آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
این کتاب رو دوستی تو صحبت هاش به صورت غیر مستقیم معرفی کرد. توی صحبتش میخواست به این برسه که ظاهر هم عمقی داره. و این که همه ظاهر رو قضاوت میکنن، فقط بعضیا تظاهر میکنن که نمیکنن.
آتالان🌘
« It is only shallow people who do not judge by appearance. »
بعد این جمله از مقدمه کتاب گفت که منو وسوسه کرد برم ببینم این چه کتابیه
خلاصه داستان در مورد دوریان گری عه. مردیه که بسیار چهره خوبی داشته و یه پرتره ازش وجود داره. دوریان پیر نمیشه، اما اون پرتره چرا. با هر تصمیم و گناه و فساد دوریان چهره اش ثابت میمونه اما پرتره چرک میشه
1
وایلد با این کتاب این سوال رو مطرح می‌کنه: آیا ظاهر آدم واقعاً می‌تونه حقیقتش رو پنهان کنه؟ یا برعکس، ظاهر خودش نوعی حقیقته
و البته به روحیه ویکتوریایی اون زمان که اخلاق گرایی عجیبی و پر از تظاهری داشت طعنه میزنه
آتالان🌘
رابطه بین عشق و مرگ
محسن پیشنهاد داد در مورد رابطه عشق و مرگ بیشتر حرف بزنیم. پس میزنیم.
3🙈1
تقریباً هیچ سنت ادبی یا فلسفی‌ای نیست که این مرگ و عشق رو به هم وصل نکرده باشه. چرا؟ چون هر دو تجربه‌هایی هستن که «منِ» معمولی رو فرو می‌ریزن
41
چندتا نمونه معروفش چیه؟
مثلا افلاطون تو ضیافت پلاتو میگه عشق از میل ما به جاودانگی میاد. انسان عاشق میشه چون میخواد از طریق یک «دیگری» جاودانه بشه.
در واقع ما میدونیم فانی هستیم پس میخوایم در چیزی بزرگتر ادامه پیدا کنیم
31
حالا اینو میشه در یک نگاه زیستی تر و روانکاونه تر هم دید. که این نیاز ما به بقا و تولید مثله که در نهایت به عشق منجر میشه
31
شوپنهاور اصلا میگه عشق پوششی عه برای نیرو کور بقا. برای فرار از انقراض
31
فروید هم میاد دوتا نیرو اروس و تاناتوس رو مطرح میکنه. نیرو زندگی در برابر نیرو مرگ که خیلی در هم تنیده است.
نکته مهم اینه که نیرو زندگی رو با نیرو آفرینش یکی میدونه.
آفرینش، تولید مثل و اگه ادبی بخوایم نگاهش کنیم عشق
4
چه قدر دست خورده به نظر میرسه مفهوم عشق وقتی اینجوری نگاهش میکنیم. هرچند با منطق انسان جور در میاد:)))
5
عده ای هم این رابطه در هم تنیده مرگ و عشق رو از روی این میبینن که هر دو خارج از کنترل ماست. برمیگردم به همون جمله اولم که هر دو تجربه ای هستن که منِ معمولی رو قراره بشکنن.
آیا این موضوع به این معناست که عشق بر ما نازل میشه؟
51
اجازه بدید هر دو طرف داستان رو بشونیم.
اروس خدای عشق در افسانه های یونان، همون که با تیرکمون میزده به مردم تا عاشق شن، بزرگ ترین نماد برای جواب بله به این سواله.
لیترالی عشق از آسمون میافتاده تو دامن آدم ها. حداقل مردم اون زمان این طور باور داشتن
5👍1
افلاطون توی همون ضیافت پلاتو میگه عشق دیوانگی ست که از سوی خدایان میاد.
5👍1
در ادامه اون دیدگاه زیستی شوپنهاور و فروید هم باز به همین میرسیم.
وقتی عشق ابزاری باشه برای تولید مثل، خودش میدونه کدوم رو انتخاب کنه که شانس تولید مثل بالاتر باشه.
4👍1
و حتی اگه آدم اشتباهی انتخاب میکنه، همه اینا ناشی از الگوهای کودکی و عقده ها و ناخودآگاهمونه.
قطعا کسایی‌ رو دیدید که عاشق آدم‌هایی شبیه والد آزارگرشون میشن. این نمونه خیلی واضحی از این داستانه. بعضی انتخاب های ما به عنوان پارتنر، یکم پیچیده تره ولی بازهم از همون الگوها و پترن های کودکی میاد
51👍1
با تایید تمام این‌ها، بیاین از اون ور هم نگاه کنیم. کسایی که معتقدن که حالا ما اونقدرا هم مترسک سرجالیز نیستیم تو داستان عشق
5
بیاین با همون ضیافت پلاتو شروع کنیم. این بار ارسطو رو میبینیم که تو اون ضیافت بین شور و «فیلیا» تفاوت می‌گذاره.
میگه دوستی عمیق، انتخابی عقلانی و مبتنی بر فضیلته.

از نظر اون، عشق پایدار نتیجه تمرین شخصیته، نه اسیر شدن
4🤔1
رواقیون ابدا بر خلاف نظراتی مثل شوپهاور و فروید حرف نمیزنن. اتفاقا کاملا قبول دارن اون شور و اشتیاق ناشی از سائقه های روانی رو که خارج از کنترله
ولی میگن درسته ما بر رویدادها کنترل نداریم، اما بر واکنش خودمون داریم
بعد از اون اسپارک اولیه کاملا در اختیار توعه چه تصمیم و واکنشی داشته باشی. حتی اگر خیلی سخت باشه
3🤔1
یکی از کسایی که خیلی تو این زمینه صحبت های جالبی داره در کل و پیشنهاد میکنم اگه علاقه مند هستید حتما کتاب هاش رو بخونید اریک فروم عه.
فروم تو کتاب the art of loving اش میگه عشق یک احساس نیست. یک هنره.
تقریبا میشد از عنوان کتاب اینو حدس زد البته:))
و فرق هنر و احساس چیه؟ تو هنر تو میتونی تمرین کنی، درسته استعداد معنا داره ولی هر هنرمند آبرو داری بهتون میگه آگاهی و انضباط و تمرین چه قدر نقش مهم تری دارن تو هنر
2