اون قبلا بود که عذرخواهی میکردم، الآن اگه توهینی به کسی میکنم هم از قصد بوده هم منظور داشتم هم صلاح دونستم.
من آدمها رو رها نمیکنم که بهشون درس بدم.
من آدمها رو رها میکنم چون خودم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم.
من آدمها رو رها میکنم چون خودم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم.
موافقم امینم عزیز، اگه نمیتونن من رو تحمل کنن و باهام مشکلی دارن، They Can Suck My Dick.
رفتار خودم رو که تو شبکههای اجتماعی میبینم متوجه میشم که من تو شبکههای اجتماعی هم غیراجتماعیم.
ما درونگراها دوست پیدا نمیکنیم، ما توسط برونگراها به فرزندی گرفته میشیم.
الآن که فکر میکنم پارسال خیلی احمق بودم.
امسال هم احمقم منتها سال دیگه میفهمم.
امسال هم احمقم منتها سال دیگه میفهمم.
آخرین باری که تو زندگیم خوشحال و بیدغدغه بودم جومونگ داشت دنبال یه تیکه زمین میگشت که گوگوریو رو توش بسازه.
در وجودم حس فقدانیست که قادر به بیان آن نیستم.
گویی همه چیز میتوانست جور دیگری باشد.
گویی همه چیز میتوانست جور دیگری باشد.
اون لحظهای که از آدمی که دوستش داری یه چیزی میبینی و دیگه نمیتونی مثه قبل بهش نگا کنی..
اگه یک دهم خوابآلودگی که توی روز دارم رو توی شب داشتم، نصف مشکلاتم حل میشد.