وایلد با این کتاب این سوال رو مطرح میکنه: آیا ظاهر آدم واقعاً میتونه حقیقتش رو پنهان کنه؟ یا برعکس، ظاهر خودش نوعی حقیقته
و البته به روحیه ویکتوریایی اون زمان که اخلاق گرایی عجیبی و پر از تظاهری داشت طعنه میزنه
آتالان🌘
رابطه بین عشق و مرگ
محسن پیشنهاد داد در مورد رابطه عشق و مرگ بیشتر حرف بزنیم. پس میزنیم.
❤3🙈1
تقریباً هیچ سنت ادبی یا فلسفیای نیست که این مرگ و عشق رو به هم وصل نکرده باشه. چرا؟ چون هر دو تجربههایی هستن که «منِ» معمولی رو فرو میریزن
❤4✍1
چندتا نمونه معروفش چیه؟
مثلا افلاطون تو ضیافت پلاتو میگه عشق از میل ما به جاودانگی میاد. انسان عاشق میشه چون میخواد از طریق یک «دیگری» جاودانه بشه.
در واقع ما میدونیم فانی هستیم پس میخوایم در چیزی بزرگتر ادامه پیدا کنیم
مثلا افلاطون تو ضیافت پلاتو میگه عشق از میل ما به جاودانگی میاد. انسان عاشق میشه چون میخواد از طریق یک «دیگری» جاودانه بشه.
در واقع ما میدونیم فانی هستیم پس میخوایم در چیزی بزرگتر ادامه پیدا کنیم
❤3✍1
حالا اینو میشه در یک نگاه زیستی تر و روانکاونه تر هم دید. که این نیاز ما به بقا و تولید مثله که در نهایت به عشق منجر میشه
❤3✍1
فروید هم میاد دوتا نیرو اروس و تاناتوس رو مطرح میکنه. نیرو زندگی در برابر نیرو مرگ که خیلی در هم تنیده است.
نکته مهم اینه که نیرو زندگی رو با نیرو آفرینش یکی میدونه.
آفرینش، تولید مثل و اگه ادبی بخوایم نگاهش کنیم عشق
نکته مهم اینه که نیرو زندگی رو با نیرو آفرینش یکی میدونه.
آفرینش، تولید مثل و اگه ادبی بخوایم نگاهش کنیم عشق
❤4
چه قدر دست خورده به نظر میرسه مفهوم عشق وقتی اینجوری نگاهش میکنیم. هرچند با منطق انسان جور در میاد:)))
❤5
عده ای هم این رابطه در هم تنیده مرگ و عشق رو از روی این میبینن که هر دو خارج از کنترل ماست. برمیگردم به همون جمله اولم که هر دو تجربه ای هستن که منِ معمولی رو قراره بشکنن.
آیا این موضوع به این معناست که عشق بر ما نازل میشه؟
آیا این موضوع به این معناست که عشق بر ما نازل میشه؟
❤5✍1
اجازه بدید هر دو طرف داستان رو بشونیم.
اروس خدای عشق در افسانه های یونان، همون که با تیرکمون میزده به مردم تا عاشق شن، بزرگ ترین نماد برای جواب بله به این سواله.
لیترالی عشق از آسمون میافتاده تو دامن آدم ها. حداقل مردم اون زمان این طور باور داشتن
اروس خدای عشق در افسانه های یونان، همون که با تیرکمون میزده به مردم تا عاشق شن، بزرگ ترین نماد برای جواب بله به این سواله.
لیترالی عشق از آسمون میافتاده تو دامن آدم ها. حداقل مردم اون زمان این طور باور داشتن
❤5👍1
در ادامه اون دیدگاه زیستی شوپنهاور و فروید هم باز به همین میرسیم.
وقتی عشق ابزاری باشه برای تولید مثل، خودش میدونه کدوم رو انتخاب کنه که شانس تولید مثل بالاتر باشه.
وقتی عشق ابزاری باشه برای تولید مثل، خودش میدونه کدوم رو انتخاب کنه که شانس تولید مثل بالاتر باشه.
❤4👍1
و حتی اگه آدم اشتباهی انتخاب میکنه، همه اینا ناشی از الگوهای کودکی و عقده ها و ناخودآگاهمونه.
قطعا کسایی رو دیدید که عاشق آدمهایی شبیه والد آزارگرشون میشن. این نمونه خیلی واضحی از این داستانه. بعضی انتخاب های ما به عنوان پارتنر، یکم پیچیده تره ولی بازهم از همون الگوها و پترن های کودکی میاد
قطعا کسایی رو دیدید که عاشق آدمهایی شبیه والد آزارگرشون میشن. این نمونه خیلی واضحی از این داستانه. بعضی انتخاب های ما به عنوان پارتنر، یکم پیچیده تره ولی بازهم از همون الگوها و پترن های کودکی میاد
❤5✍1👍1
با تایید تمام اینها، بیاین از اون ور هم نگاه کنیم. کسایی که معتقدن که حالا ما اونقدرا هم مترسک سرجالیز نیستیم تو داستان عشق
❤5
بیاین با همون ضیافت پلاتو شروع کنیم. این بار ارسطو رو میبینیم که تو اون ضیافت بین شور و «فیلیا» تفاوت میگذاره.
میگه دوستی عمیق، انتخابی عقلانی و مبتنی بر فضیلته.
از نظر اون، عشق پایدار نتیجه تمرین شخصیته، نه اسیر شدن
میگه دوستی عمیق، انتخابی عقلانی و مبتنی بر فضیلته.
از نظر اون، عشق پایدار نتیجه تمرین شخصیته، نه اسیر شدن
❤4🤔1
رواقیون ابدا بر خلاف نظراتی مثل شوپهاور و فروید حرف نمیزنن. اتفاقا کاملا قبول دارن اون شور و اشتیاق ناشی از سائقه های روانی رو که خارج از کنترله
ولی میگن درسته ما بر رویدادها کنترل نداریم، اما بر واکنش خودمون داریم
بعد از اون اسپارک اولیه کاملا در اختیار توعه چه تصمیم و واکنشی داشته باشی. حتی اگر خیلی سخت باشه
ولی میگن درسته ما بر رویدادها کنترل نداریم، اما بر واکنش خودمون داریم
بعد از اون اسپارک اولیه کاملا در اختیار توعه چه تصمیم و واکنشی داشته باشی. حتی اگر خیلی سخت باشه
❤3🤔1
یکی از کسایی که خیلی تو این زمینه صحبت های جالبی داره در کل و پیشنهاد میکنم اگه علاقه مند هستید حتما کتاب هاش رو بخونید اریک فروم عه.
فروم تو کتاب the art of loving اش میگه عشق یک احساس نیست. یک هنره.
تقریبا میشد از عنوان کتاب اینو حدس زد البته:))
و فرق هنر و احساس چیه؟ تو هنر تو میتونی تمرین کنی، درسته استعداد معنا داره ولی هر هنرمند آبرو داری بهتون میگه آگاهی و انضباط و تمرین چه قدر نقش مهم تری دارن تو هنر
فروم تو کتاب the art of loving اش میگه عشق یک احساس نیست. یک هنره.
تقریبا میشد از عنوان کتاب اینو حدس زد البته:))
و فرق هنر و احساس چیه؟ تو هنر تو میتونی تمرین کنی، درسته استعداد معنا داره ولی هر هنرمند آبرو داری بهتون میگه آگاهی و انضباط و تمرین چه قدر نقش مهم تری دارن تو هنر
❤2
یکی از جملات فروم تو این کتاب اینه:
«عشق یک احساسِ منفعل نیست؛ ایستادن است، نه افتادن.»
افتادن اینجا ترجمه falling in love عه.
تو ادامه اش میگه عشق نتیجه اون تصمیم های آگاهانه ایه که برای شنیدن، بخشیدن، مراقبت کردن و شناختن طرف مقابل گرفتی
«عشق یک احساسِ منفعل نیست؛ ایستادن است، نه افتادن.»
افتادن اینجا ترجمه falling in love عه.
تو ادامه اش میگه عشق نتیجه اون تصمیم های آگاهانه ایه که برای شنیدن، بخشیدن، مراقبت کردن و شناختن طرف مقابل گرفتی
❤2
دلم میخواد این بحث رو با این دو بیت از مولانا پایان بدم که میخواد بگه «بمیر پیش از آنکه بمیرید» و بر آگاهی و اندک اراده ای که قبل از جبر داریم اشاره میکنه
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
❤4