفت:
«من نوشتهای دارم که تو اتاقمه»
دو ماه از دیدن آن خواب گذشت ولی
کسی موفق به پیدا کردن آن نشد...
🔹یه روز برادر نرگس، از سردلتنگی،
با خواهرش دردِ دل کرد و گفت:
«مگر نگفتی نوشته داری؟ پس کجاست؟»
🔹هنوز ساعتی ازاین دردِدل نگذشته بود
که مادر با حسین تماس گرفت و گفت:
«نوشته را پیدا کردم.»
🔹کنار سکهی نمادین حرم امام رضا علیه السلام
که نرگس در روز تولدش هدیه گرفته بود،
پیداش کردم؛
🖊یادداشتی با دستخط خود
شهیده که روی آن نوشته بود:
به نام خدا.. سلام امام رضا جانم
از شما میخواهم برای این دو
آرزوی من دعا کنید:
1⃣ماندن و رشد در مسیر حق، مبارزه
با باطل و ادامه دادن این راه با لذت.
2⃣عاقبتبخیری و انشاءالله شهادت
در راه حسینی، بهعنوان شیعهی
امیرالمؤمنین(علیه السلام ) و پیرو تفکر حاجقاسمی.ا