آتالان🌘
دیوار لابیرنت
و اینگونه هزارتوی لابیرنت ساخته میشه. هزارتویی که هرکس تو وارد میشه نمیتونسته زنده برگرده
❤1
اما خب این بچه غذا میخواد، از طرفی هم تازگیا کرت و آتن تو جنگ بودن و کرت برنده شده بوده، در نتیجه آتنی ها رو مجبور میکنه که هر سال ۷ دختر و ۷ پسر نوجوون رو بفرستن تو لابیرنت که غذای مینوتور بشن
❤1
آتالان🌘
اما خب این بچه غذا میخواد، از طرفی هم تازگیا کرت و آتن تو جنگ بودن و کرت برنده شده بوده، در نتیجه آتنی ها رو مجبور میکنه که هر سال ۷ دختر و ۷ پسر نوجوون رو بفرستن تو لابیرنت که غذای مینوتور بشن
شبیه هانگر گیم نیست؟ واقعا الهام تاریخی تو داستانا جالب و هیجان انگیزن
حالا برسیم سراغ قهرمان اصلی داستان تزهئوس که شاهزاده آتن بوده و دیگه نمیتونسته این شرایط رو تحمل کنه
پس تصمیم میگیره امسال به جای یکی از اون ۷ پسر بچه بره لابیرنت و اون هیولا رو بکشه
پس تصمیم میگیره امسال به جای یکی از اون ۷ پسر بچه بره لابیرنت و اون هیولا رو بکشه
وقتی کشتی میرسه به کرت و این ۱۴ تا بچه پیاده میشن دختر پادشاه مینوس یعنی آریادنه تزهئوس رو میبینه و عاشقش میشه
تصمیم میگره کمکش کنه. چالش اصلی تزهئوس کشتن هیولا نبوده، بلکه برگشتن و خارج شدن تز لابیرنت بوده. پس آریادنه بهش یک کلاف کانوا میده که وقتی وارد میشه تو مسیر هی باز کنه تا بتونه موقع برگشت راهش رو پیدا کنه
نخ آریادنه تبدیل شد به یک استعاره برای کل تاریخ که تا امروز هم زنده است.
استعاره ای از چیزی که در میان پیچیدگی، مسیر اصلی رو به تو نشون میده
تو لازم نیست بفهمی لابیرنت چطور ساخته شده. لازم نیست همهی پیچها را به خاطر بسپاری. فقط باید یک ارتباط با نقطهی شروع رو حفظ کنی.
امروز در فرانسوی fil d’Ariane یک اصطلاح کاملاً جاافتاده است: خط راهنما / نخ اصلی / سرنخ هدایتکننده.
انگار نخ آریادنه داره میگه قبل از اینکه وارد بشی، یک چیزی با خودت ببر که اگه گم شدی، بتوانی راه برگشت رو پیدا کنی.
چون راه نجات لزوماً دونستن مقصد نیست.
گاهی فقط داشتن یک رشتهی پیوسته با نقطهای عه که میدونی «من از اینجا شروع کردم»
استعاره ای از چیزی که در میان پیچیدگی، مسیر اصلی رو به تو نشون میده
تو لازم نیست بفهمی لابیرنت چطور ساخته شده. لازم نیست همهی پیچها را به خاطر بسپاری. فقط باید یک ارتباط با نقطهی شروع رو حفظ کنی.
امروز در فرانسوی fil d’Ariane یک اصطلاح کاملاً جاافتاده است: خط راهنما / نخ اصلی / سرنخ هدایتکننده.
انگار نخ آریادنه داره میگه قبل از اینکه وارد بشی، یک چیزی با خودت ببر که اگه گم شدی، بتوانی راه برگشت رو پیدا کنی.
چون راه نجات لزوماً دونستن مقصد نیست.
گاهی فقط داشتن یک رشتهی پیوسته با نقطهای عه که میدونی «من از اینجا شروع کردم»
❤1
خلاصه تزهئوس میره و مینوتور رو میکشه و اون بچه ها رو نجات میده و با نخ آریادنه برمیگرده.
اما آریادنه دیگه نمیتونست اونجا بمونه. به پدرش خیانت کرده بود. پس با اونا سوار کشتی میشه تا به آتن بره
اما آریادنه دیگه نمیتونست اونجا بمونه. به پدرش خیانت کرده بود. پس با اونا سوار کشتی میشه تا به آتن بره
اونا تو راه تو یک جزیره می ایستن تا استراحت کنن. شب میخوابن و صبح آریادنه بیدار میشه و دستش رو دراز میکنه تا معشوقش رو در آغوش بگیره اما میبینه جاش خالیه.
تزهئوس اونو توی جزیره ترک کرده بود
تزهئوس اونو توی جزیره ترک کرده بود
چرا؟ روایت های متفاوتی هست اما پر تکرار ترینش اینه که صرفا دلش رو زد.
تزئوس هیچ وقت آریادنه رو دوست نداشت اونقدر. آریادنه کمکی بود که باید تو مسیر قهرمانیش نقش ایفا میکرد و حالا نقشش تموم شده بود
تزئوس هیچ وقت آریادنه رو دوست نداشت اونقدر. آریادنه کمکی بود که باید تو مسیر قهرمانیش نقش ایفا میکرد و حالا نقشش تموم شده بود
اووید شاعر قرن اول پیش از میلاد رومی تو کتاب دهم Herodie اش شعری مینوسه که کل داستان رو از زبون آریادنه تعریف میکنه.
شروع این شعر به زبان لاتین با این جمله شروع میشه
«تمام حیوانات وحشی را مهربانتر از تو یافتم؛
به هیچکس به اندازه تو اعتماد نکرده بودم.»
شروع این شعر به زبان لاتین با این جمله شروع میشه
«تمام حیوانات وحشی را مهربانتر از تو یافتم؛
به هیچکس به اندازه تو اعتماد نکرده بودم.»
این اثر کار آنجلیکا کافمن سال ۱۷۷۴ عه. هدف اون به گفته موزه هنرهای هیوستین این بود که داستان قهرمانانه جنگ تزهئوس و مینوتور رو رسم کنه. اما اون قهرمان اصلی یعنی تزهئوس رو توی این تصویر حذف کرده.
کافمن قهرمان را حذف کرده و پیامد قهرمانی اون رو نشان داده:
زنی که به خاطر یک مرد همهچیزش را از دست داد، حالا تنها مانده
کافمن قهرمان را حذف کرده و پیامد قهرمانی اون رو نشان داده:
زنی که به خاطر یک مرد همهچیزش را از دست داد، حالا تنها مانده
❤1
و میدونی جالبیش کجاست؟ این که احتمالا این داستان واقعیه.
قبل از کرت و این افسانه ها
تو ۳۰۰۰ سال قبل میلاد تمدنی وجود داشته به اسم مینوآن
تمدنی که از بین رفته و یکی از دلایلش انفجار کوه آتش فشان بوده.
اما همین سرایزی مواد مذاب که این تمدن رو کشت، باعث شده معماری و نقاشی و کتیبههاشون بعد این همه سال با کیفیت خوبی باقی بمونه
قبل از کرت و این افسانه ها
تو ۳۰۰۰ سال قبل میلاد تمدنی وجود داشته به اسم مینوآن
تمدنی که از بین رفته و یکی از دلایلش انفجار کوه آتش فشان بوده.
اما همین سرایزی مواد مذاب که این تمدن رو کشت، باعث شده معماری و نقاشی و کتیبههاشون بعد این همه سال با کیفیت خوبی باقی بمونه
❤1
و اگه اونا رو نگاه کنی توش لایبرنت رو میبینی. کاخ کنوسوس واقعاً شبیه یک هزارتوی دیوانهکننده بوده؛ راهروها، اتاقها، طبقات، حیاطهای متعدد، راهپلهها و فضاهای تو در تو
حتی خود واژه لابیرنت هم خیلی از زبان شناسان معتقدا از واژه لابریس میاد (البته فعلا در حد فرضیه است چون هنوز نتونستیم زبان تمدن مینوآن رو رمزگشایی کنیم و هرچی میدونیم اکثرا از نقاشی ها و طرح هاشون عه)
حتی خود واژه لابیرنت هم خیلی از زبان شناسان معتقدا از واژه لابریس میاد (البته فعلا در حد فرضیه است چون هنوز نتونستیم زبان تمدن مینوآن رو رمزگشایی کنیم و هرچی میدونیم اکثرا از نقاشی ها و طرح هاشون عه)
❤1
حالا لابریس چیه؟ لابریس به معنی شمشیر دو لبه است
این عکسی که میبینید یک نمونه واقعی طلایی از یک لابریس از تمدن مینوآن عه
پس در واقع زبان شناسان احتمال میدن لابیرنت به معنی جایگاه لابریس بوده و وقتی ما اون کاخ کنسوس مربوط به دوره مینوآن رو نگاه میکنید که هزارتوی عجیبی داشته، میبینیم پر بوده از تصاویر و نمادهای مربوط به تبر دو لبه
این عکسی که میبینید یک نمونه واقعی طلایی از یک لابریس از تمدن مینوآن عه
پس در واقع زبان شناسان احتمال میدن لابیرنت به معنی جایگاه لابریس بوده و وقتی ما اون کاخ کنسوس مربوط به دوره مینوآن رو نگاه میکنید که هزارتوی عجیبی داشته، میبینیم پر بوده از تصاویر و نمادهای مربوط به تبر دو لبه
❤1
از سمتی در تمدن مینوآن گاو خیلی محبوب بوده و تو تمام نقاشی ها و آثارشون میشه اینو دید. و حتی یک مراسمی داشتن که گاو وحشی به سمتشون میدویده او اونها باید از روی این گاو میپریدن. که هم زن و هم مرد طبق آثار به جا مونده درش شرکت میکردن.
مراسمی که خیلی شبیه اتفاقیه که تو لابیرنت با مینوتور رخ میداده
مراسمی که خیلی شبیه اتفاقیه که تو لابیرنت با مینوتور رخ میداده
❤1
پس احتمال خوبی وجود داره افسانه ای که امروز در موردش خوندیم بخش زیادیش بر اساس یک داستان واقعی از تمدن مینوآن باشه که دهن به دهن به تمدن یونان رسیده و شکل گرفته
❤1