صاحبِپوتینهایبزرگ
افتخار میکنم مُحبِ رهبری هستم که توی هفتاد سالگی و بدونِ دوپینگِ رسانه و فقط با یه عمامهٔ مشکی و بیانِ روستایی و یک دنیا صداقت انقلابِ مردم رو هدایت کرد. روحاللهالموسویالخمینی.❤️
فریدونِ فرخ، فرشته نبود
ز عود و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
ز عود و ز عنبر سرشته نبود
ز داد و دهش یافت آن نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
حکیم فردوسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حکیم توس مثال زیبایی زده است که: توانمندی دشمن را نادیده گرفتن همانند این است که درِ چاه ژرفی را با خس و خاشاک بپوشانی که نتیجه، آن خواهد بود که به هنگام رو در رو شدن با واقعیت به قعر چاه در افتی.
📚 اخلاق خسروانی؛ مروری بر شاهنامه با تاکید بر نکتههای اخلاقی | محمدعلی مهدی پور
جامیست که چرخ، آفرین میزندش
صد بوسهی مِهر، بر جبین میزندش
وین کوزهگرِ دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش!
صد بوسهی مِهر، بر جبین میزندش
وین کوزهگرِ دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش!
خیام
اَسفَل 🇮🇷
جامیست که چرخ، آفرین میزندش صد بوسهی مِهر، بر جبین میزندش وین کوزهگرِ دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش! خیام
چنین است کردارِ گَردان سپهر
ببُرّد ز پروردهی خویش مِهر
ببُرّد ز پروردهی خویش مِهر
حکیم فردوسی
تو همسنگ با آزادگان تاریخ؛ از پیش از اسلام تا سلمان و مالک و میثم و عمار، با هفتاد و دو جانفدای سیدالشهدا، با شهدای سربدار خراسان، با شهدای دشت گلگون چالدران، با خمینی و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، با سلیمانیها و شهدای بیتالمقدس، در کنار سربازان سرافراز حزب خدا و در سرزمین آزادگان تن به خاک میسپاری.
فردوسی در داستان پادشاهی اسکندر، جایی به اسرافیل که فرشتهی مامور خدا برای دمیدن در صور و شروع روز قیامته اشاره میکنه، و این توصیف کوتاه از اسرافیل به نظر من خیلی مقتدرانه اومد!
اسکندر در سفرهای ماجراجویانهش به بالای کوهی میرسه و اسرافیل رو میبینه که بالای کوه نشسته، صور در دستشه و صورتش به سمت آسمانه و آماده و منتظر دستور خداونده که هروقت خدا امر کرد در صور بدمه، تا روز قیامت آغاز بشه:
سِرافیل را دید، صوری به دست
برافراخته سر، ز جایِ نشست
پُر از باد لب، دیدگان پُر ز نَم
که فرمان کی آید ز یزدان که: دَم!
این واژه "دَم" (در صور بدم) که فردوسی با لحنی قاطع و دستوری برای توصیف امر خدا به اسرافیل آورده، دقیقا شبیه به دمیدن در صور تصور هولناک و سهمگینی به ذهن میده.
اسکندر در سفرهای ماجراجویانهش به بالای کوهی میرسه و اسرافیل رو میبینه که بالای کوه نشسته، صور در دستشه و صورتش به سمت آسمانه و آماده و منتظر دستور خداونده که هروقت خدا امر کرد در صور بدمه، تا روز قیامت آغاز بشه:
سِرافیل را دید، صوری به دست
برافراخته سر، ز جایِ نشست
پُر از باد لب، دیدگان پُر ز نَم
که فرمان کی آید ز یزدان که: دَم!
حکیم فردوسی
این واژه "دَم" (در صور بدم) که فردوسی با لحنی قاطع و دستوری برای توصیف امر خدا به اسرافیل آورده، دقیقا شبیه به دمیدن در صور تصور هولناک و سهمگینی به ذهن میده.
اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
رهبر انقلاب: مذاکرهی با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست و هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ دلیل؟ تجربه!
رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند
گدایِ گوشه نشینی تو حافظا! مَخروش!
گدایِ گوشه نشینی تو حافظا! مَخروش!
حافظ
خبرفوری
امیر دریادار سیاری: از زمان هخامنشیان تا انقلاب اسلامی ناو نساخته بودیم
چقدر این "ما" که گفتید قشنگ بود امیر :))))
Forwarded from اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
💻 Farsi.Khamenei.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او و سه کس او به پیمبر چه رسید؟
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عمّ پیمبر بدرید
خود به ناحق، حق داماد پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم تو لعنت نکنی شرمت باد!
لعنة الله یزیدا و علی حب یزید
که از او و سه کس او به پیمبر چه رسید؟
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عمّ پیمبر بدرید
خود به ناحق، حق داماد پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم تو لعنت نکنی شرمت باد!
لعنة الله یزیدا و علی حب یزید
سنایی
Sargardan
Dariush
عشق تو از خاطرم برد که نحیفم و پیاده، تو رو فریاد زدم و باز خون شدم تو رگ جاده./ ندانستم.