آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
ولی چیزی بیشتر برای من مهم بود استیت روانیه
تو حادثه کوه‌های آند بازماندگان می‌گن:
بدترین لحظه زمانی بود که از رادیو شنیدن عملیات نجات متوقف شده.
نصف کسانی که هنوز امید داشتن، بعد از اون فرو ریختن.
اما اونهایی که از اول امیدی نداشتن، سریع‌تر سازمان یافتن و تصمیم‌های سخت گرفتن
تو این داستان نکته های جالب زیادی هست اما مهم ترینش اینه که امید همیشه با ترس از دست دادنش همراهه.
اما وقتی امید نداری، دیگه از چی می‌ترسی؟
در این راستا میخوام در مورد اسطور‌ه‌های وایکینگ‌ها حرف بزنم. یکی از مهم‌ترین نمادهای ناامیدی در افسانه‌ها و اسطوره‌ها
اگه با داستانشون آشنا باشید میدونید کل داستان حول یک اتفاق بزرگ به اسم رنگاروک رخ میده. یه جنگ بزرگ بین خیر و شر. ادین به عنوان یکی از قهرمان‌‌های مهم داستان، از همون اول میدونه آخر داستان چی میشه. چشم بینا داره. میدونه قراره شکست بخوره و کشته بشه. ثور میدونه قرار مار بزرگ جهان رو بخوره. فریر میدونه در نبرد قراره بی سلاح بمونه. همه میدونن قراره به فنا برن و هیچ امیدی به تغییر سرنوشتشون ندارن. و اتفاقا همین نقطه قوتشون عه
وایکینگ‌ها اعتقاد داشتن
امید یعنی تو فکر می‌کنی آینده قابل نجاته، و همین، تو رو ضعیف می‌کنه.
1
تو دنیای شمالی‌ها تو قهرمان نیستی چون پیروز میشی.
تو قهرمانی چون میجنگی با وجود این که میدونی به شکست محکومه
1
در واقع اون‌ها میگن وقتی امید از تو گرفته می‌شه اما تو می‌تونی همچنان حرکت کنی،
قدرت روانی‌ات بسیار پایدارتر و عمیق‌تر از کسی می‌شه که به امید تکیه کرده.
به همین دلیل وایکینگ‌ها می‌گفتن:
«مهم نیست می‌میری. مهم اینه که چطور می‌میری.»
1
خب تا اینجا در مورد چرایی صحبت کردیم. چرا امید بیشتر از نعمت، نفرینه. (لیترالی تو افسانه یونان و پاندورا، اخرین نفرین ونوس برای انسان بود)
اما واقعا چه طور ادم میتونه بدون امید بجنگه؟ واقعا بدون داستان خوشگل و استعاره
چندتا توضیح جالب پیدا کردم دوست دارم باهاتون به اشتراک بزارم
یک:
از دیدگاه فیزیولوژیکی، بخش ساقه مغز و آمیگدالا مغز که وظیفه اولشون بقا انسان و زنده نگه داشتنشه، وقتی امید در مغز خاموش میشه اینا فعال تر میشن.
با خاموش کردن افکار بلند مدت و انرژی بیشتری فرستادن به واکنش های فوری.
انگار میگن این احمق دیگه خودش کاری برای خودش نمیکنه ما باید یه غلطی بکنیم تا نمرده
😁1
دو: اثر سالک رنج (Suffering Momentum)
وقتی رنج طولانی می‌شه، ذهن یک حالت عجیب می‌گیره:
«من تا این‌جا رو اومدم. پس می‌تونم یک قدم دیگه هم برم.»
این حالت هیچ ربطی به امید نداره.
نوعی اینرسی روانی عه.
تا حالا شده موقع دویدن طولانی، خسته‌ای اما دلت میخواد ادامه بدی چون ایستادن انگار سخت‌تر از وایستادنه؟
👍1
یه حالتی هم هست که تو لوگوتراپی بهش اشاره میشه که گاهی ادما از لجبازی ادامه میدن:))
اصلا میخوام ببینم تا کی میتونم ادامه بدم و نمیرم
😁1
آتالان🌘
یه حالتی هم هست که تو لوگوتراپی بهش اشاره میشه که گاهی ادما از لجبازی ادامه میدن:)) اصلا میخوام ببینم تا کی میتونم ادامه بدم و نمیرم
این باعث میشه هر یک تیکه که بیشتر زنده میمونیم، مغزمون تو سیستم پاداش دوپامین ترشح کنه و خب باعث تکرار و ادامه و در نهایت بقا میشه
خب شبتون بخیر:)
🙏1
بیاین فرض کنیم که بتونیم سن زمین رو فشرده کنیم و هر صد میلیون سال اون رو یک سال در نظر بگیریم.
در این صورت کره زمین مانند یک فرد ۴۶ ساله خواهد بود.
هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول زندگی این فرد وجود نداره و درباره ی سالهای میانی زندگیش هم اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم.
تا جایی که میدونیم تو ۸ سالگی تازه اولین نشونه‌های حیات در حد زندگی میکروسکوپی به وجود اومده. زندگی در حد باکتری‌ها
۳۲ سال بعد اولین تک سلولی‌ها به وجود میان. بعد یک سال کمی پیچیده تر میشن و یوکاریت ها به وجود میان.
و یک سال بعد اولین چند سلولی ها.
یعنی این آدم تو ۴۲ سالگی اولین موجودات دریایی رو تو خودش پرورش داده.
تا ۴۴ سالگی گیاهان به خشکی میان و جنگل‌ها شکل میگیرن و اکوسیستم‌های جدی شکل میگیره. و بالاخره تو ۴۵ سالگی زمین دایناسورها وارد زندگیش میشن
تصور کنیم الان فروردین ۴۵ سالگی زمین عه و تازه دایناسورها به وجود اومدن. میرسیم به شهریور دایناسورها نابود میشن.
تا وسط آبان پستانداران شکل میگیرن و روی زمین غالب میشن