آتالان🌘
96 subscribers
14 photos
1 file
3 links
«زندگی بدون کنجکاوی ارزشی ندارد»
Download Telegram
نه
با این بیت شر برای اولین بار وارد شاهنامه شد

منی کرد آن شاه یزدانشناس
ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس
🆒1
آتالان🌘
با این بیت شر برای اولین بار وارد شاهنامه شد منی کرد آن شاه یزدانشناس ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس
این بیت مال چه زمانیه؟ زمان حکومت جمشید شاه
مردی که معماری رو از دیوان به مردان آموخت
صنعت کشتی سازی رو راه انداخت
تقویم و سال نو رو ایجاد کرد
مردی که انقدر عظمت و پاکی داشت که صورتش میدرخشید و روی تخت طلاییش پرواز میکرد
مردی که دوران پادشاهیش انقدر شادی بود که کسی نمیمرد
🆒1
تصور کنید این کارها رو بکنید
تصور کنید همه آدما دوستتون داشته باشن و زندگی خوبی به خاطر شما داشته باشن که هی بهتر بشه
ممکن نیست با خودت بگی من چه آدم خفنیم؟ من تونستم. من.
پس حتما «من» یه چیز خارق العاده ای هستم که تونستم این کارا رو بکنم
🆒1
و از این جا کم کم منیت شاه وارد میشه، دیگه نظر پیران و مشاورانش رو نمیشنوه و بهشون احترام نمیذاره
🆒1
اینجاست در واقع که شر وارد شاهنامه میشه. تا قبل این دادی نیاز نبود باشه، چون بیدادی نبود. خیر مطلق بود. حتی با این که دیوان هم بودن و در چنگ جمشید زندانی شده بودن. این جا بیداد معنی پیدا میکنه
🆒1
و البته قطعا تدریجی عه
فردوسی میگه توی ۲۳ سال همه سپاه جمشید پراکنده میشن. و اینجاست که این بیت شاهکار رو میگه
همی کاست زو فره ایزدی
برآورده بر وی شکوه بدی
2
شکوه بدی
چه ترکیب زیبا و هیجان انگیزیه. جایی که حالا هیبت بد بودن برای انسان جالب میشه
1🆒1
آتالان🌘
شکسپیر یکی از سهام داران یکی از تئاتر های بزرگ اون زمان به اسم the Glob بوده. و در طراحی و معماری صحنه و ساختمون و جایگاه تماشاگران نقش داشته. صحنه اون تئاتر واقعا ساده بود. از نور طبیعی روز استفاده میکردن و تهش با مشعل کمی بهبود میدادن. دکور صحنه هم واقعا…
یادتونه در مورد the glob صحبت کرده بودم؟
این تئاتر همچنان وجود داره و نمایش های شکسپیر هر سال به همون نحو توش برگزار میشه
و بازیگرای خفنی اونجا اجرا دارن و خیلی ها هم از اونجا وارد دنیای درام میشن
پیج اینستاش رو پیدا کردم و به عنوان نمونه براتون تیکه ای از اجرای جولیس سزار رو میزارم. این تیکه اجرای لوک تامپسون عزیزمه که در نقش یکی از دوستان سزار بعد مرگش داره ازش دفاع میکنه. خیلی دلم میخواست به کل اجراش دسترسی داشتم ولی متاسفانه پیدا نکردم

https://instagram.com/p/DUGp8H6DTOd/
البته خیلی بیشتر دلم میخواست این اجرا رو زنده میدیدم ولی خب :)
این بار میخوام از آخر به اول برم. پیام اصلی این نمایش چی بود؟

«اخلاق بدون درک قدرت، خطرناک است.
قدرت بدون اخلاق، فاجعه.
»
داستان خیلی طولانیه و با خلاصه کردنش شهیدش میکنم. فقط به این بخشش میپردازم که عده ای با سزار مخالف بودن، آدم‌هایی که میترسیدن استبداد سزار کشور رو به آتش بکشه و در نهایت سزار رو توی سِنا به همین خاطر میکشن. نمونه پر رنگی از این آدما بروتوس عه که تو این تیکه اجرا اسمش زیاد میاد
بروتوس اتفاقا آدمیه با نیک پاک، با هدف جمهوری و واقعا فکر میکنه داره کار درست رو میکنه
و بعد آنتونی (لوک تامپسون عزیزم:)) میاد و با تکنیک های فوق العاده اش جمع رو دست میگیره
قبل از این که در مورد تکنیک های صحبت های آنتونی بگم، آخر داستان رو لو بدم. بعد این سخرانی (و تیکه بعدش که آنتونی میاد زخم های سزار رو نشون میده و میگه این آدما قاتلش هستن) مردم چنان احساساتی میشن که منجر به شورش و جنگ داخلی میشه، و اون چیزی که بروتوس از ترسش سزار رو کشت، با مرگ سزار اتفاق میافته
اما چرا صحبت های آنتونی تاثیر گذار تر بود، با این که بروتوس حرف منطقی درستی زد؟
در واقع آنتونی یک pr manager فوق العاده بود. میدونست وقتی میخوای یه صدای جمعی راه بندازی به جای منطق با احساسات آدما باید بازی کنی.
رقیبش رو تخریب نکرد. اتفاقا گفت آدم شرفاتمندیه. و انقدر این جمله رو به کار برد تا معنیش رو از دست داد