آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
دیالوگ مورد علاقه خودم تو این نمایش نامه مربوط میشه به شخصیت نیک باتم. این شخصیت که صرفا یک کارگر مکانیک احمق و ساده لوحه، توسط یک پری (فقط محض خنده)‌ سرش تبدیل به الاغ میشه.
🤣1
همزمان ملکه پریان که به نوعی طلسم شده تا وقتی بیدار میشه عاشق اولین کسی که میبینه بشه، با صدای الاغ گونه نیک باتم بیدار میشه و عاشقش میشه.
😭1
ملکه به نیک باتم میگه که باز هم بخون با اون صدای زیبات‌ :) که من عاشق صدای فانی توام.
😭2
نیک باتم اما جواب میده:
“Methinks, mistress, you should have little reason for that: and yet, to say the truth, reason and love keep little company together now-a-days; the more the pity that some honest neighbours will not make them friends. Nay, I can gleek upon occasion.”

«به گمانم، خانم، حداقل باید کمی دلیل و منطق برای این حرف داشته باشید؛ و با این حال، راستش را بخواهید، عقل و عشق امروز چندان همدم و همراه یکدیگر نیستند؛ و چه حیف که بعضی آدم‌های خوش‌نیت پیدا نمی‌شوند تا آن دو را با هم آشتی دهند. راستی که من هم به‌موقع بلدم طعنه بزنم!»
واقعا به نظرم یکی از بامزه ترین بخش های این کمدیه. وقتی بزرگ ترین و والاترین شخصیت داستان که شما تا قبل این عاشق شخصیتش شدید، انقدر کلیشه وار ادعای عشق در نگاه اول میکنه، و پایین ترین شخصیت نمایش که حتی اسمش هم به شکل ایکنیکی باتم انتخاب شده، و الان یه سر الاغ روی گردنشه بهش میگه حالا همچین بی دلیل هم نمیشه عاشق شد. واقعا کمدی زیبایی عه
👍1
کل این داستان یک نقد و کنایه به نمایش نامه رمئو و ژولیت خودش عه. که اگر مراقب نباشی عشق میتونه همینقدر مضحک بشه.
قبل این که برگردیم به پیام دوم این نمایشنامه که کمتر بهش توجه شده بپردازیم،‌ دوست دارم ریشه کلمه کمدی رو بررسی کنیم. چرا همیشه با رمنس همراه بوده؟ ژانر رمانتیک کمدی امروز که پایه گذارش به نحوی شکسپیر بوده از کجا میاد؟
comedy از واژه یونانی kōmōidía میاد
که دو بخش داره
kômos به معنی جشن شلوغ و فستیوال خیابونی و رقص در مستی و سرخوشی
oidē به معنی آواز و سرود
پس کمدی از نظر لغوی از جشن و آواز میاد، اما چی شد که به عروسی ختم شد؟
چون در سنتِ کمدی، به‌خصوص کمدی نو یونانی و بعدتر کمدی‌های شکسپیر، الگوی رایج داستانی این بود:
۱. جوان‌ها عاشقن، اما مانعی وجود داره
(مثل پدر سخت‌گیر، اختلاف طبقاتی، سوءتفاهم، قانون، رقیب عشقی یا اشتباه هویتی)
۲. داستان وارد آشوب می‌شه
(فرار، تغییر لباس، نقشه، جابه‌جایی هویت، اشتباه و گاهی جادو)
۳. در پایان مانع برداشته می‌شه و زوج یا زوج‌ها به هم می‌رسن.
در واقع در دیدگاه سنتی کمدی به معنی خنده نیست. به معنی پایان خوشه
👍1
خب برگردیم به پیام دوم این نمایشنامه.
اگه خوب به این روایت نگاه کنیم می‌بینیم که شکسپیر جهانِ داستانش رو بر پایه‌ی «مالکیت» (Ownership) بنا کرده. مردان در این قصه، نه تنها با زنان، بلکه با تمام جهان به عنوان «دارایی» رفتار می‌کنن.
کلیت داستان در مورد شخصیتی به اسم هرمیاست که پدرش میخواد اونو مجبور کنه با دیمیتریوس ازدواج کنه، در حالی که اون عاشق لایسندر عه. دو مردی که از توصیفات نمایشنامه میخونیم تفاوتی با هم ندارن. و تنها تفاوتشون اینه که هرمیا یکیشون رو دوست داره
اول داستان پدر هرمیا واضحا میگه هرمیا مال منه و من میخوام اونو به دیمیتریوس بدم. و وقتی هرمیا مخالفت میکنه دیمیتریوس بهش میگه که تو باید به پدرت به عنوان یک خدا نگاه کنی و ازش اطاعت کنی
حتی در یکی از پلات های دیگه این داستان شاه آتن داره بعد از فتح آمازون با ملکه آمازون ازدواج میکنه و همچین دیالوگ مستقیمی داره:

“هیپولیتا، من تو را با شمشیرم به چنگ آوردم و با خشونت به تو عشق ورزیدم.”
این رک و پوست کنده تو صورت مخاطب زدن مرد سالاری به خصوص تو اون زمان به نظرم واقعا شاهکار حساب میشه
یکی از شکل های جالب نمایش مردسالاری و بیشتر پدرسالاری تو نوشته های شکسپیر ولی به نظرم تو رمئو و ژولیت عه. که اتفاقا پدر ژولیت واقعا پدر دوست داشتنی عه. دخترش رو واقعا دوست داره. ولی لحظه ای که دیگه ازش اطاعت نمیکنه، به کشتن دخترش هم فکر میکنه. این تضادها تو نمایش های شکسپیر همیشه نقطه مورد علاقه ام بودن.
😨1
در انتها با وام از آخرین دیالوگ این نمایش، اگر این صحبت ها شما رو آزرد، تصور کنید خواب بوده و ازش بیدار شید.
2🔥1
برای نظم دادن به کانال یک فهرست جمع و جور درست کردم که راحت تر بتونیم محتوا‌های قبلی رو پیدا کنیم. آپدیت خواهد شد.

مورد علاقه های خودم:
شور زندگی
🗻در تجلیل از ناامیدی
🌴تجربه کردن به جای زندگی اخلاقی

نورساینس طور:
🧠پیش بینی رفتار انسان توسط هوش مصنوعی
🪈ارکستر مغز موقع خواب دیدن

رندوم شت:
🕳تعداد سوراخ های انسان
🐝رابطه نامشروع زنبور و انجیر
🗽احمق بزرگتر
️ آفساید در جام جهانی و تقابل برابری و عدالت
️خرد جمعی و دموکراسی

اسطوره و تاریخ:
🗿اولین خدای تاریخ
🐗زمانی که شکار احترام به طبیعت بود
🏛سقوط امپراطوری ها
🏠فراموش خانه
👺اولین ویلن شاهنامه
🥃سوگ هزار تکه ایزیس
🕌تاج محل و تبدیل غم بزرگ به کار بزرگ
🔥جهنم
❤️‍🩹نخ آریادنه و قربانی داستان قهرمانی یک قهرمان

انسان در لانگ شات:
👩🏻‍🍼نیاکان ما گریه کردن رو یاد گرفتن
🌧تاثیر آب و هوا بر اعتماد کردن
ریشه آهستگی در فرهنگ ایرانی
️رابطه عشق و مرگ
🦕دیگه واقعا انسان در لانگ شات
💪🏻تعصب و ماجرای تولد نازی
😄پدیده پر طاووس و چرا ما خنده‌َ میکنیم؟

شکسپیر:
🎭هملت و وجدانی که آدم را ترسو میکنه
🌏جولیوس سزار و فاجعه اخلاق بدون قدرت
💕رویای نیمه تابستان و شروع رمنس کمدی در تاریخ
3🔥2
آتالان🌘 pinned «برای نظم دادن به کانال یک فهرست جمع و جور درست کردم که راحت تر بتونیم محتوا‌های قبلی رو پیدا کنیم. آپدیت خواهد شد. مورد علاقه های خودم: شور زندگی 🗻در تجلیل از ناامیدی 🌴تجربه کردن به جای زندگی اخلاقی نورساینس طور: 🧠پیش بینی رفتار انسان توسط هوش مصنوعی 🪈ارکستر…»
شخصا عاشق داستان‌هایی هستم که الهامات تاریخی دارن و بعد بارها تو شکل ها و آثار مختلف به تصویر کشیده شدن.
در نتیجه امروز میخوایم در مورد افسانه‌ای صحبت کنیم که احتمالا واقعیه هرچند خیلی عجیب به نظر میرسه
3
دیدید یه شخصیت تو داستان‌ها هست ویلنه ولی همه دوستش دارن؟ این داستان در مورد قهرمانیه که همه ازش بدشون میاد:)))