یکی و پیدا کنید که اهلِ تون باشه
اهلِ حالِ غمگینِ دلتون
اهلِ حرفهای هنوز نگفته ی روی لبهاتون
اهلِ اشکهای نریخته ی توی چشمهاتون
اهلِ دیوانه بازی ها و عاشقی کردن باهاتون باشه.
حال بد و خوبتون رو با جان و دلش خریدار باشه
بدونه وقتی ناراحتین چطور دوستتون داشته باشه و شمارو تو دایره ی توجه هاتش بزاره.
کسی که شوق و ذوق تون رو داشته باشه.
یکی که وقتی بهتون نگاه میکنه دلتون غنج بره از این همه علاقه ای که تو نگاهشه.
یکی که مثلِ یک صفحه ی شطرنج به خوبی بلدتون باشه.
یکی و پیدا کنید که اهلِ حال و هوای ابری و گرفته ی دلتون باشه.
اهلِ دوست داشتنتون
اهلِ حالِ عجیب غریبه بهم ریختتون باشه.
تو هر لباس و هر شکل و قیافه ای که باشید وقتی به سمتش پرواز میکنید بال و پر تون رو نچینه.
هیچوقت ذره ای حتی توی دلتون به دوست داشتنش شک نکنید و پیش خودتون نگید:
الان دوستم داره یا نداره؟
یکی که تا دنیا دنیاست بخوادتون و حریفِ دل و قلبتون که پر شده از عطر و هوایِ اون باشه.
"فرگل مشتاقی"
@AxoCaption
اهلِ حالِ غمگینِ دلتون
اهلِ حرفهای هنوز نگفته ی روی لبهاتون
اهلِ اشکهای نریخته ی توی چشمهاتون
اهلِ دیوانه بازی ها و عاشقی کردن باهاتون باشه.
حال بد و خوبتون رو با جان و دلش خریدار باشه
بدونه وقتی ناراحتین چطور دوستتون داشته باشه و شمارو تو دایره ی توجه هاتش بزاره.
کسی که شوق و ذوق تون رو داشته باشه.
یکی که وقتی بهتون نگاه میکنه دلتون غنج بره از این همه علاقه ای که تو نگاهشه.
یکی که مثلِ یک صفحه ی شطرنج به خوبی بلدتون باشه.
یکی و پیدا کنید که اهلِ حال و هوای ابری و گرفته ی دلتون باشه.
اهلِ دوست داشتنتون
اهلِ حالِ عجیب غریبه بهم ریختتون باشه.
تو هر لباس و هر شکل و قیافه ای که باشید وقتی به سمتش پرواز میکنید بال و پر تون رو نچینه.
هیچوقت ذره ای حتی توی دلتون به دوست داشتنش شک نکنید و پیش خودتون نگید:
الان دوستم داره یا نداره؟
یکی که تا دنیا دنیاست بخوادتون و حریفِ دل و قلبتون که پر شده از عطر و هوایِ اون باشه.
"فرگل مشتاقی"
@AxoCaption
❤1
پاییز باشد وکسی نباشدپا به پای دلت دیوانگی کند وشانه به شانه ی بغضت ببارد
دست به دستت
پس کوچه های خیالت را قدم بزند؛
پاییز باشد وکسی نباشدتو را به موسیقی باد و باران به آواز و رقصِ برگها دعوت کند مقابلت بنشیند
برایت چایی بریزد
فالِ حافظ بگیرد
و به فالت از ته دل بخندد؛
پاییز است...!
فکری برای آمدنت نمیکنی...!؟
"لیلا مقربی"
@AxoCaption
دست به دستت
پس کوچه های خیالت را قدم بزند؛
پاییز باشد وکسی نباشدتو را به موسیقی باد و باران به آواز و رقصِ برگها دعوت کند مقابلت بنشیند
برایت چایی بریزد
فالِ حافظ بگیرد
و به فالت از ته دل بخندد؛
پاییز است...!
فکری برای آمدنت نمیکنی...!؟
"لیلا مقربی"
@AxoCaption
چه می خواهم از دنیا؟!
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد
و دیوارهایش در مقابل ناامنی غم ها
و خاطرات آدم ها، حفاظ داشته باشد
جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ
و مداد و کتاب هایم
من باشم و بی خیالی ها، من باشم و آرامش،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد
و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند
چه می خواهم از دنیا؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن،
کمی به حال خود بودن، کمی خلوت، کمی رفتن،
وَ بی خبر بودن
و بی خبر بودن
و بی خبر بودن !
"ناشناس"
@AxoCaption
گوشه ی دنجی که عایقِ دغدغه باشد
و دیوارهایش در مقابل ناامنی غم ها
و خاطرات آدم ها، حفاظ داشته باشد
جایی که من باشم و موسیقی و کاغذ
و مداد و کتاب هایم
من باشم و بی خیالی ها، من باشم و آرامش،
من باشم و تنهایی و جهانی که با من کاری ندارد
و آدم هایی که سراغم را نمی گیرند
چه می خواهم از دنیا؟
مدتی به دور از شلوغی و دغدغه ها زیستن،
کمی به حال خود بودن، کمی خلوت، کمی رفتن،
وَ بی خبر بودن
و بی خبر بودن
و بی خبر بودن !
"ناشناس"
@AxoCaption
آدم وقتی لبریز است از یاد کسی، هر روز هر جا که میرود یادش را با خودش میبرد. در عصرهای بارانی یا غروبهای پاییزی یا شبهای دلتنگی با یادش قدم میزند. در کافهها، در عطر قهوهها، در شعرها و آوازها، دست یادش را میگیرد، با یادش غمگین یا خوشحال میشود، میخندد یا گریه میکند. آدم وقتی با یاد یک نفر در مغزش یا در کنج سینهاش زندگی میکند، دیگر تنها نیست. هرکسی یاد خودش را دارد، و با آن عاشقانه زندگی میکند …
"ناشناس"
@AxoCaption
"ناشناس"
@AxoCaption
آدمهای مهربون,
هزار زخم را تحمل میکنن
ولی اگه دلشون
بشکنه دیگه نه ناز
میکشن نه انتظار
میکشن,نه آه میکشن
نه درد میکشن
نه فریادمیکشن، فقط
دست میکشن و میرن ..
@AxoCaption
هزار زخم را تحمل میکنن
ولی اگه دلشون
بشکنه دیگه نه ناز
میکشن نه انتظار
میکشن,نه آه میکشن
نه درد میکشن
نه فریادمیکشن، فقط
دست میکشن و میرن ..
@AxoCaption
❤3