در پیله تا به کی، بر خویشتن تنی؟
"پرسید کرم را، مرغ از فروتنی"
تا چند منزوی، در کنج خلوتی؟
در بسته تا به کی، در محبس تنی؟
در فکر رَستنم. پاسخ بداد کرم
خلوت نشستهام، زینروی منحنی
فرسوده جان من، از بس به یک مدار
بر جای ماندهام، چون فطرت دنی
همسالهای من، پروانگان شدند
جَستند از این قفس، گشتند دیدنی
یا سوخت جانشان، دهقان به دیگران
جز من که زندهام، در حال جانکنی
در حبس و خلوتم، تا وا رهم به مرگ
یا پر برآورم، بهر پریدنی
اینک تو را چه شد، کای مرغ خانگی!
کوشش نمیکنی، پرّی نمیزنی؟
پایندهٔ چهای؟ وابستهٔ کهای؟
تا کی اسیری و در حبس دشمنی؟
"پرسید کرم را، مرغ از فروتنی"
تا چند منزوی، در کنج خلوتی؟
در بسته تا به کی، در محبس تنی؟
در فکر رَستنم. پاسخ بداد کرم
خلوت نشستهام، زینروی منحنی
فرسوده جان من، از بس به یک مدار
بر جای ماندهام، چون فطرت دنی
همسالهای من، پروانگان شدند
جَستند از این قفس، گشتند دیدنی
یا سوخت جانشان، دهقان به دیگران
جز من که زندهام، در حال جانکنی
در حبس و خلوتم، تا وا رهم به مرگ
یا پر برآورم، بهر پریدنی
اینک تو را چه شد، کای مرغ خانگی!
کوشش نمیکنی، پرّی نمیزنی؟
پایندهٔ چهای؟ وابستهٔ کهای؟
تا کی اسیری و در حبس دشمنی؟
نیما یوشیج
Shekanjeh Gar
Dariush
شعر: روزبه بمانی، آهنگساز: علیرضا افکاری، خوانش: داریوش اقبالی. تبدیل میشه به اثری شبیه به زیبایی لحظه پیچیدن بوی نارنگی، زنگِ آخر، آخر کلاس./ ندانستم؛
Forwarded from کانال رسمی صابرین نیوز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کانال رسمی صابرین نیوز
کانال رسمی صابرین نیوز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مبادا چنین هرگز آیین من
سزا نیست این کار در دین من
که ایرانیان را به کشتن دهم
خود اندر جهان تاج بر سر نهم!
سزا نیست این کار در دین من
که ایرانیان را به کشتن دهم
خود اندر جهان تاج بر سر نهم!
حکیم فردوسی
رونوشت به لجنزادهی پهلوی توسط فرامرز دادرس، افسر سابق گارد شاهنشاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای تصرف مکه در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ شمسی)
🩸@Asfall
گزارشی از ABC استرالیا
این ماجرا رو شاید تا به حال نمیدونسید.
🩸@Asfall
Forwarded from اَسفَل 🇮🇷
زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیتر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر
که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه
نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد
زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را میستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتیهای تلمیحش
جهان این شاهمقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانمهای عالم ثبت شد در لوح محفوظش
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمانها میگذارد سر بر آن چادر
تیمّم میکند هر روز پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بودهست
غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار
صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمانها میشود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار
برایش روضه میخواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان
خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند
صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران
وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید
زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را
کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را
بمیرم بسته میشد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان میشد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه میافتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته
بُنَّیَ تشنهای مادر برایت آب آورده...
- سید حمیدرضا برقعی
🩸 @Asfall
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر
که قبل از قصۀ «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه
نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد
زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را میستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتیهای تلمیحش
جهان این شاهمقصودی که روشن شد ز تسبیحش
ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانمهای عالم ثبت شد در لوح محفوظش
چه بنویسم از آن بیابتدا، بیانتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه میفهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!
مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم
مدام او وصله میزد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل میبندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمانها میگذارد سر بر آن چادر
تیمّم میکند هر روز پیغمبر بر آن چادر
همان چادر که مأوای علی در کوچهها بودهست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بودهست
غمی در جان زهرا میشود تکرار در تکرار
صدای گریه میآید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمانها میشود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه میخواند کسی انگار
برایش روضه میخواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان
خدا را ناگهان در جلوهای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند
صدای گریه آمد، مادرم میسوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن میدوخت در باران
وصیت کرد مادر، آسمان بیوقفه میبارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنهست، بالای سر او آب بگذارید
زمان رفتنش فرمود: میبخشید مادر را
کفنهایم یکی کم بود، میبخشید مادر را
بمیرم بسته میشد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان میشد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه میافتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته
بُنَّیَ تشنهای مادر برایت آب آورده...
- سید حمیدرضا برقعی
🩸 @Asfall
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگفت من توی کشور خودم خم نمیشم، دشمن باید خم بشه!
🩸@Asfall
به مناسبت سالروز آزادسازی سوسنگرد بشنوید روایت جالب امیر دریادار سیاری از غرور و شهامت سرلشکر فلاحی
🩸@Asfall
Forwarded from اخبار سوریه
✴️هفت خلبان تکخال جنگندههای میگ-۲۱ نیروی هوایی سوریه که جنگندههای اف-۱۵ صهیونیستها را ساقط کردند....
۱) عارف العيسمي، اولین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگنده اف-15 شد. روز ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ بر فراز آسمان صِیدا ( جنوب لبنان) با شلیک موشکهاى حرارتی آر-60؛
٢) موفّق شوک، دومین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگنده اف-15 شد. او هم در روز ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷9 بر فراز آسمان صِیدا (جنوب لبنان) با شلیک موشکهاى حرارتی آر-60 این مهم را به انجام رساند؛
٣) غسّان بَوآب، سومین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگندههای اف-15 شد. روز ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ برفراز ساحل بیروت با آتش توپ و سپس تکمیل ساقط کردن این جنگنده با شلیک ۱ یک تیر موشک حرارتی، او در سال۱۹۸۲ نیز طى نبردهاى هوايى یک فروند جنگنده اف-15 را بر فراز دره بقاع با آتش توپ دوقلوی۲۳ میلیمتری ساقط کرد؛
۴) محمد نافع سِلمو، ساقط کردن ۲ فروند اف-15 با شلیک موشکهای حرارتی آر-60 برفراز دره بقاع در سال۱۹۸۲؛
۵) غسّان حاج هلال، ساقط کردن۲ فروند اف-15 برفراز دره بقاع باشلیک موشک های حرارتی آ-60؛
۶) غسّان إدريس، ساقط کردن جنگنده جنگنده اف-15 صهیونیستها برفراز دره بقاع با آتش توپ سال۱۹۸۲.
۷) میزَر دوغوظ، ساقط کردن جنگنده اف-15 با شلیک موشک حرارتی آر-60 در سال۱۹۸۲.
🔸توجه داشته باشید که اینها خلبانهای فقط میگ-21 سوری هستند که در طول دوره نبردهای لبنان توانستند هواپیماهای اف-15 صهیونیست را به زیر بکشند. جنگندههای میگ-23، میگ-25 و حتی سوخو-22 سوریها هم در نبردهای گوناگون اف-15های صهیونیستها را به زیر کشیدند. بنابراین وقتی در مورد خلبانها و نیروی هوایی رژیم برای شما داستانسرایی میکنند بدانید و آگاه باشید که آنها فقط مشتی کودککش حقیر بیش نیستند...
@SyrianKhabar
۱) عارف العيسمي، اولین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگنده اف-15 شد. روز ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ بر فراز آسمان صِیدا ( جنوب لبنان) با شلیک موشکهاى حرارتی آر-60؛
٢) موفّق شوک، دومین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگنده اف-15 شد. او هم در روز ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷9 بر فراز آسمان صِیدا (جنوب لبنان) با شلیک موشکهاى حرارتی آر-60 این مهم را به انجام رساند؛
٣) غسّان بَوآب، سومین خلبان در جهان که موفق به ساقط کردن جنگندههای اف-15 شد. روز ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹ برفراز ساحل بیروت با آتش توپ و سپس تکمیل ساقط کردن این جنگنده با شلیک ۱ یک تیر موشک حرارتی، او در سال۱۹۸۲ نیز طى نبردهاى هوايى یک فروند جنگنده اف-15 را بر فراز دره بقاع با آتش توپ دوقلوی۲۳ میلیمتری ساقط کرد؛
۴) محمد نافع سِلمو، ساقط کردن ۲ فروند اف-15 با شلیک موشکهای حرارتی آر-60 برفراز دره بقاع در سال۱۹۸۲؛
۵) غسّان حاج هلال، ساقط کردن۲ فروند اف-15 برفراز دره بقاع باشلیک موشک های حرارتی آ-60؛
۶) غسّان إدريس، ساقط کردن جنگنده جنگنده اف-15 صهیونیستها برفراز دره بقاع با آتش توپ سال۱۹۸۲.
۷) میزَر دوغوظ، ساقط کردن جنگنده اف-15 با شلیک موشک حرارتی آر-60 در سال۱۹۸۲.
🔸توجه داشته باشید که اینها خلبانهای فقط میگ-21 سوری هستند که در طول دوره نبردهای لبنان توانستند هواپیماهای اف-15 صهیونیست را به زیر بکشند. جنگندههای میگ-23، میگ-25 و حتی سوخو-22 سوریها هم در نبردهای گوناگون اف-15های صهیونیستها را به زیر کشیدند. بنابراین وقتی در مورد خلبانها و نیروی هوایی رژیم برای شما داستانسرایی میکنند بدانید و آگاه باشید که آنها فقط مشتی کودککش حقیر بیش نیستند...
@SyrianKhabar