و آدمیزاد هرگز صبحی را که شب قبلش مرده بود ولی دوباره برخاست و زندگی کرد را از یاد نمیبرد.
امیدوارم رنجت به پایان رسد جانِ من.
که زندگی با تو چه ها نکرد و تو همچنان لبخند زدی.
که زندگی با تو چه ها نکرد و تو همچنان لبخند زدی.
من خیلی آدم بد غمی هستم.
یعنی غم بهم اصابت میکنه و وارد سلولهام میشه و کسی هم نمیتونه کمکم کنه.
یعنی غم بهم اصابت میکنه و وارد سلولهام میشه و کسی هم نمیتونه کمکم کنه.
و در آخر کسی رنجت میدهد که هزاران بار به اون گفته بودی از رنج کشیدن خستهای.
سختتر از خود گریه، اون گریهایه که نمیاد.
همهی وجودت رو گرفته ولی از چشمهات بیرون نمیاد.
همهی وجودت رو گرفته ولی از چشمهات بیرون نمیاد.