اولین نشانه ای که در تاریخ به عنوان نماد معنوی وجود داره که در مراسم های آئینی استفاده میشده تندیس های کوچیک ونوس هستن. تندیس هایی از زنان در اندازه کف دست.
❤3
نکات ظاهری جالبش اینه که معمولا صورت ساده ای دارن و خیلی روشون کار نشده، اما خیلی اندام های زنانه (مثل رون ها و سینه ها) بولد و بزرگی دارن. خیلی از این مجسمه ها هم از روی اندام زنان حامله ساخته شدن
❤3
یه مقدار نگاه قابل درکی عه از سمت مردان به زن در اون زمان که تولید مثل اولویت اول بوده، اما یه نظریه خیلی جالب تو دهه نود میلادی در موردشون مطرح شد که گفت اتفاقا این مجسمه ها خود انگاره زنان عه. چون اونا صورت خودشون رو نمیدیدن و اندامشون رو از بالا نگاه میکردن پس سینه ها و رون ها بزرگ تر دیده میشدن.
❤3
این نظریه در تکمیل این قضیه که ونوس اولین نماد معنویت و خدا در تاریخه (در نظر داشته باشید ونوس مربوط به جغرافیای خاصی نیست و از اروپا، خاورمیانه تا آفریقا آثارش پیدا شده)، میگه که زنان میدونستن به خاطر توان باروری که دارن برای قبیله مهمن و قدرت دارن. این قدرت رو استفاده کردن و مراسم های آئینی با استفاده از این مجسمه های ونوس رو ساختن تا قدرتشون رو تثبیت کنن و از خودشون محافظت کنن
❤3
من امروز یک خط تاریخی هم چک کردم از ونوس تا اولین الهه ها. اونجا فهمیدم تا ۳۰۰۰ سال پیش تمام معناهای اعتقادی زنان بودن و ۳۰۰۰ سال پیش اولین الهه مرد وارد تاریخ میشه.
علتش هم بیشتر اینه که تا اون زمان باروری خیلی مهم تر بوده و زنان به عنوان نمادی ازش، میتونستن اون خدایی باشن که در درگاهش دعا باید کرد
علتش هم بیشتر اینه که تا اون زمان باروری خیلی مهم تر بوده و زنان به عنوان نمادی ازش، میتونستن اون خدایی باشن که در درگاهش دعا باید کرد
❤4
بحث جالب امروز که یکی از دوستام مطرح کرد فرایند بارور شدن انجیر توسط زنبوراست.
حس میکنم خیلی سوبر بیانش کردم. لیترالی زنبور میره تو انجیر و بارورش میکنه
حس میکنم خیلی سوبر بیانش کردم. لیترالی زنبور میره تو انجیر و بارورش میکنه
❤2
اما چگونه؟
زنبور ماده از یه سوراخ خیلی ریز میره داخل انجیر.
بالها و شاخکهاش معمولاً توی مسیر میشکنه و عملاً دیگه نمیتونه بیرون بیاد
وقتی وارد میوه شد، گردهی انجیر دیگهای که همراهش آورده رو روی گلهای داخل پخش میکنه و در عوض تخمهاش رو داخل بعضی گلها میذاره
زنبور ماده از یه سوراخ خیلی ریز میره داخل انجیر.
بالها و شاخکهاش معمولاً توی مسیر میشکنه و عملاً دیگه نمیتونه بیرون بیاد
وقتی وارد میوه شد، گردهی انجیر دیگهای که همراهش آورده رو روی گلهای داخل پخش میکنه و در عوض تخمهاش رو داخل بعضی گلها میذاره
❤2
بعضی گلها تبدیل به دونههای انجیر میشن (که ما میخوریم).
بعضیها هم لاروهای زنبور ازشون در میان.
بعد از مدتی زنبورهای نر داخل انجیر به دنیا میان، با زنبورهای ماده جفتگیری میکنن و حتی تونل خروجی میسازن.
نرها همونجا میمیرن و مادهها از انجیر بیرون میزنن تا برن انجیر دیگهای رو بارور کنن.
این چرخه میلیونها ساله ادامه داشته و باعث شده انجیر بدون زنبور وجود نداشته باشه، و زنبور بدون انجیر هم نمیتونه بقا پیدا کنه
بعضیها هم لاروهای زنبور ازشون در میان.
بعد از مدتی زنبورهای نر داخل انجیر به دنیا میان، با زنبورهای ماده جفتگیری میکنن و حتی تونل خروجی میسازن.
نرها همونجا میمیرن و مادهها از انجیر بیرون میزنن تا برن انجیر دیگهای رو بارور کنن.
این چرخه میلیونها ساله ادامه داشته و باعث شده انجیر بدون زنبور وجود نداشته باشه، و زنبور بدون انجیر هم نمیتونه بقا پیدا کنه
❤4
جالبیش اینه که انجیرهایی که ما میخوریم (مثلاً انجیرهای ترکیه یا ایران) معمولاً از گونههایی هستن که دیگه به زنبور نیاز ندارن، چون انسانها رقمهای پارتنوکارپیک (یعنی بینیاز به گردهافشانی) پرورش دادن
❤3
میدونستید نوزاد انسان از ابتدا شبا گریه نمیکرده؟ این موضوع در طی تکامل به انسان اضافه شده.
❤7
حالا چرا؟ دیوانه ایم مگه؟
در واقع نوزادی که تو شب گریه میکنه و مادرش رو بیدار میکنه که بهش شیر بده، این کارش باعث میشه تخمک های مادرش به شکلی سرکوب بشن و احتمال بارداری مجدد رو کم کنه.
در واقع نوزادی که تو شب گریه میکنه و مادرش رو بیدار میکنه که بهش شیر بده، این کارش باعث میشه تخمک های مادرش به شکلی سرکوب بشن و احتمال بارداری مجدد رو کم کنه.
❤6
در اون بازه قبیله و شکارچی، وقتی مادر با فاصله بیشتری حامله میشده (میانگین ۴ سال) شانس زنده بودن نوزاد افزایش پیدا میکرده. در نتیجه نوزادهایی که شبا گریه میکردن بیشتر زنده میموندن و ژن زر زرشون رو انتقال میدادن و در طی تکامل الان بچه ها شبا گریه میکنن و شیر میخوان
❤3😁2
آتالان🌘
نکته انتهایی این داستان هم اینه که این ژن از طریق پدر منتقل میشه.
Hope it helps in choosing your endgame partner
😁3❤1
امشب داشتم در مورد نقاشی های دوران پارینه سنگی میخوندم که اکثرا از حیوانات هستن (برعکس مجسمه های اون دوران که از انسان ها بود)
و حیوانات یا در حال شکار شدن هستن، یا تبدیل شدن به پوشش و نماد قدرتی برای شکارچی
و حیوانات یا در حال شکار شدن هستن، یا تبدیل شدن به پوشش و نماد قدرتی برای شکارچی
❤3
تو سفر اخیرم با کانسپت شکار مواجه شدم و برام دردآور بود، دوستی اونجا به من گفت این حسی که بعد مرگ این حیوون تجربه میکنی به خاطر مواجه تو با مرگه نه به خاطر اخلاقیاتی که فکر میکنی داری. این حرف تو ذهنم موند و امشب که داشتم در مورد شکار در دوران پارینه سنگی میخوندم گفتم بیشتر به فلسفه شکار بپردازم
❤4
تقریباً همهی فیلسوفانی که دربارهی انسانِ اولیه نوشتهان، از هایدگر تا میرچا الیاده و ژیرار، معتقدن که شکار فقط برای سیر شدن نبوده، بلکه راهی برای معنا دادن به زندگی بوده
❤4