تو این دوره نسبتا کوتاه ریاست جمهوری آقای رئیسی و وزارت خارجهی آقای امیرعبداللهیان عزیز، ایران بهترین نقشآفرینی دیپلماسی خارجی رو تو منطقه غرب آسیا داشت، امیدوارم این روند ادامه پیدا کنه چون خیلی جای نگرانی داره.
همنشین امیرالمومنین باشن، دمشون گرم.
همنشین امیرالمومنین باشن، دمشون گرم.
سینهریشان تو را تیغ شهادت مرهم است
بر گل زخم شهیدان تو طوفان شبنم است
دل درون سینهی من کعبهی ویرانهای ست
آستینم از سرشک دیده چاه زمزم است
در کمین صد چشم از هر چشم دارد آسمان
زین مشو ایمن که چون بادام چشمت بر هم است
نوحهی سرو و صنوبر در چمن بیهوده نیست
یعنی این باغ ملال انگیز، جای ماتم است
از دم شمشیر او ای خضر مگذر زینهار
نیست چندان اعتباری عمر را، دم این دم است
گر جهان را کس به ما بخشد سخاوت پیشه نیست
هر که میگیرد به جامی دست ما را حاتم است
نیست مستان را به اسباب تنعّم احتیاج
در بط می، باده شیر مرغ و جان آدم است
گر پدر را هست سامانی، پسر در راحت است
ریشهی گلبن چو سیراب است، شاخش خرم است
در تواضع مصلحتها هست غیر از عاجزی
نیست از پیری اگر شمشیر را قامت خم است
از اثر باشد بقای نام در عالم سلیم
هر که جامی میکشد بر طاقِ ابروی جم است
- سلیم طهرانی
بر گل زخم شهیدان تو طوفان شبنم است
دل درون سینهی من کعبهی ویرانهای ست
آستینم از سرشک دیده چاه زمزم است
در کمین صد چشم از هر چشم دارد آسمان
زین مشو ایمن که چون بادام چشمت بر هم است
نوحهی سرو و صنوبر در چمن بیهوده نیست
یعنی این باغ ملال انگیز، جای ماتم است
از دم شمشیر او ای خضر مگذر زینهار
نیست چندان اعتباری عمر را، دم این دم است
گر جهان را کس به ما بخشد سخاوت پیشه نیست
هر که میگیرد به جامی دست ما را حاتم است
نیست مستان را به اسباب تنعّم احتیاج
در بط می، باده شیر مرغ و جان آدم است
گر پدر را هست سامانی، پسر در راحت است
ریشهی گلبن چو سیراب است، شاخش خرم است
در تواضع مصلحتها هست غیر از عاجزی
نیست از پیری اگر شمشیر را قامت خم است
از اثر باشد بقای نام در عالم سلیم
هر که جامی میکشد بر طاقِ ابروی جم است
- سلیم طهرانی
من هنوز نتونستم این واقعه رو درک کنم، هنوز بغضم نترکیده و درگیرم، خیلی نگران وضعیت کشور بودم که یادم اومد ایران من با خون بیمه شده و خون پاکان پر برکته و سرزمین من صدها سال با خون انسانهای پاک مقاوم شده.
خون این ۸ شهید عزیز قطعا برکات زیادی برای ایران داره که همین امروز هم با سفر و تسلیتهای حضوری و غیرحضوری سیاستمداران برجسته جهان شاهدش بودیم.
عزت مُلک سلیمانی ایران دائم.
خون این ۸ شهید عزیز قطعا برکات زیادی برای ایران داره که همین امروز هم با سفر و تسلیتهای حضوری و غیرحضوری سیاستمداران برجسته جهان شاهدش بودیم.
عزت مُلک سلیمانی ایران دائم.
Forwarded from Saved Messages
بزرگترین دشمن رئیسجمهور، تیم رسانهای بسیار ضعیفش بود
Forwarded from جان پناه | سید جعفر حیدری
آن را که جای نیست، همه شهر جای اوست
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
بیخانمان که هیچ ندارد بهجز خدای
او را گدا مگوی، که سلطان گدای اوست
مَردِ خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه ملکِ خدای اوست
آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی
بیگانه شد به هر که رسد آشنای اوست
کوتاه دیدگان همه راحت، طلب کنند
عارف بلا، که راحت او در بلای اوست
عاشق که بر مشاهدهٔ دوست دست یافت
در هر چه بعد از آن نگرد اژدهای اوست
بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست
این پنج روزه عمر که مرگ از قفای اوست
هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
از دستِ دوست هر چه ستانی شکر بود
سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست
- سعدی
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
بیخانمان که هیچ ندارد بهجز خدای
او را گدا مگوی، که سلطان گدای اوست
مَردِ خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه ملکِ خدای اوست
آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی
بیگانه شد به هر که رسد آشنای اوست
کوتاه دیدگان همه راحت، طلب کنند
عارف بلا، که راحت او در بلای اوست
عاشق که بر مشاهدهٔ دوست دست یافت
در هر چه بعد از آن نگرد اژدهای اوست
بگذار هر چه داری و بگذر که هیچ نیست
این پنج روزه عمر که مرگ از قفای اوست
هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
از دستِ دوست هر چه ستانی شکر بود
سعدی رضای خود مطلب چون رضای اوست
- سعدی
وقتی به کسی میگیم "شهید زنده" (خصوصا به کسی که قصد داره رئیس جمهور باشه) در واقع برچسب "غیرقابل نقد" بهش میزنیم و این یعنی اگر اون آدم که معصوم هم نیست اشتباهی مرتکب شد حق نداریم بهش تذکر بدیم تا مسیرش رو درست کنه؛ این یعنی فرد امکان نداره اشتباه کنه.
و این شرایط در حالی داره ایجاد میشه که آقای خامنهای به عنوان ولی فقیه نقد به عملکرد خودش رو وارد میدونه و پیش از اینها گفته من از انتقاد استقبال میکنم!
و این شرایط در حالی داره ایجاد میشه که آقای خامنهای به عنوان ولی فقیه نقد به عملکرد خودش رو وارد میدونه و پیش از اینها گفته من از انتقاد استقبال میکنم!
نسخه_PDF_نامه_حضرت_آیتالله_خامنهای_به_دانشجویان_باوجدان_حامی_مردم.pdf
59.5 KB
📝 نسخه PDF متن کامل نامه حضرت آیتالله خامنهای به دانشجویان باوجدان حامی مردم فلسطین در دانشگاههای ایالات متحده آمریکا. ۱۴۰۳/۰۳/۰۵
- [متن انگلیسی](https://english.khamenei.ir/news/10823/As-the-page-of-history-is-turning-you-are-standing-on-the-right) |
- [متن فارسی](https://khl.ink/f/56567) | (https://ble.ir/letter4u2024/-6332329009994449586/1717023965586)
- [متن انگلیسی](https://english.khamenei.ir/news/10823/As-the-page-of-history-is-turning-you-are-standing-on-the-right) |
- [متن فارسی](https://khl.ink/f/56567) | (https://ble.ir/letter4u2024/-6332329009994449586/1717023965586)
Forwarded from جان پناه | سید جعفر حیدری
ز خجلت سر به پیش افکندهام نه عجز و نه عذری
گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم!
گریبان پاره میآیم به کویت هر سحر، ترسم
که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم
- حزین لاهیجی
گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم!
گریبان پاره میآیم به کویت هر سحر، ترسم
که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم
- حزین لاهیجی
Forwarded from جان پناه | سید جعفر حیدری
شتاب کردم که آفتاب بیاید
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم
چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم
دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی!
زمانه صاحبِ سگ، من سگش
چو راندم از درِ خانه
ز پشت بامِ وفاداری
درون خانه پریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را
چنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم
که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست
نه در حضور غریبه
نه کنجِ خلوتِ خود
گریستن نتوانستم که آفتاب
بیاید
نیامد
- رضا براهنی
نیامد
دویدم از پیِ دیوانهای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش میریخت
که آفتاب بیاید
نیامد
به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند
که آفتاب بیاید
نیامد
چو گرگ زوزه کشیدم
چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم
شبانه روز دریدم
دریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
چه عهدِ شومِ غریبی!
زمانه صاحبِ سگ، من سگش
چو راندم از درِ خانه
ز پشت بامِ وفاداری
درون خانه پریدم
که آفتاب بیاید
نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان
دو گونه را
چنان گدازهی پولاد سوی خلق گرفتم
که آفتاب بیاید
نیامد
اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچههای جهان را
ولی گریستن نتوانستم
نه پیشِ دوست
نه در حضور غریبه
نه کنجِ خلوتِ خود
گریستن نتوانستم که آفتاب
بیاید
نیامد
- رضا براهنی