اگر حس چشایی نیست کار چشم، پس از چیست
که من تا دیدم آن بت را یقین کردم که شیرین است...
#استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
که من تا دیدم آن بت را یقین کردم که شیرین است...
#استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
Forwarded from جِنـٰابِ حر🕊🇮🇷
واسه مایی که هرچی داریم از امام رضا داریم، امشب شب شیرینیه...
همیشه یه حرفایی برا خودم میچینم که الان فلان چیزو بهش بگم، فلان چیزو ازش بخوام؛
ولی دقیقا اون لحظه ای که میخوام باهاش حرف بزنم، یه چیزی از درونم میگه:
زشت نیست؟!
زشت نیست جز خودش چیزی بخوای؟!
واقعا مگه به جز خودش چی میخوای؟!
اصلا اونموقع انگار هرچی بخوای مسخره ست...
خدا امام رضامونو از ما نگیره :))))
همیشه یه حرفایی برا خودم میچینم که الان فلان چیزو بهش بگم، فلان چیزو ازش بخوام؛
ولی دقیقا اون لحظه ای که میخوام باهاش حرف بزنم، یه چیزی از درونم میگه:
زشت نیست؟!
زشت نیست جز خودش چیزی بخوای؟!
واقعا مگه به جز خودش چی میخوای؟!
اصلا اونموقع انگار هرچی بخوای مسخره ست...
خدا امام رضامونو از ما نگیره :))))
اَسفَل 🇮🇷
صبحِ علی الطلوع گدا بر تو میگذشت نزدیک ظهر بود ، که عالیجناب شد... ☀️ @Asfall
شمس اگر اذنِ طلوع از تو بگیرد ادب است...
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
من آن ابرم که میخواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمیداند کجا سر میگذارد
ابتهاج
@ir_tavabin
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمیداند کجا سر میگذارد
ابتهاج
@ir_tavabin
اَسفَل 🇮🇷
صبحِ علی الطلوع گدا بر تو میگذشت نزدیک ظهر بود ، که عالیجناب شد... ☀️ @Asfall
خواستم عاشقیام بینِ خودم باشد و تو
گریههایم!
چه کنم؟
دستِ مرا رو کردند...
گریههایم!
چه کنم؟
دستِ مرا رو کردند...
اَسفَل 🇮🇷
خواستم عاشقیام بینِ خودم باشد و تو گریههایم! چه کنم؟ دستِ مرا رو کردند...
خادمان تو نگفتند برای تو مگر؟؟؟؟
شب، یادِ رُخت در دلِ ویرانشده، ره داشت
ویرانهی ما، روشنی از پرتو مه داشت
دل داشت در آن زلفِ سیه، خانه از این پیش
آن بخت کجا شد که دلِ خانهسیه داشت؟
سیلِ مژه بِربود مرا همچو خس از جای
خود را نتوانم دگر از گریه نگه داشت!
دی جلوهکنان میشدی اندر صفِ خوبان
با حشمت و جاهی که نه سلطان، نه سپه داشت
طرفِ کله از ناز شکستی و جهانی
از هر طرفی چشم برآن طرفِ کله داشت
افتاده مرا با تو همان قصه که مردم
گویند: فلان گلخنی اندیشهی شَه داشت
جامی که به شمشیرِ ستم ریختیاش خون
جز دعویِ عشقِ تو ندانم چه گنه داشت
#جامی
🩸@Asfall
ویرانهی ما، روشنی از پرتو مه داشت
دل داشت در آن زلفِ سیه، خانه از این پیش
آن بخت کجا شد که دلِ خانهسیه داشت؟
سیلِ مژه بِربود مرا همچو خس از جای
خود را نتوانم دگر از گریه نگه داشت!
دی جلوهکنان میشدی اندر صفِ خوبان
با حشمت و جاهی که نه سلطان، نه سپه داشت
طرفِ کله از ناز شکستی و جهانی
از هر طرفی چشم برآن طرفِ کله داشت
افتاده مرا با تو همان قصه که مردم
گویند: فلان گلخنی اندیشهی شَه داشت
جامی که به شمشیرِ ستم ریختیاش خون
جز دعویِ عشقِ تو ندانم چه گنه داشت
#جامی
🩸@Asfall
⚑لواء حیدر کرار(ع)
#استوری 🔸جشن ولادت آقاامام رضا علیه السلام 🎤 کربلایی سیدامیرحسینی @leva_heidar_karar
کنار پنجره فولاد، دنیا انگار زیر پامه
انگاری تمومِ دردِ زائرای تو باهامه...
دخیلم ضامنِ آهو
دخیلم ضامنِ آهو...
انگاری تمومِ دردِ زائرای تو باهامه...
دخیلم ضامنِ آهو
دخیلم ضامنِ آهو...