بعضیها ساعت خواب شبانهشون رو قربانی لذت بردن از سکوت و تاریکی شب میکنن.
من متوجه همه چی میشم ولی خوشم میاد جوری رفتار میکنم که انگار هیچی نمیفهمم.
من هیچوقت آرزوی مرگ کسی رو نکردم ولی بعضی از آگهیهای تسلیت رو با لذت میخونم.
یه روز بدون اینکه بدونیم لباسی رو میخریم که مرگمون در اون اتفاق میفته.
شاید همه با هم بگیم و بخندیم ولی ته دلمون میدونیم که بلیط کی چقد میارزه.
باور کنین من دارم واسه حفظ سلامت روانم قدم برمیدارم ولی بقیه دارن برای ریدن بهش میدوئن.
به نظرم داریم "زندگی" رو اشتباه تلفظ میکنیم.
این "الف" مقصوره داره، مثه موسی.
این "الف" مقصوره داره، مثه موسی.
خدایا ببخشید که تو کارت دخالت کردم و به اون آدم کصشر محبت کردم، حتما یه چیزی میدونستی که دهنش رو گاییده بودی.
من وقتی از خواب بیدار میشم تا وقتی خودم با خودم حرف نزدم بقیه حق ندارن باهام حرف بزنن.
اون قبلا بود که عذرخواهی میکردم، الآن اگه توهینی به کسی میکنم هم از قصد بوده هم منظور داشتم هم صلاح دونستم.