اَسفَل 🇮🇷
396 subscribers
923 photos
164 videos
35 files
116 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
‏جاحظ می‌گوید از عالمی هر سوالی می‌پرسیدند می‌گفت: «نمی‌دانم» و هر روز جلسه درسش شلوغ‌تر.
فرزانه‌ای پرسید چرا به مجلس درسش می‌روید؟
گفتند: «اقرار به ندانستن نیمِ علم است!».
گفت: «آری اما نیمه بی‌ارزش آن!».
فضائل یل ام‌البنین ببین به دو چشم
که امتحان خدا داده است پس، به دو دست

محمدرضا طهماسبی
اَسفَل 🇮🇷
فضائل یل ام‌البنین ببین به دو چشم که امتحان خدا داده است پس، به دو دست محمدرضا طهماسبی
نه اردشیر و ذوالاکتاف و ذوالیمین، به خدا
نشد جنوب زمین شهره هیچکس به دو دست

که لحظه‌ای ز دو دستش علم نمی‌افتد
که صرفه‌ای نبرد دشمنش ز غصب دو دست
Forwarded from علویات
ما می‌گوییم:
که در پشتِ کوفه
قبری هست که؛
هیچ آفت‌زده و دردمندی
به آنجا پناهنده نمی‌شود،
مگر اینکه خداوند او را شفا می‌دهد...
_ امام‌صادق‌علیه‌السلام
| وسائل‌الشيعه،ج۱۴،ص۳۷۷
#نجف
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
علی علی به لبم سازد آنچنانم مست
که مبتدی خورَد انگار بی‌محابا مِی!

عرفان ابوالحسنی
Forwarded from نَسلَخ
آقای ما حُسین علیه‌السلام برای این حسین نشده است که ما او را دیده‌ایم، دستش را بوسیده‌ایم، در آغوشَش گرفته‌ایم، خاک پایش را سرمه‌ی چشمان‌ِمان کرده‌ایم، یا او از نقشه‌هایی که برای رهایی فرزندانش دارد، چیزهایی به ما گفته…
نه…
ما حُسین علیه‌السلام را دوست داریم به خاطرِ آنکه با نامِ او، عِطرِ نجابت در فضا پراکنده می‌شود؛ عِطرِ ایمان، عطرِ مقاومت در برابرِ ظلم؛ از این سو تا آن سویِ جهان، از زمین تا ستارگان ..


• بر جاده‌های آبی سرخ، نادر ابراهیمی

@Naslakh
شور_شیرین تر از بقل مادر
کربلایی حسین ستوده
صَباحاً اَتَنفّسُ بِحُبّ الحسین علیه‌السلام

🩸@Asfall
فهمیدم که زنِ حیله‌گر از مرگ تلخ‌تر است.
عشقِ او همچون دام و تله، و بازوانش مانندِ کمند است.
کسی که خداوند از او راضی باشد می‌تواند از دامِ او نجات یابد اما گناهکار گرفتارش می‌شود.

کتاب جامعه، عهد عتیق
[ چند شاتِ زیبا از عنوان جذاب، استثنایی و به یاد ماندنی "METRO EXODUS" ]
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو سرودن مرا کم است!

اکسیر من! نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنارِ خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!

مرحوم محمدعلی بهمنی
فاتحه بخونید،
برای استاد محمدعلی بهمنی.