آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
بروتوس اتفاقا آدمیه با نیک پاک، با هدف جمهوری و واقعا فکر میکنه داره کار درست رو میکنه
و بعد آنتونی (لوک تامپسون عزیزم:)) میاد و با تکنیک های فوق العاده اش جمع رو دست میگیره
قبل از این که در مورد تکنیک های صحبت های آنتونی بگم، آخر داستان رو لو بدم. بعد این سخرانی (و تیکه بعدش که آنتونی میاد زخم های سزار رو نشون میده و میگه این آدما قاتلش هستن) مردم چنان احساساتی میشن که منجر به شورش و جنگ داخلی میشه، و اون چیزی که بروتوس از ترسش سزار رو کشت، با مرگ سزار اتفاق میافته
اما چرا صحبت های آنتونی تاثیر گذار تر بود، با این که بروتوس حرف منطقی درستی زد؟
در واقع آنتونی یک pr manager فوق العاده بود. میدونست وقتی میخوای یه صدای جمعی راه بندازی به جای منطق با احساسات آدما باید بازی کنی.
رقیبش رو تخریب نکرد. اتفاقا گفت آدم شرفاتمندیه. و انقدر این جمله رو به کار برد تا معنیش رو از دست داد
«قوی‌ترین اقناع‌ها، آن‌هایی‌اند که انکار می‌کنند در حال اقناع‌اند

اول صحبتش میگه من نیومدم از سزار تعریف کنم، اومدم خاکش کنم.
جایگاه خودش رو میزاره آدم عزادار. حالا همدردی باهاش راحت تره
و جمله آخرش، وقتی میخواد بگه مردم احمق به حرف این بروتوس گوش ندید، به زیبا ترین شکل ممکن میگه
O judgment! thou art fled to brutish beasts,
And men have lost their reason.
ای داوری! تو به سوی جانوران وحشی گریخته‌ای،

و انسان‌ها خرد خود را از دست داده‌اند
1
خیلی بامزه نیست؟ شکسپیر نمیگه چه موجودات احمق و نادانی هستید. میگه قضاوت از آدم ها گریخته به سمت حیوانات وحشی:)))
2
این تیکه اش هم به نظرم خیلی زیباست

You all did love him once, not without cause:
What cause withholds you then, to mourn for him?

شما روزی او را دوست می‌داشتید، نه بی‌دلیل؛

پس اکنون چه دلیلی شما را از سوگواری بازمی‌دارد؟
خلاصه آنتونی اون آدم کاریزماتیک بی اخلاقی بود که برای بردن میتونست رم رو به آتیش بکشه. و کشید.
پونیت نهایی شکسپیر هم که اون اول گفتم همینه:
دنیا را نه آدم‌های بد،
بلکه آدم‌های خوبِ ساده‌لوح
و آدم‌های باهوشِ بی‌مهار
به آتش می‌کشن
1👍1
من اصلا عشق میکنم چه طور شکسپیر گند میزنه به اخلاق مداری صرف. به به
تو خیلی از فرهنگ‌ها، زمان چیزیه که باید کنترلش کنی.
در ایران سنتی، زمان چیزی بوده که باید باهاش زندگی کنی
فرهنگ آهستگی از قرن‌ها پیش بین ایرانی‌ها اهمیت داشته
چایی که باید دم بکشه، درحالی که انگلیسی تقریبا همینقدر روی چایی حساسن ولی صرفا با تی بگ کار رو در میارن.
تو ایران، مهمونی کوتاه تقریباً بی‌ادبی حساب می‌شه.
چند ساعت نشستن، چای پشت چای، میوه، دوباره چای خیلی طبیعیه
در حالی که تو آمریکا یا آلمان، دعوت شام دو ساعته‌ست و برنامه‌ریزی دقیق داره
🔥1
حتی تو معماری های ایرانی به خصوص تو باغ‌هایی که هنوز مونده و میشه دید (مثل باغ فین یا باغ شاهزاده ماهان)
طوری طراحی شدن که مستقیم به مقصد نرسی.
با پیچ، آب جاری، مکث و بازی با سایه عمداً تجربه رو طولانی می‌کنن
👏7
یا همین تعارف رو شما ببین
تعارف از بیرون عجیب به نظر میاد.
چرا چیزی رو پیشنهاد میدی که واقعاً نمیخوای بدی؟

ولی از زاویه زمان نگاه کن:
تعارف یعنی مکث قبل از معامله.
یعنی رابطه مهم‌تر از تراکنش.

درحالی که در فرهنگ‌های low-context (مثل اسکاندیناوی)،
شفافیت فوری ارزشه.
👍1
تو ادبیات که خیلی واضح تره این داستان
به طور مثال شاهنامه رو ببین. قبل هر نبرد کلی آماده سازی و رجز خونی رخ میده. یه حمله نیم ساعته رو ۴ ساعت فردوسی شرح میده
یا جناب حافظ. حافظ تقریباً obsessed بوده با بی‌ثباتی زمان و تو شعرهاش زمان رو خطی نمیدیده