چه می خواهم از دنیا؟!
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد
و دیوارهایش در مقابل ناامنی غم ها
و خاطرات آدم ها، حفاظ داشته باشد
جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ
و مداد و کتاب هایم
من باشم و بی خیالی ها، من باشم و آرامش،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد
و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند
چه می خواهم از دنیا؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن،
کمی به حال خود بودن، کمی خلوت، کمی رفتن،
وَ بی خبر بودن
و بی خبر بودن
و بی خبر بودن !
"ناشناس"
@AxoCaption
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد
و دیوارهایش در مقابل ناامنی غم ها
و خاطرات آدم ها، حفاظ داشته باشد
جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ
و مداد و کتاب هایم
من باشم و بی خیالی ها، من باشم و آرامش،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد
و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند
چه می خواهم از دنیا؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن،
کمی به حال خود بودن، کمی خلوت، کمی رفتن،
وَ بی خبر بودن
و بی خبر بودن
و بی خبر بودن !
"ناشناس"
@AxoCaption
آدم وقتی لبریز است از یاد کسی، هر روز هر جا که میرود یادش را با خودش میبرد. در عصرهای بارانی یا غروبهای پاییزی یا شبهای دلتنگی با یادش قدم میزند. در کافهها، در عطر قهوهها، در شعرها و آوازها، دست یادش را میگیرد، با یادش غمگین یا خوشحال میشود، میخندد یا گریه میکند. آدم وقتی با یاد یک نفر در مغزش یا در کنج سینهاش زندگی میکند، دیگر تنها نیست. هرکسی یاد خودش را دارد، و با آن عاشقانه زندگی میکند …
"ناشناس"
@AxoCaption
"ناشناس"
@AxoCaption
آدمهای مهربون,
هزار زخم را تحمل میکنن
ولی اگه دلشون
بشکنه دیگه نه ناز
میکشن نه انتظار
میکشن,نه آه میکشن
نه درد میکشن
نه فریادمیکشن، فقط
دست میکشن و میرن ..
@AxoCaption
هزار زخم را تحمل میکنن
ولی اگه دلشون
بشکنه دیگه نه ناز
میکشن نه انتظار
میکشن,نه آه میکشن
نه درد میکشن
نه فریادمیکشن، فقط
دست میکشن و میرن ..
@AxoCaption
❤3
میدانی !؟
برای قضاوت دیگری
تنها کفشش را پوشیدن و با آن
قدم زدن کافی نیست
تو با این کار تنها خار های رفته
در پایش را حس می کنی
خنجر هایی که از پشت می زنند می ماند
بلاهایی که بر سرش نازل می شود
می ماند... درد هایی که باعث لنگر
انداختن زانوانش می شود می ماند ...
پس با خودت تکرار کن
من "او " نیستم
نمی توانم جایش باشم
قرار نیست مانند او باشم
پس حق قضاوت هم ندارم ..!
@AxoCaption
برای قضاوت دیگری
تنها کفشش را پوشیدن و با آن
قدم زدن کافی نیست
تو با این کار تنها خار های رفته
در پایش را حس می کنی
خنجر هایی که از پشت می زنند می ماند
بلاهایی که بر سرش نازل می شود
می ماند... درد هایی که باعث لنگر
انداختن زانوانش می شود می ماند ...
پس با خودت تکرار کن
من "او " نیستم
نمی توانم جایش باشم
قرار نیست مانند او باشم
پس حق قضاوت هم ندارم ..!
@AxoCaption
❤2
اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست بیاورید ؛ کسی نمیتواند به آنها توهین کند.
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید یا به فکر فرو میروید
"برتراند راسل"
@AxoCaption
اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمیشوید؛
یا میخندید یا به فکر فرو میروید
"برتراند راسل"
@AxoCaption
زندگی کردن با حسادت خیلی سخته. مثل این میمونه که جهنم کوچکت رو با خودت هی این طرف و اون طرف ببری.
"هاروکی موراکامی"
@AxoCaption
"هاروکی موراکامی"
@AxoCaption
بگو چگونه بميرمت
كه اينگونه در من نفس مي كشي
بگو چگونه وابسته ي بودنت نباشم
كه اينگونه زندگي ام را با من قدم مي زني
و خنده ات را بيخ گوشم جا مي گذاري
بگو چگونه در تو حبس نباشم
كه اينگونه در من جاري هستي
تو بگو چگونه ترسِ از دست دادنت را نداشته باشم
كه اينگونه با تو حالم خوب است
"شیما سبحانی"
@AxoCaption
كه اينگونه در من نفس مي كشي
بگو چگونه وابسته ي بودنت نباشم
كه اينگونه زندگي ام را با من قدم مي زني
و خنده ات را بيخ گوشم جا مي گذاري
بگو چگونه در تو حبس نباشم
كه اينگونه در من جاري هستي
تو بگو چگونه ترسِ از دست دادنت را نداشته باشم
كه اينگونه با تو حالم خوب است
"شیما سبحانی"
@AxoCaption
من درباره ی تو ،
به آن ها نگفتم اما
تو را در کلماتِ نوشته شده ام دیده اند.
عطرِ عشق
نمی تواند پنهان بماند ..
"نزار قربانی"
@AxoCaption
به آن ها نگفتم اما
تو را در کلماتِ نوشته شده ام دیده اند.
عطرِ عشق
نمی تواند پنهان بماند ..
"نزار قربانی"
@AxoCaption
❤4
به بودنها دیر عادت کن
و به نبودنها زود..
مردم نبودن را بهتر بلدند ...!
"ویسلاوا شیمبورسکا"
@AxoCaption
و به نبودنها زود..
مردم نبودن را بهتر بلدند ...!
"ویسلاوا شیمبورسکا"
@AxoCaption
❤5
شکسپیر میگوید :
وقتی میتوانستم صحبت کنم ، گفتند: گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم ، مرا کار کردن آموختند ...
وقتی کاری پیدا کردم ، ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم ، بچه ها آمدند
وقتی آنها را درک کردم ، مرا ترک کردند...!!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم ، زندگی تمام شد...
@AxoCaption
وقتی میتوانستم صحبت کنم ، گفتند: گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم ، مرا کار کردن آموختند ...
وقتی کاری پیدا کردم ، ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم ، بچه ها آمدند
وقتی آنها را درک کردم ، مرا ترک کردند...!!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم ، زندگی تمام شد...
@AxoCaption
❤8
این عطر را....
ڪه به تنت می زنی...
موسیقی آرامی است....
با "امضا ے" خاص تو....
ڪـه جعل اش محال است...!!
"نزار قبانی"
@AxoCaption
ڪه به تنت می زنی...
موسیقی آرامی است....
با "امضا ے" خاص تو....
ڪـه جعل اش محال است...!!
"نزار قبانی"
@AxoCaption