به تنهایی همیشه اینجوری نگا میکنم که اشکال نداره که همه رفتن، خودم هنوز موندم.
یه مقدار حوصله واسم مونده، اونم نگه داشتم واسه کسایی که باهاشون حال میکنم.
من با کسایی بگو بخند کردم که پشت سرم بدترین حرفها رو زدن و فک میکردن من نمیدونم.
با من از حفظ ظاهر حرف نزن.
با من از حفظ ظاهر حرف نزن.
بعضیها ساعت خواب شبانهشون رو قربانی لذت بردن از سکوت و تاریکی شب میکنن.
من متوجه همه چی میشم ولی خوشم میاد جوری رفتار میکنم که انگار هیچی نمیفهمم.
من هیچوقت آرزوی مرگ کسی رو نکردم ولی بعضی از آگهیهای تسلیت رو با لذت میخونم.
یه روز بدون اینکه بدونیم لباسی رو میخریم که مرگمون در اون اتفاق میفته.
شاید همه با هم بگیم و بخندیم ولی ته دلمون میدونیم که بلیط کی چقد میارزه.
باور کنین من دارم واسه حفظ سلامت روانم قدم برمیدارم ولی بقیه دارن برای ریدن بهش میدوئن.