اَسفَل 🇮🇷
397 subscribers
922 photos
164 videos
35 files
116 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
چو این نامور‌نامه آمد به بُن
ز من روی کشور شود پر سخُن

نَمیرم از این پس که من زنده‌ام
که تخم سَخن را پراکنده‌ام

هر آنکس که دارد هُش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین

۲۵ اردیبهشت‌ماه؛ روز بزرگداشت حکیم خردمند توس، حکیم ابوالقاسم فردوسی
Forwarded from Saved Messages
عزیزدلم
زندگی شبیه "طعم گیلاس" نیست. اصلاً به‌ کجای این زندگی پرهیاهو می‌آید که کارگردان باحوصله‌ای مثل کیارستمی داشته باشد؟ جوری که اتفاق‌ها همه نرم‌ و ملایم جلو بروند، روزها مثل جاده‌ای خاکی، خلوت باشد و آدم‌ها شبیه پیرمرد ساده‌دلی که تأثیرگذارترین قصه‌ها را بلد است؟ خودمان هم شبیه مردی نیستیم که با فکر مرگ به جاده زده و قلبش هنوز هم پذیرای عشق و زندگی است. پس نه، احتمالاً یک توت ما را نجات نمی‌دهد. آدم اول خیال می‌کند هر کسی که وارد زندگی‌اش می‌شود، درس پندآموزی با خودش آورده و می‌تواند با یکی‌دو جمله درونش‌ را متحول کند. آدم خیال می‌کند که در جاده‌های خاکی زندگی می‌راند و جلو می‌رود و یک‌جایی دنیا با درختی پر از توت‌های شیرین از او قدردانی می‌کند. آدمیزاد خیال‌های زیادی دارد، از بچگی تا بزرگسالی. از وقتی که فاصله‌ی واقعیت و تخیل را تشخیص می‌دهد و می‌فهمد که برخلاف زندگی، برای نمردن باید بیشتر از یک دلیل داشت.
رهایی نیابم سرانجام ازین
خوشا بادِ نوشینِ ایران‌زمین

حکیم فردوسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خُرمّا شهری که با خون شهیدانش عجین
خاک فردوس معلاّ را مخمر دیده اند
باش چون کوه استوار،ای باره آزادگی!
کز بلندای تو رایات مظفر دیده اند

مشفق کاشانی
Forwarded from اَسفَل 🇮🇷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چی ازتون بگیم کمه، هر چقدر یادتون باشیم کمه، کاش مثل شما به درد بخوریم.

تصاویری فوق‌العاده زیبا و ناب از رزم بی‌امان مدافعان بندر خرمشهر


👍 @Asfall
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کدام قُلّه؟ که از یاد رفته پروازم
کدام پرده به ساز شکسته بنوازم؟
که نوحه خوان غم غربت است آوازم
«نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم»

کسیکه رسم سفر می نهاد اول بار
چگونه ریشه بُرید از دیار و رشتۀ یار
بر آن سرم که گر اشکم مدد کند، ناچار
«به یاد یار و دیار، آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم»

شبی به چهره و چنگالِ خون چکان و مهیب
به قصد جان من از راه می رسد به نهیب
دلیل راه توئی، همچنان به رغم رقیب
«من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا، به رفیقان خود رسان بازم»

چه شد که دور شدیم آن من و تو، زین تو و من
حریف شعر، حریف شب و شراب کهن
خوشا دوباره، خوشا با تو، با تو جام زدن
«خدای را مددی ای رفیقِ ره، تا من
به کوی میکده دیگر عَلَم برافرازم»

خیال دوست، که از حال من خبر گیرد
دلم، که بال زنان تا ستاره پَرگیرد
چگونه ام نفس سردِ مرگ در گیرد
«خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز، با صنمی طفل، عشق می‌بازم»

نه بی‌قرار تو اَم تا حدود زمزمه رس؟
که باز با تو کنم ماجرا، نفس به نفس؟
نه بی تو می‌شکنم سر به میله‌های قفس؟
«بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم»

گریختم ز حریفان شهر کویاکوی
سواد را ز تو شستم به آب، جویاجوی
دریغ، کان همه آسوده بود سویاسوی
«سرشکم آمد و عیبم بگفت رویاروی
شکایت از که کنم؟ خانگی‌ست غمّازم»

اگر چه شهر من اینجا و یار من اینجاست
بنام خواجه که شعرش صدای سبز خداست
بیاد شاخ نباتی که همچنان زیباست
«هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا، بیار نسیمی ز خاک شیرازم»

همین، نه از طرف«منزوی»قلم می‌گفت؟
نه هر تپیدن دیوانۀ دلم می‌گفت؟
که چون ترانۀ خود را به زیر و بم می‌گفت
«زچنگ زُهره شنیدم که صبحدم می‌گفت:
غلام حافظ خوش لهجۀ خوش آوازم»

حسین منزوی
Forwarded from Saved Messages
در هر سیستمی که تعداد "نه"ها بیشتر از "بله"ها باشد، خشم، عصبانیت، لجبازی و بدخلقی تقویت می‌شود. خواه این سیستم یک خانواده باشد یا یک جامعه.
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست تاب وسوسه‌هایت!

حسین منزوی
- لافتی الا علی لا سیف الا ذولفقار
Forwarded from اَسفَل 🇮🇷
نمانیم کاین بوم ویران کنند
همی غارت از شهر ‎ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بوَد بوم ایران زمین

حکیم فردوسی
بخوانید این جمله در گوش باد
چو ایران نباشد، تن من مباد
Forwarded from دلریش (آنــاشید)
باز هم جمعه شد و یک گل پر پر دادیم
باز هم جمعه شد و قاسم دیگر دادیم

@Dellrish
Forwarded from أخٌ‌في‌الله
دانشمند
فرمانده
برای ایران فدا شدند