Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
هر چقدر ما ایرانیها شلنگ قلیان به دست داریم این غربیها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است ...
ما چوب حماقتمان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!
#جلال_آل_احمد
🆔 @Asfall
ما چوب حماقتمان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!
#جلال_آل_احمد
🆔 @Asfall
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
بالاتر از هفت تیر بودم، بارون میومد. موی سفید و دستی که دراز کرده بود و عجلهای که تو حرکاتش بود باعث شد کنار بزنم و ترک موتور سوارش کنم. تا میدون جمهوری از خودش گفت. از عشقی که بهش نارو زده بود. از برادر و خواهرش که لگد زده بودن به معرفت. ریشاش شیش تیغ بود و مدام هم میگفت " نماز منم همینه دیگه" نمازش همین بود که دست این و اون رو گرفته بود و بیتفاوت نبود. آخرش گفت پول میگیری یا جزو زنجیرهای؟ گفتم کارم با موتور نیست ولی زنجیره چیه؟ گفت یه روز که کنار خیابون بوده و ماشینش خراب شده بوده یکی بهش کمک میکنه اینم میخواسته جبران کنه و پولی بده که طرف گفته نه! این یه زنجیرهی خوبیه! تو هم به نفر بعدی که تو خیابون مونده بود بیمنت کمک کن..
اینم یه بخشی از حرفامونه که ضبطش کردم. از عشق گفتم بهش. از عشق گفت برام..
#موتوری
@ir_tavabin
اینم یه بخشی از حرفامونه که ضبطش کردم. از عشق گفتم بهش. از عشق گفت برام..
#موتوری
@ir_tavabin
یک عمر دل اسیر کمند خیال بود
یک عمر چشم خیره به نقش زوال بود
گفتند گوش کن سخن اهل علم را
ما گوش کرده ایم ، فقط قیل و قال بود
پرسیدم از حکیم ، عدم هست یا که نیست ؟
دیدم جواب مسئله اش هم سوال بود
پا بر صراط عشق نهادند بی رهان
زاهد هنوز در کشش حرف ضال بود
واعظ ز عقل دم زد و پرسیدمش که چیست ؟
با آن زبان سفسطه ، گویی که لال بود
زخمی به ماندگاری زخم زبان که دید
آئین شیخ یک سره بر این روال بود
تا شهروند خویشتن خویش بوده ایم
دنیای ما حکایت سنگ و سفال بود
جستیم عافیت ز خم و پیچ زندگی
دیدیم عاقبت که خیالی محال بود
آهی ز دل کشیدم و تا کوی دوست رفت
دیدار ما نتیجه این اتصال بود
ارفع مجال و فرصت هر کس به عمر خویش
تنها به قدر گفتن یک شرح حال بود
#ارفع_کرمانی
🆔 @Asfall
یک عمر چشم خیره به نقش زوال بود
گفتند گوش کن سخن اهل علم را
ما گوش کرده ایم ، فقط قیل و قال بود
پرسیدم از حکیم ، عدم هست یا که نیست ؟
دیدم جواب مسئله اش هم سوال بود
پا بر صراط عشق نهادند بی رهان
زاهد هنوز در کشش حرف ضال بود
واعظ ز عقل دم زد و پرسیدمش که چیست ؟
با آن زبان سفسطه ، گویی که لال بود
زخمی به ماندگاری زخم زبان که دید
آئین شیخ یک سره بر این روال بود
تا شهروند خویشتن خویش بوده ایم
دنیای ما حکایت سنگ و سفال بود
جستیم عافیت ز خم و پیچ زندگی
دیدیم عاقبت که خیالی محال بود
آهی ز دل کشیدم و تا کوی دوست رفت
دیدار ما نتیجه این اتصال بود
ارفع مجال و فرصت هر کس به عمر خویش
تنها به قدر گفتن یک شرح حال بود
#ارفع_کرمانی
🆔 @Asfall
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
من لباس شخصی بودم. مزدوری که بیبیسی میگفت و معصومی که صداوسیما نشان میداد. اما نه این بودم و نه آن! کف خیابان هم، رو به رویم کسانی بودند که نه ایادی استکبار بودند و نه عوامل صهیونیست. پیر و جوان، زن و مرد؛ همه جمع بودند! کارگری آمده بود شرمندگیِ زن و بچهاش را فریاد بزند. کارمندی آمده بود هرچه رئیسش توی سرش زده بود توی سر مامورها بزند. زنی آمده بود روسریاش را روی دست گرفته بود. مردی آمده بود زن بیروسری را دید بزند. همه آمده بودند. مردم یعنی همین؛ خوب و بد!
از آنطرف سرباز آمده بود که اگر نمیآمد بازداشت و اضاف میخورد. سرباز آمده بود بزند خودشیرینی کند تشویقی بگیرد. افسر آمده بود قورباغهها هفتتیر کش نشوند! بسیجی آمده بود ببیند خاطره بسازد بعدا چهارتا رویش بگذارد و تعریف کند. بسیجی آمده بود جان بدهد که امنیت نرود. لباسشخصی آمده بود آن وسط با ناجاییها تسویه حساب کند. لباسشخصی آمده بود که اینجا سوریه نشود. نیروهای امنیتی یعنی همین؛ خوب و بد!
میخواهم بگویم که خوب و بد، اگر کسی زد ما بودیم، که اگر کسی خورد ما بودیم! که اگر کسی کشت ما بودیم، که اگر کسی مُرد ما بودیم! رحم کرد ما بودیم، رحم نکرد ما بودیم! که نظام ما هستیم.. که مردم ما هستیم! توی بازار سر هم کلاه میگذاریم ماییم. محرم ایستگاه صلواتی میزنیم ماییم. سیل میآید خانه خراب میکند جمع میشویم سقف بالاسر میسازیم، ماییم. توی شادی بُرد مراکش باهمیم، هواپیمایاوکراینی سقوط کرد، در غم باهمیم! توی سر و کلهی هم میزنیم ماییم! به کسی ربط ندارد! من نمیگویم دلمان به صداوسیما خوش باشد، نه! اما گوشمان به آنطرف آب هم نباشد! به بیبیسی ربط ندارد! ایراناینترنشنال فقط مینالد! هرچه بیشتر بنالد بیشتر دلار به پایش میریزند! دلش برای ما نمیسوزد که کشتهها را هرچقدر بخواهد میگوید! مسیح علینژاد که به دلار حقوق میگیرد چه میفهمد ارزش تومان را؟! من و تو دلش برای من و تو نمیسوزد که زن و مرد مینشینند و میفرمایند شام! نمیدانند مردم اینجا املت بدون گوجه میخورند، چون گوجه گران است! و برایشان هم مهم نیست. ما فقط سرخط خبرهایشان هستیم چون اگر ما نباشیم آنها هم نیستند. اگر روزی ما خوش باشیم آنها نیستند! ما مهمیم چون میتوانند پول بگیرند بنشینند در اتاقخبر لندن با لباس آنچنانی و آرایش و بگو و بخند؛ درباره بدبختی ما تهرانیها حرف بزنند! ما هرچه هستیم خوب و بد، زنده و مرده، خودمانیم! آنها ما نیستند. فارسی حرف میزنند اما از ما نیستند! به فکر ما نیستند..
سید مصطفی موسوی
میدان شهدا ، ۲۵ آبان ۹۹
@ir_tavabin
از آنطرف سرباز آمده بود که اگر نمیآمد بازداشت و اضاف میخورد. سرباز آمده بود بزند خودشیرینی کند تشویقی بگیرد. افسر آمده بود قورباغهها هفتتیر کش نشوند! بسیجی آمده بود ببیند خاطره بسازد بعدا چهارتا رویش بگذارد و تعریف کند. بسیجی آمده بود جان بدهد که امنیت نرود. لباسشخصی آمده بود آن وسط با ناجاییها تسویه حساب کند. لباسشخصی آمده بود که اینجا سوریه نشود. نیروهای امنیتی یعنی همین؛ خوب و بد!
میخواهم بگویم که خوب و بد، اگر کسی زد ما بودیم، که اگر کسی خورد ما بودیم! که اگر کسی کشت ما بودیم، که اگر کسی مُرد ما بودیم! رحم کرد ما بودیم، رحم نکرد ما بودیم! که نظام ما هستیم.. که مردم ما هستیم! توی بازار سر هم کلاه میگذاریم ماییم. محرم ایستگاه صلواتی میزنیم ماییم. سیل میآید خانه خراب میکند جمع میشویم سقف بالاسر میسازیم، ماییم. توی شادی بُرد مراکش باهمیم، هواپیمایاوکراینی سقوط کرد، در غم باهمیم! توی سر و کلهی هم میزنیم ماییم! به کسی ربط ندارد! من نمیگویم دلمان به صداوسیما خوش باشد، نه! اما گوشمان به آنطرف آب هم نباشد! به بیبیسی ربط ندارد! ایراناینترنشنال فقط مینالد! هرچه بیشتر بنالد بیشتر دلار به پایش میریزند! دلش برای ما نمیسوزد که کشتهها را هرچقدر بخواهد میگوید! مسیح علینژاد که به دلار حقوق میگیرد چه میفهمد ارزش تومان را؟! من و تو دلش برای من و تو نمیسوزد که زن و مرد مینشینند و میفرمایند شام! نمیدانند مردم اینجا املت بدون گوجه میخورند، چون گوجه گران است! و برایشان هم مهم نیست. ما فقط سرخط خبرهایشان هستیم چون اگر ما نباشیم آنها هم نیستند. اگر روزی ما خوش باشیم آنها نیستند! ما مهمیم چون میتوانند پول بگیرند بنشینند در اتاقخبر لندن با لباس آنچنانی و آرایش و بگو و بخند؛ درباره بدبختی ما تهرانیها حرف بزنند! ما هرچه هستیم خوب و بد، زنده و مرده، خودمانیم! آنها ما نیستند. فارسی حرف میزنند اما از ما نیستند! به فکر ما نیستند..
سید مصطفی موسوی
میدان شهدا ، ۲۵ آبان ۹۹
@ir_tavabin
و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
#مجتبی_کاشانی
🆔 @Asfall
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
#مجتبی_کاشانی
🆔 @Asfall
[طرید]
الهی.. عاقبت چه خواهد شد؟ و با ابد چه باید كرد؟ [علامه حسنزاده آملی]
با ابد چه باید کرد...؟!
Forwarded from -شایدنامه هایی به فرزندم...🇮🇷
به خواب ظلمت آلودیم شبهای زلالی را
دریغا ما ندانستیم قدر آن لیالی را!
به جای شمعدانیهای سرشار از شکوفایی
کنار یکدگر چیدیم گلدانهای خالی را
مزار از دشت میسازند و تابوت از صنوبرها
خدایا کی به پایان میبریم این مرگسالی را!
کسی با نغمهٔ اللهاکبر برنمیخیزد
مؤذن بیسبب آشفت خواب این اهالی را
جهان پیوسته تا کی بر مدار ظلم میگردد
مگر در هم بریزد رادمردی این توالی را
#فاضل_نظری
🆔 @Asfall
دریغا ما ندانستیم قدر آن لیالی را!
به جای شمعدانیهای سرشار از شکوفایی
کنار یکدگر چیدیم گلدانهای خالی را
مزار از دشت میسازند و تابوت از صنوبرها
خدایا کی به پایان میبریم این مرگسالی را!
کسی با نغمهٔ اللهاکبر برنمیخیزد
مؤذن بیسبب آشفت خواب این اهالی را
جهان پیوسته تا کی بر مدار ظلم میگردد
مگر در هم بریزد رادمردی این توالی را
#فاضل_نظری
🆔 @Asfall
Forwarded from خانهی طراحان انقلاب اسلامی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#موشن_گرافیک | سه قطره خون
◽️از آن سال چندین دوره دانشجو آمدند و رفتند اما این سه تن ماندند تا هر که را میآید بیاموزند و هر که را میرود سفارش کنند... این سه قطره خون بر چهره #دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است. | دکتر #علی_شریعتی
◽️روز #دانشجو گرامی باد.
▫️مجری طرح: مرکز هنری رسانهای افق نو
⬇️ دریافت نسخهی باکیفیت |۶۵مگابایت
#پهلوی | #آمریکا | #16_آذر
●خانهی طراحان انقلاب اسلامی
@KHATTMEDIA
◽️از آن سال چندین دوره دانشجو آمدند و رفتند اما این سه تن ماندند تا هر که را میآید بیاموزند و هر که را میرود سفارش کنند... این سه قطره خون بر چهره #دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است. | دکتر #علی_شریعتی
◽️روز #دانشجو گرامی باد.
▫️مجری طرح: مرکز هنری رسانهای افق نو
⬇️ دریافت نسخهی باکیفیت |۶۵مگابایت
#پهلوی | #آمریکا | #16_آذر
●خانهی طراحان انقلاب اسلامی
@KHATTMEDIA
مگر این باد خوش از راه عشقآباد میآید؟
که بوی عشقهای کهنه ، از این باد میآید
کجا و کی، دراین اقلیم بی معنی است، این عشق است
و عشق از بی «زمان»، از «ناکجا آباد» میآید
به هفتآرایی مشاطهگان، او را نیازی نیست
که شهرآشوب من، با حُسن مادرزاد میآید
«هراس از باد هجرانی نداری؟» - وصل میپرسد -
و از عاشق جواب «هر چه باداباد» میآید
جهان انگار، در تسخیر شیرین است و تکثیرش
که از هر سو، صدای تیشهی فرهاد میآید
گشادهسینگی کن، عشق اگر بسیار میخواهی
که سهم قطره و دریا، به استعداد میآید
همایون باد عشق، آری، اگر چه شِکوه از گل را
در آوازِ چکاوک، غلتی از بیداد میآید
مجزا نیستند از عشق، وصل و فصل و نوش و نیش
شگفتا او، که با ترکیبی از اضداد میآید
تو بوی نافه را از باد میگیری و مینوشی
من از خون دل آهوی چینم، یاد میآید
مده بیمم ز موج آری که خود ترجیع توفان است
که در پروازهای مرغ دریازاد میآید
#حسین_منزوی
🆔 @Asfall
که بوی عشقهای کهنه ، از این باد میآید
کجا و کی، دراین اقلیم بی معنی است، این عشق است
و عشق از بی «زمان»، از «ناکجا آباد» میآید
به هفتآرایی مشاطهگان، او را نیازی نیست
که شهرآشوب من، با حُسن مادرزاد میآید
«هراس از باد هجرانی نداری؟» - وصل میپرسد -
و از عاشق جواب «هر چه باداباد» میآید
جهان انگار، در تسخیر شیرین است و تکثیرش
که از هر سو، صدای تیشهی فرهاد میآید
گشادهسینگی کن، عشق اگر بسیار میخواهی
که سهم قطره و دریا، به استعداد میآید
همایون باد عشق، آری، اگر چه شِکوه از گل را
در آوازِ چکاوک، غلتی از بیداد میآید
مجزا نیستند از عشق، وصل و فصل و نوش و نیش
شگفتا او، که با ترکیبی از اضداد میآید
تو بوی نافه را از باد میگیری و مینوشی
من از خون دل آهوی چینم، یاد میآید
مده بیمم ز موج آری که خود ترجیع توفان است
که در پروازهای مرغ دریازاد میآید
#حسین_منزوی
🆔 @Asfall
Forwarded from [طرید] (مجهولالهویة)
شیطان با یک کبر زمین خورد، آدم با یک حرص زمین خورد، پسر آدم با یک بخل ذلیل شد، يونس با یک شتاب ذلیل شد؛ ما که الحمدلله همهی اینها را با هم داریم و احساس ندامتی هم نداریم!
«إن الله عند المنکسرة قلوبهم» به خدا قسم! خدا آن قدر غنى و حمید است که وقتى فقر و انکسار تو را ببیند، سرشارت میکند و اصلا نگاه هم نمیکند که عذر بخواهى؛ از تو نه طاعت و نه عصیان، که انکسار و شکستگى میخرند! خدا در دلهاى شکسته جاى دارد.
[عین صاد]
«إن الله عند المنکسرة قلوبهم» به خدا قسم! خدا آن قدر غنى و حمید است که وقتى فقر و انکسار تو را ببیند، سرشارت میکند و اصلا نگاه هم نمیکند که عذر بخواهى؛ از تو نه طاعت و نه عصیان، که انکسار و شکستگى میخرند! خدا در دلهاى شکسته جاى دارد.
[عین صاد]
Forwarded from گروه جهادی اکبریه شهرری
#مهربانی_سی_ام
🔴 #یلدای_مهربانی 🌹
🔻ان شاالله میخواهیم با دستان مهربان شما عزیزان
تعداد 600 بسته شب یلدا تهیه و در شب یلدا بین نیازمندان توزیع کنیم.
🔸 #سهم_هر_نفر مبلغ 10 هزار تومان
🌹 #یه_بسته_هم_بامن✋
⏰مهلت شرکت در این طرح تا روز شنبه ۲۹ آذرماه
💳 شماره کارت بنامگروه جهادی اکبریه شهرری
5022 2910 7950 1324
📞09395380053
🙏🙏 #دستان_مهربان 🙏🙏
#گروه_جهادی_اکبریه_شهرری
🔸@DASTANEE_MEHRABAN
🔹@AKBARIYYEH
🔴 #یلدای_مهربانی 🌹
🔻ان شاالله میخواهیم با دستان مهربان شما عزیزان
تعداد 600 بسته شب یلدا تهیه و در شب یلدا بین نیازمندان توزیع کنیم.
🔸 #سهم_هر_نفر مبلغ 10 هزار تومان
🌹 #یه_بسته_هم_بامن✋
⏰مهلت شرکت در این طرح تا روز شنبه ۲۹ آذرماه
💳 شماره کارت بنامگروه جهادی اکبریه شهرری
5022 2910 7950 1324
📞09395380053
🙏🙏 #دستان_مهربان 🙏🙏
#گروه_جهادی_اکبریه_شهرری
🔸@DASTANEE_MEHRABAN
🔹@AKBARIYYEH