از وضعیتم اگه بخوام بگم، اینجوریم که هر روز چند دیقه به این فکر میکنم که برق چشمهام دوباره برمیگرده یا نه.
همهش نگرانم به کسی زحمت ندم. مزاحم نشم و وقت نگیرم. اگه میدونستم کی میمیرم، یه ساعت زودتر میرفتم قبرستون تو قبرم میخوابیدم که کسی تو زحمت نیفته.
هالووین برای خارجیهاییه که خاورمیانه رو تا حالا از نزدیک ندیدن و دنبال هیجان مصنوعی میگردن.
شما چرا توش شرکت میکنین؟
شما چرا توش شرکت میکنین؟
تو حق این رو داری هر چی از دهنت در میاد بگی ولی گوه میخوری اگه بعدش کسی جوابت رو داد ناراحت شی.
هرجا میرسم خوابم میاد، فقط خوابم میاد، میخوام روی زمین دانشگاه، پیادهرو، سوپری، وسط رانندگی، توی اسنپ، هرجا که بشه بخوابم و دراز بکشم.
بعضیوقتها یه مشکلی تو زندگیم انقدر تکرار میشه که از یه جایی به بعد روم نمیشه به کسی بگم دوباره به خاطر این موضوع ناراحتم.
شاید باورتون نشه ولی چند تا از عزیزترین آدمهای زندگیم بعد از گفتن یه جمله، تاکید میکنم فقط یه جمله، دیگه عزیزترین آدم زندگیم نبودن.
معلومه که وقتی به نصیحت نیاز دارم با خودم صحبت میکنم. منظورت چیه که تو این کار رو نمیکنی؟
در خانوادههای ایرانی حفظ آبرو همیشه مهمتر از حفظ سلامت روان بوده. در واقع ما برای برنده شدن در برابر مردم به خودمون میبازیم و در نهایت میشیم یه تعداد روانی آبرومند.
بعضیوقتها باید چیزی که فکر میکردیم میخوایم رو از دست بدیم تا چیزهایی که لیاقتشون رو داریم بهدست بیاریم.