آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
نازیسم چندتا وعده خیلی ساده داشت که به همه دغدغه های اون زمان ناخوداگاه انسان پاسخ میداد:
• همه چیز فقط یک علت داره (دشمن مشترک)
• گذشته ما باشکوه بوده در نتیجه آینده هم میتونه باشه
• ما قربانی هستیم پس حق داریم همه چیز رو به شکل گذشته برگردونیم
• و از همه مهم تر «ما میدونیم چیکار کنیم»
حالا زندگی برنامه و امکان پیشبینی پذیری و حتی اینده داره. پس آدما بهش جوین دادن. نه الزاما چون باورشون باهاش یکی بود. چون ذهنشون دیگه تحمل ابهام رو نداشت
و در ادامه برای ایجاد حس کنترل آدم‌ها تعصبشون بیشتر میشه و ساده‌سازی های افراطی رو بیشتر میپذیرن. مثل شایعه ها، تئوری های توطئه و….
و نازیسم تبدیل میشه به ماشین تولید قطعیت
واسه همین به نظرم دردناک ترین بخش داستان اینه که آدم‌ها دست به چنین جنایت‌هایی نزدن چون باوراشون این بود، یا چون از آزار بقیه لذت میبردن، یا چون ذاتا شیطان بودن، بلکه چون یه داستان ساده و قطعی اشتباه رو به یه داستان مبهم و پیچیده شاید درست ترجیح میدادن
1
دیشب یک اجرا از یکی داستان‌های کافکا رو میدیدم به نام «گزارشی برای یک آکادمی». تو بخشی از این اجرا شخصیت اصلی گفت فرق شما انسان‌ها با حیوون ها اینه که میخندید و شوخی میکنید. حییون‌ها قوه طنز ندارن.
ولی خب این جمله در عین این که درسته اما شاید خیلی هم درست نباشه
1👍1
در واقع بعضی حیوانات حس شوخ طبعی دارن. میخندن. قلقلکشون میاد و با هم شوخی میکنن.
مثل موش‌ها، سگ‌ها و شامپانزه ها و کلاغ ها
1
اصلا یه چیزی وجود داره به اسم خنده سگی
نوع خاصی از نفس‌نفس زدن هنگام بازی.

اگر دو سگ رو دیده باشین که ناگهان جلوی هم خم می‌شن (play bow) و بعد شروع به دویدن می‌کنن، معمولاً این صدا هم همراهش هست.

حتی ضبط این صدا در بعضی پناهگاه‌ها باعث شده سگ‌های دیگه آرام‌تر شن
1
برای حیووانات خندیدن یک معنا فقط داره:
«آروم باش، دعوا نیست، داریم بازی میکنیم»
«همه چیز خوبه. نگران نباش»
2
ما هم این رو داریم
برای همین یک نظریه در روان‌شناسی طنز هست که میگه ما وقتی می‌خندیم که ابتدا انتظار خطر یا مشکل داریم، اما ناگهان متوجه می‌شیم تهدیدی وجود نداره. مثلاً کسی روی پوست موز لیز می‌خوره. برای یک لحظه مغز خطر رو پیش‌بینی می‌کنه، بعد می‌فهمه اتفاق جدی نیفتاده و خنده فعال می‌شه
1
اما انسان بودن یه لایه دیگه از خنده رو هم بلده.
لایه ای که نمیگه «نگران نباش خطری نیست»
لایه ای که میگه «خطر هست، اما هنوز کنار همیم»
2
فرض کنید گروهی از شکارچی‌ها در عصر سنگی شب دور آتش نشستن.
هوا سرده.
شکار کم شده.
احتمال مرگ واقعی هست.

اگر همه فقط ترس را تجربه کنن، گروه از هم می‌پاشه.

اما اگر یکی از اعضا بتوانه درباره‌ی وضعیت شوخی کنه و بقیه بخندن، یک پیام اجتماعی مهم منتقل می‌شه:

«هنوز کنترل روانی خودمان را از دست نداده‌ایم.»

از این دیدگاه، طنز نوعی نمایش قدرت روانی عه
1
حتی توی تولید مثل هم اثر داره
بعضی نظریه پردازای تکاملی این نوع طنز رو شبیه پدیده پر طاووس میدونن
1
پدیده پر طاووس چیه حالا؟

دم بزرگ و رنگارنگ Indian Peafowl برای طاووس دردسر عه:

فرار کردن رو سخت‌تر می‌کنه.
انرژی زیادی مصرف می‌کنه.
شکارچی‌ها راحت‌تر اون رو می‌بینن.
2
پس سؤال این بود:

اگر تکامل بر بقا تأکید داره، چرا چنین ویژگی پرهزینه‌ای از بین نرفته؟
2
پاسخی که بعدها مطرح شد این بود که دم طاووس سیگنال کیفیت عه.

منطقش تقریباً اینه:

«اگر من با وجود این بار اضافی هنوز زنده مانده‌ام، سالمم، غذا پیدا می‌کنم و بیمار نشده‌ام، پس ژن‌های قدرتمندی دارم.»
2
حس شوخ طبعی هم یه چیز شبیه همینه.
برای اینکه کسی بتوانه شوخی خوبی بکنه، معمولاً باید:

موقعیت اجتماعی را بفهمه.
ذهن دیگران رو حدس بزنه.
چند ایدهٔ نامرتبط رو به هم وصل کنه.
زمان‌بندی مناسبی داشته باشه.
تحت فشار ذهنی از کار نیفته.

همهٔ این‌ها از توانایی شناختی خبر می‌دن.

از این دیدگاه، وقتی کسی در یک موقعیت پیچیده حرف بامزه‌ای می‌زنه، در حال نمایش غیرمستقیم توانایی‌های ذهنی خودش عه.
5
و خب این برای آدم‌ها جذاب تر از IQ بالاست.
[لیترالی:) چندتا مقاله در همین مورد چاپ شده]
4👍1
در نتیجه این لایه از طنز که فقط انسان ها دارن (بابت این نفرین ابدی خودآگاهیشون) دوتا کارکرد براشون داره. یکی همین نشون دادن قدرت‌های شناختی برای کسب موقعیت های بیشتر اجتماعی و خب در نهایت تولید مثل.
و دومی برای تخلیه بار فشار روانی موجود.
3
اگه دقت کرده باشید ادم‌هایی که شرایط سختی رو میگذرونن، یا تو خانواده‌های پر چالش تری بزرگ شدن بامزه ترن
4👍1
آدما طنز و کمدی رو به عنوان یک مکانیسم دفاعی استفاده میکنن که یک پیام رو به خودشون و بقیه بدن

«اگر بتوانم درباره‌اش شوخی کنم، یعنی هنوز از آن بزرگ‌تر هستم.»
4