اَسفَل 🇮🇷
388 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
دلبر برفت و دل‌شدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من
سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من
کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

#حافظ

🆔 @Asfall
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
السّلام علیک یا علی بن موسی الرضا

شفیعِ خلق به روزِ جزا توانم بود
اگر سگی ز سگانِ رضا توانم بود

🆔 @Asfall
Havaye Geryeh
Homayoun Shajarian
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته‌ پاره بر موج
رها رها رها من...

🆔 @Asfall
الصَبرُ مِفتاحُ الفَرَج...
یا رفیق من لا رفیق له

بی کسی هم طرفه محبوبی است، دامانش بگیر
معنی ما سال ها با این غریبه آشناست

دیدن هم صنف هم خوش نیست در هر صورتی
چشم چپ با راست همکارست لیک از او جداست

زیر این هفت آسمان تا دید معنی شکوه دید
کنج آرامش در این گنبد نمی دانم کجاست

#استاد_محمد_سهرابی

🆔 @Asfall
لعن میکنی
میخندی
چار روز بعد
این لعن‌ها رو پخش میکنن
یه شیعه رو میکشن
میخندن ..

#story
@ir_tavabin
صَلَّ اللهُ عَلَیک یا رَسولَ الله

"محمد عربی" آبروی هر دو سراست
کسی که خاک درش نیست خاک بر سر او

شنیده‌ام که تکلم نمود همچو مسیح
بدین حدیث لبِ لعلِ روح‌پرورِ او

که من مدینهٔ علمم، علی در است مرا
عجب خجسته حدیثی‌ست! من سگ در او

#هلالی_جغتایی

🆔 @Asfall
پیوسته بدان ابرو و مژگان بدهم دل
طفلم، چه کنم؟ بازی من تیر و کمان است

#استاد_محمد_سهرابی

🆔 @Asfall
مشورت با عقل کردم!
گفت: حافظ! مِی بنوش..

@ir_tavabin
برای ما بچه یتیم های حاج قاسم
بایدن و ترامپ فرقی ندارد، حکایت ما و آمریکا دیگر حکایت پدرکشتگی است...

🆔 @Asfall
هر چقدر ما ایرانی‌ها شلنگ قلیان به دست داریم این غربی‌ها کتاب در دست دارند و کتاب جزء لاینفک زندگى این مردم است ...
ما چوب حماقت‌مان را میخوریم آنها نان لیاقتشان را!

#جلال_آل_احمد

🆔 @Asfall
بالاتر از هفت تیر بودم، بارون میومد. موی سفید و دستی که دراز کرده بود و عجله‌ای که تو حرکاتش بود باعث شد کنار بزنم و ترک موتور سوارش کنم. تا میدون جمهوری از خودش گفت. از عشقی که بهش نارو زده بود. از برادر و خواهرش که لگد زده بودن به معرفت. ریشاش شیش تیغ بود و مدام هم میگفت " نماز منم همینه دیگه" نمازش همین بود که دست این و اون رو گرفته بود و بی‌تفاوت نبود. آخرش گفت پول میگیری یا جزو زنجیره‌ای؟ گفتم کارم با موتور نیست ولی زنجیره چیه؟ گفت یه روز که کنار خیابون بوده و ماشینش خراب شده بوده یکی بهش کمک میکنه اینم میخواسته جبران کنه و پولی بده که طرف گفته نه! این یه زنجیره‌‌ی خوبیه! تو هم به نفر بعدی که تو خیابون مونده بود بی‌منت کمک کن..
اینم یه بخشی از حرفامونه که ضبطش کردم. از عشق گفتم بهش. از عشق گفت برام..

#موتوری
@ir_tavabin
یک عمر دل اسیر کمند خیال بود
یک عمر چشم خیره به نقش زوال بود

گفتند گوش کن سخن اهل علم را
ما گوش کرده ایم ، فقط قیل و قال بود

پرسیدم از حکیم ، عدم هست یا که نیست ؟
دیدم جواب مسئله اش هم سوال بود

پا بر صراط عشق نهادند بی رهان
زاهد هنوز در کشش حرف ضال بود

واعظ ز عقل دم زد و پرسیدمش که چیست ؟
با آن زبان سفسطه ، گویی که لال بود

زخمی به ماندگاری زخم زبان که دید
آئین شیخ یک سره بر این روال بود

تا شهروند خویشتن خویش بوده ایم
دنیای ما حکایت سنگ و سفال بود

جستیم عافیت ز خم و پیچ زندگی
دیدیم عاقبت که خیالی محال بود

آهی ز دل کشیدم و تا کوی دوست رفت
دیدار ما نتیجه این اتصال بود

ارفع مجال و فرصت هر کس به عمر خویش
تنها به قدر گفتن یک شرح حال بود

#ارفع_کرمانی

🆔 @Asfall
من لباس شخصی بودم. مزدوری که بی‌بی‌سی میگفت و معصومی که صداوسیما نشان میداد. اما نه این بودم و نه آن! کف خیابان هم، رو به رویم کسانی بودند که نه ایادی استکبار بودند و نه عوامل صهیونیست. پیر و جوان، زن و مرد؛ همه جمع بودند! کارگری آمده بود شرمندگیِ زن و بچه‌اش را فریاد بزند. کارمندی آمده بود هرچه رئیسش توی سرش زده بود توی سر مامورها بزند. زنی آمده بود روسری‌اش را روی دست گرفته بود. مردی آمده بود زن بی‌روسری را دید بزند. همه آمده بودند. مردم یعنی همین؛ خوب و بد!

از آن‌طرف سرباز آمده بود که اگر نمی‌آمد بازداشت و اضاف میخورد. سرباز آمده بود بزند خودشیرینی کند تشویقی بگیرد. افسر آمده بود قورباغه‌ها هفت‌تیر کش نشوند! بسیجی آمده بود ببیند خاطره بسازد بعدا چهارتا رویش بگذارد و تعریف کند. بسیجی آمده بود جان بدهد که امنیت نرود. لباس‌شخصی آمده بود آن وسط با ناجایی‌ها تسویه حساب کند. لباس‌شخصی آمده بود که اینجا سوریه نشود. نیروهای امنیتی یعنی همین؛ خوب و بد!

میخواهم بگویم که خوب و بد، اگر کسی زد ما بودیم، که اگر کسی خورد ما بودیم! که اگر کسی کشت ما بودیم، که اگر کسی مُرد ما بودیم! رحم کرد ما بودیم، رحم نکرد ما بودیم! که نظام ما هستیم.. که مردم ما هستیم! توی بازار سر هم کلاه میگذاریم ماییم. محرم ایستگاه صلواتی میزنیم ماییم. سیل می‌آید خانه خراب میکند جمع میشویم سقف بالاسر میسازیم، ماییم. توی شادی بُرد مراکش باهمیم، هواپیما‌ی‌اوکراینی سقوط کرد، در غم باهمیم! توی سر و کله‌ی هم میزنیم ماییم! به کسی ربط ندارد! من نمیگویم دلمان به صداوسیما خوش باشد، نه! اما گوشمان به آن‌طرف آب هم نباشد! به بی‌بی‌سی ربط ندارد! ایران‌اینترنشنال فقط مینالد! هرچه بیشتر بنالد بیشتر دلار به پایش میریزند! دلش برای ما نمیسوزد که کشته‌ها را هرچقدر بخواهد میگوید! مسیح علینژاد که به دلار حقوق میگیرد چه میفهمد ارزش تومان را؟! من و تو دلش برای من و تو نمیسوزد که زن و مرد مینشینند و می‌فرمایند شام! نمیدانند مردم اینجا املت بدون گوجه میخورند، چون گوجه گران است! و برایشان هم مهم نیست. ما فقط سرخط خبرهایشان هستیم چون اگر ما نباشیم آن‌ها هم نیستند. اگر روزی ما خوش باشیم آن‌ها نیستند! ما مهمیم چون میتوانند پول بگیرند بنشینند در اتاق‌خبر لندن با لباس آنچنانی و آرایش و بگو و بخند؛ درباره بدبختی ما تهرانی‌ها حرف بزنند! ما هرچه هستیم خوب و بد، زنده و مرده، خودمانیم! آن‌ها ما نیستند. فارسی حرف میزنند اما از ما نیستند! به فکر ما نیستند..

سید مصطفی موسوی
میدان شهدا ، ۲۵ آبان ۹۹
@ir_tavabin
باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد
گاهی بهشت در دل آتش میسّر است...

#مصطفی_فهری

🆔 @Asfall
و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم

#مجتبی_کاشانی

🆔 @Asfall
Forwarded from [طرید] (مجهول‌الهویة)
‏الهی..
عاقبت چه خواهد شد؟
و با ابد چه باید كرد؟

[علامه حسن‌زاده آملی]