اَسفَل 🇮🇷
397 subscribers
922 photos
164 videos
35 files
116 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
"سنجیدم، اندازه کردم، و بخشیدم به مادها و پارس‌ها قلمروی تو را"

بلشاصر، ولیعهد آخرین پادشاه بابِل، شبی جشنی بزرگ برپا کرد. در میانه‌ی باده‌گساری، ظروف مقدس معبد اورشلیم را که نبوکدنصر(پادشاه قبلی بابل) هنگام فتح اورشلیم (۵۸۷ ق.م) به غنیمت آورده بود، برای نوشیدن شراب به کار برد که مصداق توهین به مقدسات بود!

هنگام شراب‌خواری همه دیدند دستی نورانی روی دیوار کاخ نوشت:

"מְנֵא מְנֵא תְקֵל וּפַרְסִין"
"مِنِه، مِنِه، تِقِل، اوُفارسین"

هیچ‌کس معنای آن را نفهمید تا اینکه دانیال نبی(ع) احضار شد؛ او که خود از اسیران قوم یهود در بابِل بود و پس از فتح اورشلیم در سختی و تبعید زندگی می‌کرد، متن روی دیوار را برای بابِلی‌ها ترجمه کرد:

مِنِه (Mene): خداوند سلطنتت را شمرد و به پایان رساند.
تِقِل (Tekel): در ترازو سنجیده شدی و سبک‌وزن (ناشایسته) بودی.
فارس (Peres) / اوفارسین (Upharsin): پادشاهی‌ات تقسیم شده و به مادها و پارس‌ها داده خواهد شد.

همان شب، سپاهیان کورش وارد بابل شدند، بلشاصر کشته شد و حکومت بابل سقوط کرد.

عهد عتیق؛ کتاب دانیال نبی، باب پنجم
اَسفَل 🇮🇷
"سنجیدم، اندازه کردم، و بخشیدم به مادها و پارس‌ها قلمروی تو را" بلشاصر، ولیعهد آخرین پادشاه بابِل، شبی جشنی بزرگ برپا کرد. در میانه‌ی باده‌گساری، ظروف مقدس معبد اورشلیم را که نبوکدنصر(پادشاه قبلی بابل) هنگام فتح اورشلیم (۵۸۷ ق.م) به غنیمت آورده بود، برای…
‼️ این یک روایت دینی از عهد عتیق بود که نقاشی مشهور "Belshazzar's feast" بر اساس اون طراحی شده، اما روایت تاریخی ماجرا اینطور نیست:

براساس مدارک تاریخی، آخرین پادشاه بابل "نبونعید" بود، اما مدتی از پایتخت دور بود و پسرش بلشاصر رو به‌ عنوان نایب‌السلطنه به جای خودش نشوند.
در سال ۵۳۹ ق.م. کورش به بابل حمله کرد، اما برخلاف روایت کتاب دانیال(ع)، و طبق ادعای بعضی از مورخ‌ها سقوط بابل ناگهانی و خونین نبود، نبونعید شکست خورد و تسلیم شد، درحالی‌که سرنوشت پسرش بلشاصر در تاریخ مشخص نیست.

داستان "نوشته بر دیوار" در کتاب دانیال(ع) بیشتر پیامی دینی و اخلاقی داره و نشون‌دهنده‌ی سقوط پادشاهان ظالمه، نه یک گزارش تاریخی دقیق!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
افتخار می‌کنم مُحبِ رهبری هستم که توی هفتاد سالگی و بدونِ دوپینگِ رسانه‌ و فقط با یه عمامهٔ مشکی و بیانِ روستایی و یک دنیا صداقت انقلابِ مردم رو هدایت کرد.
روح‌الله‌الموسوی‌الخمینی.❤️
تصنیف وطن
همایون شجریان
[همیشه با تو بوده‌ام]

👍 @Asfall
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است

اقبال لاهوری
حکیم توس مثال زیبایی زده است که: توانمندی دشمن را نادیده گرفتن همانند این است که درِ چاه ژرفی را با خس و خاشاک بپوشانی که نتیجه، آن خواهد بود که به هنگام رو در رو شدن با واقعیت به قعر چاه در افتی.

📚 اخلاق خسروانی؛ مروری بر شاهنامه با تاکید بر نکته‌های اخلاقی | محمدعلی مهدی پور
جامی‌ست که چرخ، آفرین می‌زندش
صد بوسه‌ی مِهر، بر جبین می‌زندش

وین کوزه‌گرِ دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش!

خیام
تو هم‌سنگ با آزادگان تاریخ؛ از پیش از اسلام تا سلمان و مالک و میثم و عمار، با هفتاد و دو جان‌فدای سیدالشهدا، با شهدای سربدار خراسان، با شهدای دشت گلگون چالدران، با خمینی و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، با سلیمانی‌ها و شهدای بیت‌المقدس، در کنار سربازان سرافراز حزب‌ خدا و در سرزمین آزادگان تن به خاک می‌سپاری.
فردوسی در داستان پادشاهی اسکندر، جایی به اسرافیل که فرشته‌ی مامور خدا برای دمیدن در صور و شروع روز قیامته اشاره می‌کنه، و این توصیف کوتاه از اسرافیل به نظر من خیلی مقتدرانه اومد!
اسکندر در سفرهای ماجراجویانه‌ش به بالای کوهی می‌رسه و اسرافیل رو می‌بینه که بالای کوه نشسته، صور در دستشه و صورتش به سمت آسمانه و آماده و منتظر دستور خداونده که هروقت خدا امر کرد در صور بدمه، تا روز قیامت آغاز بشه:

سِرافیل را دید، صوری به دست
برافراخته سر، ز جایِ نشست

پُر از باد لب، دیدگان پُر ز نَم
که فرمان کی آید ز یزدان که: دَم!

حکیم فردوسی


این واژه "دَم" (در صور بدم) که فردوسی با لحنی قاطع و دستوری برای توصیف امر خدا به اسرافیل آورده، دقیقا شبیه به دمیدن در صور تصور هولناک و سهمگینی به ذهن میده.
چو عقول و افئده را نشد ملکوتِ سِرّ تو منکشف
ز بیان وصف تو هر کسی رقمِ گمان زده مختلف
همه گفته اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف
فُصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف

بُلغای عصر به نطق خود شده‌اند لال تو یاعلی!

فواد کرمانی