راستش رو بخواین به نظرم آدما خیلی همدیگه رو اذیت میکنن، بیشتر از اون چیزی که لازم باشه.
راستش رو بخواین به نظرم آدما خیلی همدیگه رو اذیت میکنن، بیشتر از اون چیزی که لازم باشه.
از یه سری از رفتارهای گذشتهم واقعاً پشیمونم.
مثلاً به جای سکوت، میتونستم مشتم رو بزنم تو صورتت.
مثلاً به جای سکوت، میتونستم مشتم رو بزنم تو صورتت.
حوصله ندارم. دلم میخواد ادامه زندگیم رو توی تخت بگذرونم. حالا یا تخت خودم یا تخت آسایشگاه روانی یا تخت غسالخونه.
ایرادی نداره اگه گاهی اوقات غمگین باشی. همهی آدمها آسیب میبینن و گاهی هم گریه میکنن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به گذشته که نگاه میکنم متوجه میشوم سخت ترین بخش زندگی سروکله زدن با آدمهاست.
حالا حس میکنم روی لبهی پرتگاه این دنیا ایستادهام.
یک لایهی دیگر غم روی من بنشیند، سقوط خواهم کرد.
یک لایهی دیگر غم روی من بنشیند، سقوط خواهم کرد.