آتالان🌘
97 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
مشکل اینجاست که هیچ‌کدوم از این سه نفر غیرمنطقی نیستن.

هر سه ترجیحات منسجمی دارن.

اما وقتی ترجیحاتشون رو با هم ترکیب کردیم، ترجیحات جمع دیگه منسجم نیست.
بعدها یک اقتصاددان به نام Kenneth Arrow اومد این نظریه رو مطرح کرد که حتی اگر آدم‌ها منطقی باشن ما نمیتونیم ترجیحات منطقی رو به یک تصمیم جمعی منطقی تبدیل کنیم.
2
در نتیجه دموکراسی یک جک است
خدا نگه دار
در این راستا فردا تو خانه تجربه قراره صحبت کنیم با هم. خوشحال میشم ببینمتون
2
من دوباره برگشتم به دنیای دوست خوبم شکسپیر و امشب قراره در مورد عشق با هم حرف بزنیم
Love looks not with the eyes, but with the mind,

And therefore is winged Cupid painted blind.
آتالان🌘
Love looks not with the eyes, but with the mind, And therefore is winged Cupid painted blind.
این دیالوگ تو پرده اول نمایش نامه A Midsummer Night’s Dream توسط یکی از شخصیت های بامزه نمایش گفته میشه
کلا این نمایش نامه که جزو اولین شاهکارهای کمدی شکسپیره دوتا پیام جدی رو میخواد برسونه. یکیش که پیامی عه که تقریبا هرکسی با دیدنش میتونه برداشت کنه، اینه که عشق نباید یه چیز سطحی باشه. نباید فقط با هیجان و احساس و تخلیل همراه باشه. بهتره کمی منطق هم توش باشه
👍1
دیالوگ مورد علاقه خودم تو این نمایش نامه مربوط میشه به شخصیت نیک باتم. این شخصیت که صرفا یک کارگر مکانیک احمق و ساده لوحه، توسط یک پری (فقط محض خنده)‌ سرش تبدیل به الاغ میشه.
🤣1
همزمان ملکه پریان که به نوعی طلسم شده تا وقتی بیدار میشه عاشق اولین کسی که میبینه بشه، با صدای الاغ گونه نیک باتم بیدار میشه و عاشقش میشه.
😭1
ملکه به نیک باتم میگه که باز هم بخون با اون صدای زیبات‌ :) که من عاشق صدای فانی توام.
😭2
نیک باتم اما جواب میده:
“Methinks, mistress, you should have little reason for that: and yet, to say the truth, reason and love keep little company together now-a-days; the more the pity that some honest neighbours will not make them friends. Nay, I can gleek upon occasion.”

«به گمانم، خانم، حداقل باید کمی دلیل و منطق برای این حرف داشته باشید؛ و با این حال، راستش را بخواهید، عقل و عشق امروز چندان همدم و همراه یکدیگر نیستند؛ و چه حیف که بعضی آدم‌های خوش‌نیت پیدا نمی‌شوند تا آن دو را با هم آشتی دهند. راستی که من هم به‌موقع بلدم طعنه بزنم!»
واقعا به نظرم یکی از بامزه ترین بخش های این کمدیه. وقتی بزرگ ترین و والاترین شخصیت داستان که شما تا قبل این عاشق شخصیتش شدید، انقدر کلیشه وار ادعای عشق در نگاه اول میکنه، و پایین ترین شخصیت نمایش که حتی اسمش هم به شکل ایکنیکی باتم انتخاب شده، و الان یه سر الاغ روی گردنشه بهش میگه حالا همچین بی دلیل هم نمیشه عاشق شد. واقعا کمدی زیبایی عه
👍1
کل این داستان یک نقد و کنایه به نمایش نامه رمئو و ژولیت خودش عه. که اگر مراقب نباشی عشق میتونه همینقدر مضحک بشه.
قبل این که برگردیم به پیام دوم این نمایشنامه که کمتر بهش توجه شده بپردازیم،‌ دوست دارم ریشه کلمه کمدی رو بررسی کنیم. چرا همیشه با رمنس همراه بوده؟ ژانر رمانتیک کمدی امروز که پایه گذارش به نحوی شکسپیر بوده از کجا میاد؟
comedy از واژه یونانی kōmōidía میاد
که دو بخش داره
kômos به معنی جشن شلوغ و فستیوال خیابونی و رقص در مستی و سرخوشی
oidē به معنی آواز و سرود
پس کمدی از نظر لغوی از جشن و آواز میاد، اما چی شد که به عروسی ختم شد؟
چون در سنتِ کمدی، به‌خصوص کمدی نو یونانی و بعدتر کمدی‌های شکسپیر، الگوی رایج داستانی این بود:
۱. جوان‌ها عاشقن، اما مانعی وجود داره
(مثل پدر سخت‌گیر، اختلاف طبقاتی، سوءتفاهم، قانون، رقیب عشقی یا اشتباه هویتی)
۲. داستان وارد آشوب می‌شه
(فرار، تغییر لباس، نقشه، جابه‌جایی هویت، اشتباه و گاهی جادو)
۳. در پایان مانع برداشته می‌شه و زوج یا زوج‌ها به هم می‌رسن.
در واقع در دیدگاه سنتی کمدی به معنی خنده نیست. به معنی پایان خوشه
👍1
خب برگردیم به پیام دوم این نمایشنامه.
اگه خوب به این روایت نگاه کنیم می‌بینیم که شکسپیر جهانِ داستانش رو بر پایه‌ی «مالکیت» (Ownership) بنا کرده. مردان در این قصه، نه تنها با زنان، بلکه با تمام جهان به عنوان «دارایی» رفتار می‌کنن.