آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
میگه اگه انقدر این گاو سفید رو دوست داری، یه کاری میکنم زنت عاشقش شه
1
من عاشق این دراما کوئین بازی عجیب یونانیام=)))))
😁2
زن مینوس انقدر عاشق گاوه میشه که نمیتونسته خودش رو کنترل کنه. ولی خب گاوه. نمیشه که.
میره بزرگ ترین مخترع یونان میگه یه کاری کن اینجوریه داستان
2
اونم یه گاو چوبی میسازه که انقدر شبیه و واقعی بوده حتی خود گاو‌ها گول میخوردن.
ببین خیلی واقعی، در این حد که ازش حامله میشه

[و این گونه اولین سکس توی تاریخ تولید شد:))]
😁2
خلاصه ملکه از اون گاوه بچه دار میشه و بچه اش میشه همین مینوتور خودمون
1
اصلا اسمش از ترکیب مینوس + تاروس (به معنی گاو) میاد
یعنی گاو مینوس
1
مینوس که نمیتونسته بزاره بچه زنش رو کسی ببینه و خودشم تحمل دیدنش رو نداشته، میره پیش همون مخترعه و میگه یه جایی بساز که ازش کسی نتونه بیرون بیاد
1
آتالان🌘
دیوار لابیرنت
و اینگونه هزارتوی لابیرنت ساخته میشه. هزارتویی که هرکس تو وارد میشه نمیتونسته زنده برگرده
1
اما خب این بچه غذا میخواد، از طرفی هم تازگیا کرت و آتن تو جنگ بودن و کرت برنده شده بوده، در نتیجه آتنی ها رو مجبور میکنه که هر سال ۷ دختر و ۷ پسر نوجوون رو بفرستن تو لابیرنت که غذای مینوتور بشن
1
قبل این که بریم سراغ ادامه داستان دوست دارم یه اثر دیگه از مینوتور رو نشونتون بدم. این اثر پیکاسو عه. ولی چیزی که خاصش میکنه اینه که تو این نگاه مینوتور هم یک قربانی عه که صرفا گم شده توی لابیرنت
تو این نقاشی اون نابیناست و اون دختر بچه داره هدایتش میکنه
1
حالا برسیم سراغ قهرمان اصلی داستان تزه‌ئوس که شاهزاده آتن بوده و دیگه نمیتونسته این شرایط رو تحمل کنه
پس تصمیم میگیره امسال به جای یکی از اون ۷ پسر بچه بره لابیرنت و اون هیولا رو بکشه
وقتی کشتی میرسه به کرت و این ۱۴ تا بچه پیاده میشن دختر پادشاه مینوس یعنی آریادنه تزه‌ئوس رو میبینه و عاشقش میشه
تصمیم میگره کمکش کنه. چالش اصلی تزه‌ئوس کشتن هیولا نبوده، بلکه برگشتن و خارج شدن تز لابیرنت بوده. پس آریادنه بهش یک کلاف کانوا میده که وقتی وارد میشه تو مسیر هی باز کنه تا بتونه موقع برگشت راهش رو پیدا کنه
نخ آریادنه تبدیل شد به یک استعاره برای کل تاریخ که تا امروز هم زنده است.
استعاره ای از چیزی که در میان پیچیدگی، مسیر اصلی رو به تو نشون می‌ده

تو لازم نیست بفهمی لابیرنت چطور ساخته شده. لازم نیست همه‌ی پیچ‌ها را به خاطر بسپاری. فقط باید یک ارتباط با نقطه‌ی شروع رو حفظ کنی.

امروز در فرانسوی fil d’Ariane یک اصطلاح کاملاً جاافتاده است: خط راهنما / نخ اصلی / سرنخ هدایت‌کننده.

انگار نخ آریادنه داره میگه قبل از اینکه وارد بشی، یک چیزی با خودت ببر که اگه گم شدی، بتوانی راه برگشت رو پیدا کنی.

چون راه نجات لزوماً دونستن مقصد نیست.

گاهی فقط داشتن یک رشته‌ی پیوسته با نقطه‌ای عه که می‌دونی «من از اینجا شروع کردم»
1
خلاصه تزه‌ئوس میره و مینوتور رو میکشه و اون بچه ها رو نجات میده و با نخ آریادنه برمیگرده.
اما آریادنه دیگه نمیتونست اونجا بمونه. به پدرش خیانت کرده بود. پس با اونا سوار کشتی میشه تا به آتن بره
اما داستان تموم نشده
اونا تو راه تو یک جزیره می ایستن تا استراحت کنن. شب میخوابن و صبح آریادنه بیدار میشه و دستش رو دراز میکنه تا معشوقش رو در آغوش بگیره اما میبینه جاش خالیه.
تزه‌‌ئوس اونو توی جزیره ترک کرده بود
چرا؟ روایت های متفاوتی هست اما پر تکرار ترینش اینه که صرفا دلش رو زد.
تزئوس هیچ وقت آریادنه رو دوست نداشت اونقدر. آریادنه کمکی بود که باید تو مسیر قهرمانیش نقش ایفا میکرد و حالا نقشش تموم شده بود
اووید شاعر قرن اول پیش از میلاد رومی تو کتاب دهم Herodie اش شعری مینوسه که کل داستان رو از زبون آریادنه تعریف میکنه.
شروع این شعر به زبان لاتین با این جمله شروع میشه

«تمام حیوانات وحشی را مهربان‌تر از تو یافتم؛
به هیچ‌کس به اندازه تو اعتماد نکرده بودم.»
این اثر کار آنجلیکا کافمن سال ۱۷۷۴ عه. هدف اون به گفته موزه هنر‌های هیوستین این بود که داستان قهرمانانه جنگ تزه‌ئوس و مینوتور رو رسم کنه. اما اون قهرمان اصلی یعنی تزه‌ئوس رو توی این تصویر حذف کرده.
کافمن قهرمان را حذف کرده و پیامد قهرمانی اون رو نشان داده:

زنی که به خاطر یک مرد همه‌چیزش را از دست داد، حالا تنها مانده
1