اَسفَل 🇮🇷
به خواب دوش که در باغِ خُلد میگشتم به طوفِ روضهی شاهِ نجف بود تعبیر... #سلیم_تهرانی
ز آستانهی او چون کسی رود بیرون؟!
که زلفِ شاهد مقصود باشدش زنجیر...
که زلفِ شاهد مقصود باشدش زنجیر...
خبرم رسید امشب که نگار خواهی آمد
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد
به لبم رسیده جانم، تو بیا که زنده مانم
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد
غم و قصه فراقت بکشد چنان که دانم
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل
مرو ایمن اندر این ره که فگار خواهی آمد
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف
به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد
کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد
به یک آمدن ربودی، دل و دین و جانِ خسرو
چه شود اگر بدین سان دو سه بار خواهی آمد
#امیرخسرو_دهلوی
🆔 @Asfall
سر من فدای راهی که سوار خواهی آمد
به لبم رسیده جانم، تو بیا که زنده مانم
پس از آن که من نمانم، به چه کار خواهی آمد
غم و قصه فراقت بکشد چنان که دانم
اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد
منم و دلی و آهی ره تو درون این دل
مرو ایمن اندر این ره که فگار خواهی آمد
همه آهوان صحرا سر خود گرفته بر کف
به امید آن که روزی به شکار خواهی آمد
کششی که عشق دارد نگذاردت بدینسان
به جنازه گر نیایی، به مزار خواهی آمد
به یک آمدن ربودی، دل و دین و جانِ خسرو
چه شود اگر بدین سان دو سه بار خواهی آمد
#امیرخسرو_دهلوی
🆔 @Asfall
اَسفَل 🇮🇷
صلی الله علیک یا رقیه بنت الحسین بابا، سراغ از گوشوارِ من نگیری من از تو پرسیدم مگر انگشترت کو...؟! 🆔 @Asfall
دیدمت رویِ نیزه خوابیدی
از رهِ دور تورا بوسیدم...
از رهِ دور تورا بوسیدم...
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
اَسفَل 🇮🇷
نجف نرفته چه فهمد فراق یعنی چه...؟!!!
ما قتلمان به دستِ جنابِ فراق بود...
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه
دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید
که گر بگریزم از سختی رفیق سستپیمانم
مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم
#سعدی
پ.ن: به مناسبت روز بزرگداشت استادِ سخن🌱
🆔 @Asfall
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه
دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
وگرنه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی
خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید
که گر بگریزم از سختی رفیق سستپیمانم
مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت
من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم
#سعدی
پ.ن: به مناسبت روز بزرگداشت استادِ سخن🌱
🆔 @Asfall
Forwarded from محمدرضا حدادپور جهرمی
بخشی از نیروگاه های اتمی اسراییل رفت هوا
Forwarded from محمدرضا حدادپور جهرمی
صبح کارخانه موشک سازی
شب نیروگاه اتمی
شب نیروگاه اتمی
Forwarded from محمدرضا حدادپور جهرمی
خبرنگار اعزامی به اراضی اشغالی
حدادپور جهرمی
اورشلیم
🤣😂🤣😂🤣
حدادپور جهرمی
اورشلیم
🤣😂🤣😂🤣
Forwarded from هوای خوش...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هوای خوش...
#القدس_تنتفض @havakhoshast
www.NetGasht.com
Fardin Khalatbari-www.NetGasht.com
اندیشه بوسه خونین
و روزهای تشنگی و مرگ
مرگ من غمهای سوگواری
روسریهای بدرود ما
کفن ماست
و چون باد در خاکستر میوزد
خون در درههای ژرف میجوشد
و اشکهای آرزومند
در بادبانهای سندباد
از خطاب صدایی سرریز میشود
عشق من به سوی من بازگرد
روسریها از دوری ما آه میکشند
نه آه بدرود را
دیدار شادمانه ما آرزویی است
که در این تبعید پیوسته افزون میشود
بر مرگهای پی در پی اشک مریز
مرا چیزی جز چشمان سیاه تو نیست
روسریهای بدرودمان را
چون یادگاریهای آوازهای عشقمان بر سر مکن
عشق من! در سرزمینمان
زخمی را با آن درمان کن
#محمود_درویش
🪖 @Asfall
و روزهای تشنگی و مرگ
مرگ من غمهای سوگواری
روسریهای بدرود ما
کفن ماست
و چون باد در خاکستر میوزد
خون در درههای ژرف میجوشد
و اشکهای آرزومند
در بادبانهای سندباد
از خطاب صدایی سرریز میشود
عشق من به سوی من بازگرد
روسریها از دوری ما آه میکشند
نه آه بدرود را
دیدار شادمانه ما آرزویی است
که در این تبعید پیوسته افزون میشود
بر مرگهای پی در پی اشک مریز
مرا چیزی جز چشمان سیاه تو نیست
روسریهای بدرودمان را
چون یادگاریهای آوازهای عشقمان بر سر مکن
عشق من! در سرزمینمان
زخمی را با آن درمان کن
#محمود_درویش
🪖 @Asfall