Forwarded from اَسفَل 🇮🇷
پروکوپیوس مورخ رومی در کتاب تاریخ جنگ ها در بخش جنگ های ایران و روم چنین مینویسد: گرچه به سود ما رومیان نیست و باعث تضعیف روحیه میشود اما ژوستینین امپراتور روم باور دارد که در خون سربازان ایرانی ماده ای وجود دارد که باعث میشود ترس نداشته باشند.سربازان ایرانی بی باک و مغرور هستند اگر هم اسیر شوند برخلاف دیگر ملتها در برابر فاتح زانو نمیزنند و اظهار ناتوانی نمیکنند و التماس نمیکنند ، با زور نمیشود سرباز ایرانی را به بیگاری وادار کرد و حتی با شکنجه غرور و شخصیتش را شکست ، من نمیدانم ایران چه آب و خاکی دارد که بذر میهن پرستی را در جان مردمش پرورش میدهد
🔗 mehr.iran.zamin
نقش برجسته شکست امپراتوران روم گوردیانوس ،والرین و فیلیپ در برابرشاهنشاه شاپور یکم ساسانی | نقش رستم - تنگه چوگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نَـبـاریٖـس 🌿
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک عاشقانهی آرام
Forwarded from نَـبـاریٖـس 🌿
نَـبـاریٖـس 🌿
یک عاشقانهی آرام
شهید ابراهیم عقیل
فرماندهی فقید حزبالله لبنان
فرماندهی فقید حزبالله لبنان
عاشق شده است دانه به دانه هزار بار
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار
فریاد بیصداست ترکهای پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار
پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینهی دستان شاخسار
در سرزمین گرم،انار آتشین شود
یاقوت را میآورد آتشفشان به بار
با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار
آن میوهای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار
آن میوهای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار
آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار
نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار
آن نام را میآورم ،اما نه بیوضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بیگدار
جبر آن زمان که پشت در خانهاش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار
رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار
شد عرصه گاه تنگ، ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحُد ماند، استوار
برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار
در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار
من از کدام یک بنویسم که بوده اند
حَجاج ها به ورطهی تاریخ بیشمار
آنها که با غرور نوشتند ساختیم
دریاچههای احمری از خونِ این تبار
از کربلا به واقعهی فَخ رسیدهایم
از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار
محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبههای دار
بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم میکند حسنک را به سنگسار
در لُمعه الدمشقیه جاریست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار
اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار
بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار:
"جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"
فرق است ،فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است ،راه بیحدی از شعر تا شعار
اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار
با تیغ آبدیدهای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار
زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار
آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار
فریاد می زنند که: سر خم کنید ،هان!
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار
هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار
اینها که گفتهایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار
فریاد بیصداست ترکهای پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار
پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینهی دستان شاخسار
در سرزمین گرم،انار آتشین شود
یاقوت را میآورد آتشفشان به بار
با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار
آن میوهای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار
آن میوهای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار
آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار
نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار
آن نام را میآورم ،اما نه بیوضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بیگدار
جبر آن زمان که پشت در خانهاش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار
رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار
شد عرصه گاه تنگ، ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحُد ماند، استوار
برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار
در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار
من از کدام یک بنویسم که بوده اند
حَجاج ها به ورطهی تاریخ بیشمار
آنها که با غرور نوشتند ساختیم
دریاچههای احمری از خونِ این تبار
از کربلا به واقعهی فَخ رسیدهایم
از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار
محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبههای دار
بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم میکند حسنک را به سنگسار
در لُمعه الدمشقیه جاریست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار
اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار
بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار:
"جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"
فرق است ،فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است ،راه بیحدی از شعر تا شعار
اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار
با تیغ آبدیدهای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار
زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار
آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار
فریاد می زنند که: سر خم کنید ،هان!
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار
هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار
اینها که گفتهایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...
سید حمیدرضا برقعی
من راحتی و آسایش بشر و حفظ حقوق انسانیت را طالبم؛ آنها که خواهان ترقی و تعالی وطنند، نباید از هیچ چیز پروا کنند؛ ما ممکن نیست در مقابل تجاوزات دشمنان نوع بشر، بی تفاوت بمانیم و مظلومان و رنجبران بیچاره را زیر فشار ظالمان و ستمگران تنها بگذاریم.
به مناسبت ۱۱ آذرماه، سالگرد شهادت غریبانه میرزا یونس استادسرایی، مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی
🔅 ساخت تصاویر با هدایتگری هوش مصنوعی انجام شده
👍 @Asfall
میرزا کوچک خان جنگلی
به مناسبت ۱۱ آذرماه، سالگرد شهادت غریبانه میرزا یونس استادسرایی، مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی
🔅 ساخت تصاویر با هدایتگری هوش مصنوعی انجام شده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اَسفَل 🇮🇷
Photo
ساخت تصاویر با بازسازی تصویر واقعی میرزا به کمک هوش مصنوعی و اقتباس از تصویر بازسازی شده برای تولید تصاویر جدید انجام شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دوتارنوازی خراسان یکی از کهنترین و ریشهدارترین سنتهای موسیقایی در شرق ایران است. دوتار سازی زهی با دو سیم است که ظاهر سادهای دارد، اما قابلیت بیانی بسیار عمیق و گستردهای در انتقال احساسات، روایتها و باورهای مردمی دارد. در خراسان، دوتارنوازی معمولاً با روایت شفاهی همراه است و نوازندگان (که اغلب «بخشی» نامیده میشوند) نقش راوی، شاعر و حافظ تاریخ محلی را همزمان بر عهده دارند. مضامین اجراها میتواند شامل داستانهای حماسی، عشق، عرفان، رنجهای زندگی، و ارتباط انسان با طبیعت باشد.
آیین بارانخواهی نیز از آیینهای کهن مردمی است که در دورههای خشکسالی برگزار میشده و هنوز ردپای آن در فرهنگ شفاهی برخی مناطق خراسان دیده میشود. این آیینها معمولاً با گردهمایی جمعی، دعا، آواز، حرکتهای نمادین و گاه ساز و موسیقی همراه بودهاند. هدف اصلی آنها درخواست باران از خداوند و ایجاد همبستگی اجتماعی در زمان بحران بوده است.
در برخی روایتها و اجراهای دوتارنوازی، آیین بارانخواهی بهصورت مستقیم یا نمادین بازتاب پیدا میکند؛ مثلاً در اشعار، نغمهها یا داستانهایی که به خشکسالی، امید به بارش، یا گفتوگوی انسان با طبیعت اشاره دارند. به این ترتیب، دوتارنوازی فقط یک هنر موسیقایی نیست، بلکه بخشی از یک نظام فرهنگی گستردهتر است که آیینها، باورها و تجربههای زیسته مردم را در خود نگه داشته و منتقل میکند.
🔅 تمامی تصاویر با هدایتگری هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
🪕 @Asfall
آیین بارانخواهی نیز از آیینهای کهن مردمی است که در دورههای خشکسالی برگزار میشده و هنوز ردپای آن در فرهنگ شفاهی برخی مناطق خراسان دیده میشود. این آیینها معمولاً با گردهمایی جمعی، دعا، آواز، حرکتهای نمادین و گاه ساز و موسیقی همراه بودهاند. هدف اصلی آنها درخواست باران از خداوند و ایجاد همبستگی اجتماعی در زمان بحران بوده است.
در برخی روایتها و اجراهای دوتارنوازی، آیین بارانخواهی بهصورت مستقیم یا نمادین بازتاب پیدا میکند؛ مثلاً در اشعار، نغمهها یا داستانهایی که به خشکسالی، امید به بارش، یا گفتوگوی انسان با طبیعت اشاره دارند. به این ترتیب، دوتارنوازی فقط یک هنر موسیقایی نیست، بلکه بخشی از یک نظام فرهنگی گستردهتر است که آیینها، باورها و تجربههای زیسته مردم را در خود نگه داشته و منتقل میکند.
🔅 تمامی تصاویر با هدایتگری هوش مصنوعی ساخته شدهاند.
🪕 @Asfall