نمیتوانم توضیح بدهم که منظورم چیست و حتی اگر میتوانستم هم مطمئن نیستم که حسش را داشته باشم.
هیچی بیشتر از این من رو نمیترسونه که صبح بیدار شم و ببینم گلوم یه جوریه.
شاید فکر کنی زندگی خیلی کصشره ولی حداقل در حال نوشتن یه پاراگراف بلند برای یه پسر نیستی.
متأسفانه من خیلی حساستر از چیزیم که به نظر میاد.
پس اگه فکر کردی ناراحت نشدم، شدم.
فقط سکوت کردم تا از درگیری و دردسر دوری کنم.
پس اگه فکر کردی ناراحت نشدم، شدم.
فقط سکوت کردم تا از درگیری و دردسر دوری کنم.
آدم وقتی تنهایی از پس یه سری اتفاقات برمیاد دیگه بعدش براش مهم نیست که کی کنارش میمونه و کی از پیشش میره.
سام اصغری یادش رفته رو دستها و زانوهاش اومد تو کنسرت بریتنی در حالی که بریتنی قلادهش رو گرفته بود.
نر ایرانی همینه. قلادهش رو ول کنی دیگه صاحبش رو نمیشناسه.
نر ایرانی همینه. قلادهش رو ول کنی دیگه صاحبش رو نمیشناسه.
اگر میشد صدا را در آغوش کشید، صدای او پناه بود در برابر تمام خستگیهایم.