خب برگردیم به پیام دوم این نمایشنامه.
اگه خوب به این روایت نگاه کنیم میبینیم که شکسپیر جهانِ داستانش رو بر پایهی «مالکیت» (Ownership) بنا کرده. مردان در این قصه، نه تنها با زنان، بلکه با تمام جهان به عنوان «دارایی» رفتار میکنن.
اگه خوب به این روایت نگاه کنیم میبینیم که شکسپیر جهانِ داستانش رو بر پایهی «مالکیت» (Ownership) بنا کرده. مردان در این قصه، نه تنها با زنان، بلکه با تمام جهان به عنوان «دارایی» رفتار میکنن.
کلیت داستان در مورد شخصیتی به اسم هرمیاست که پدرش میخواد اونو مجبور کنه با دیمیتریوس ازدواج کنه، در حالی که اون عاشق لایسندر عه. دو مردی که از توصیفات نمایشنامه میخونیم تفاوتی با هم ندارن. و تنها تفاوتشون اینه که هرمیا یکیشون رو دوست داره
اول داستان پدر هرمیا واضحا میگه هرمیا مال منه و من میخوام اونو به دیمیتریوس بدم. و وقتی هرمیا مخالفت میکنه دیمیتریوس بهش میگه که تو باید به پدرت به عنوان یک خدا نگاه کنی و ازش اطاعت کنی
حتی در یکی از پلات های دیگه این داستان شاه آتن داره بعد از فتح آمازون با ملکه آمازون ازدواج میکنه و همچین دیالوگ مستقیمی داره:
“هیپولیتا، من تو را با شمشیرم به چنگ آوردم و با خشونت به تو عشق ورزیدم.”
این رک و پوست کنده تو صورت مخاطب زدن مرد سالاری به خصوص تو اون زمان به نظرم واقعا شاهکار حساب میشه
یکی از شکل های جالب نمایش مردسالاری و بیشتر پدرسالاری تو نوشته های شکسپیر ولی به نظرم تو رمئو و ژولیت عه. که اتفاقا پدر ژولیت واقعا پدر دوست داشتنی عه. دخترش رو واقعا دوست داره. ولی لحظه ای که دیگه ازش اطاعت نمیکنه، به کشتن دخترش هم فکر میکنه. این تضادها تو نمایش های شکسپیر همیشه نقطه مورد علاقه ام بودن.
😨1
در انتها با وام از آخرین دیالوگ این نمایش، اگر این صحبت ها شما رو آزرد، تصور کنید خواب بوده و ازش بیدار شید.
❤2🔥1
برای نظم دادن به کانال یک فهرست جمع و جور درست کردم که راحت تر بتونیم محتواهای قبلی رو پیدا کنیم. آپدیت خواهد شد.
مورد علاقه های خودم:
✨شور زندگی
🗻در تجلیل از ناامیدی
🌴تجربه کردن به جای زندگی اخلاقی
نورساینس طور:
🧠پیش بینی رفتار انسان توسط هوش مصنوعی
🪈ارکستر مغز موقع خواب دیدن
رندوم شت:
🕳تعداد سوراخ های انسان
🐝رابطه نامشروع زنبور و انجیر
🗽احمق بزرگتر
⚽️ آفساید در جام جهانی و تقابل برابری و عدالت
⚖️خرد جمعی و دموکراسی
اسطوره و تاریخ:
🗿اولین خدای تاریخ
🐗زمانی که شکار احترام به طبیعت بود
🏛سقوط امپراطوری ها
🏠فراموش خانه
👺اولین ویلن شاهنامه
🥃سوگ هزار تکه ایزیس
🕌تاج محل و تبدیل غم بزرگ به کار بزرگ
🔥جهنم
❤️🩹نخ آریادنه و قربانی داستان قهرمانی یک قهرمان
انسان در لانگ شات:
👩🏻🍼نیاکان ما گریه کردن رو یاد گرفتن
🌧تاثیر آب و هوا بر اعتماد کردن
⏳ریشه آهستگی در فرهنگ ایرانی
♥️رابطه عشق و مرگ
🦕دیگه واقعا انسان در لانگ شات
💪🏻تعصب و ماجرای تولد نازی
😄پدیده پر طاووس و چرا ما خندهَ میکنیم؟
شکسپیر:
🎭هملت و وجدانی که آدم را ترسو میکنه
🌏جولیوس سزار و فاجعه اخلاق بدون قدرت
💕رویای نیمه تابستان و شروع رمنس کمدی در تاریخ
مورد علاقه های خودم:
✨شور زندگی
🗻در تجلیل از ناامیدی
🌴تجربه کردن به جای زندگی اخلاقی
نورساینس طور:
🧠پیش بینی رفتار انسان توسط هوش مصنوعی
🪈ارکستر مغز موقع خواب دیدن
رندوم شت:
🕳تعداد سوراخ های انسان
🐝رابطه نامشروع زنبور و انجیر
🗽احمق بزرگتر
⚽️ آفساید در جام جهانی و تقابل برابری و عدالت
⚖️خرد جمعی و دموکراسی
اسطوره و تاریخ:
🗿اولین خدای تاریخ
🐗زمانی که شکار احترام به طبیعت بود
🏛سقوط امپراطوری ها
🏠فراموش خانه
👺اولین ویلن شاهنامه
🥃سوگ هزار تکه ایزیس
🕌تاج محل و تبدیل غم بزرگ به کار بزرگ
🔥جهنم
❤️🩹نخ آریادنه و قربانی داستان قهرمانی یک قهرمان
انسان در لانگ شات:
👩🏻🍼نیاکان ما گریه کردن رو یاد گرفتن
🌧تاثیر آب و هوا بر اعتماد کردن
⏳ریشه آهستگی در فرهنگ ایرانی
♥️رابطه عشق و مرگ
🦕دیگه واقعا انسان در لانگ شات
💪🏻تعصب و ماجرای تولد نازی
😄پدیده پر طاووس و چرا ما خندهَ میکنیم؟
شکسپیر:
🎭هملت و وجدانی که آدم را ترسو میکنه
🌏جولیوس سزار و فاجعه اخلاق بدون قدرت
💕رویای نیمه تابستان و شروع رمنس کمدی در تاریخ
❤3🔥2
شخصا عاشق داستانهایی هستم که الهامات تاریخی دارن و بعد بارها تو شکل ها و آثار مختلف به تصویر کشیده شدن.
در نتیجه امروز میخوایم در مورد افسانهای صحبت کنیم که احتمالا واقعیه هرچند خیلی عجیب به نظر میرسه
در نتیجه امروز میخوایم در مورد افسانهای صحبت کنیم که احتمالا واقعیه هرچند خیلی عجیب به نظر میرسه
❤3
دیدید یه شخصیت تو داستانها هست ویلنه ولی همه دوستش دارن؟ این داستان در مورد قهرمانیه که همه ازش بدشون میاد:)))
داستان در مورد تزهئوس شاهزاده آتن عه که هیولای ترسناک مینوتور رو شکست میده و مردم آتن رو نجات میده
حقیقتا اثر مورد علاقه خودم اینه
جورج فردریک واتس — The Minotaur، ۱۸۸۵
George Frederic Watts — 1885
رنگروغن روی بوم، Tate Britain.
مینوتور روی دیوار لابیرنت (حالا داستان اونو میگم براتون) نشسته و منتظره تا کشتی که جوونهای آتنی رو داره بیاد. تو دستش اگه دقت کنید یک پرنده رو له کرده که نماد معصومیت و بیگناهی و آسیب پذیری قربانی هاش عه
جورج فردریک واتس — The Minotaur، ۱۸۸۵
George Frederic Watts — 1885
رنگروغن روی بوم، Tate Britain.
مینوتور روی دیوار لابیرنت (حالا داستان اونو میگم براتون) نشسته و منتظره تا کشتی که جوونهای آتنی رو داره بیاد. تو دستش اگه دقت کنید یک پرنده رو له کرده که نماد معصومیت و بیگناهی و آسیب پذیری قربانی هاش عه
❤1
آتالان🌘
اسم این نقاشی تزهئوس و مینوتور عه کار استاد کاسونی کامپانا سال ۱۵۰۰ میلادی با تکنیک رنگ روغن روی چوب (یکم داستانمون رو اسپویل میکنه ولی شبیه یک کامیکه دوستش دارم)
خب بزار پس اول داستان به دنیا اومدن این هیولا رو بگیم تا برسیم به این صحنه
❤1
داستان تو کرت اتفاق میافته. پادشاه کرت فردی بوده به نام مینوس که حکومتش داشته متزلزل میشده. بقیه داشتن به حق بودنش رو زیر سوال میبردن. پس تصمیم میگیره یه کاری کنه که ثابت کنه که لایق و بر حقه
❤1
میره پیش پادشاه دریا (پوزیئدون) بهش میگه اگه من بر حقم یه نشونه بفرست.
اونم براش از دریا یه گاو سفید خوشگل تپل مپل میفرسته میگه اینو برای من قربانی کن
اونم براش از دریا یه گاو سفید خوشگل تپل مپل میفرسته میگه اینو برای من قربانی کن
❤1
مینوس میگه اخه این خیلی خوشگله. حیفه. به جاش یه گاو قهوه ای رو قربانی میکنه که خب منطقا به اُن پادشاه دریا بر میخوره و نفرینش میکنه
❤1
حالا چه نفرینی شاید بپرسید؟
مثلا از وسط نصفش میکنه؟ کشورش رو قحطی میده؟ سرش رو کچل میکنه؟
خیر
مثلا از وسط نصفش میکنه؟ کشورش رو قحطی میده؟ سرش رو کچل میکنه؟
خیر
❤3