اَسفَل 🇮🇷
390 subscribers
902 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
بیار نام شهِ شیعیان، عیان بَر کَن
ز بیخ و بُن درِ هر خیبرِ هوس به دو دست

به جرم بردن نامش که شُرب خَمر من است
گرفته‌اند مرا گزمه و عسس به دو دست

اگر که بردنِ نامش سر از بدن نبَرَد
موذن از چه سر خود گرفته پس به دو دست؟

- محمدرضا طهماسبی
نقل است که شبی با مریدی در راه می‌رفت، سگی بانگ کرد،
جنید گفت: لبیک لبیک!
مرید گفت: این چه حال است؟
گفت: قوه و دمدمه سگ از قهر حق‌تعالی دیدم و آواز از قدرت حق‌تعالی شنیدم و سگ را در میان ندیدم لاجرم لبیک جواب دادم.

- ذکر جنید بغدادی، تذکره‌الاولیا | عطار نیشابوری
Forwarded from فغان
مباش غرّه اگر یک دو غنچه روییدی
به ارزنی نمی‌ارزی، مگر بهار شوی!

✍🏻 #علیرضا_نورعلیپور

@Faqqan
Forwarded from اخبار سوریه
از صبح که این خبر را شنیدم، داشتم با واژه‌ها بازی می‌کردم تا بهترین مرثیه را برای «ایران» بسرایم اما دیدم که «ایران بانو» که چنین دلیرمردانی را در دامن خود پرورش داده دارد یکی یکی آن‌ها درون خود به امانت می‌گیرد... سرودن مرثیه برای آن‌‌هایی که مردانه ایستادند تا «ایرانِ ما» سرافراز و سربلند بایستد و در برابر انیران کمر خم نکند، به داشتن چنین بزرگانی میسر بوده است. در هیاهوی روزمرگی‌ها نباید نام‌ها فراموش شوند و صاحبان این نام‌ها که شاهنامه‌ها باید در وصف‌شان سرود و در سوگ‌شان باید مثنوی‌ها آراست...

بله، تیمسار سربلند، غضنفر آذرفر که حماسه‌های او و همر‌زمانش در لشکر 64 ارومیه در دفاع از کیان ایران بزرگ زبانزد دوست و دشمن است، بالاخره میهمان خاک وطن شد و روح بلندش به ملکوت اعلی پیوست تا چونان میلیون‌ها شهیدی که پاسدار حرمت نام ایران و مرزهای اهورایی‌اش هستند، تا روز بازپسین بر گرد گیتی، از این گوهر تابناک پاسداری کند.

از طرف همه اعضای کانال اخبار سوریه، در سوگ این امیر سربلند و فرمانده نامدار وطن نشسته و این ضایعه را به همه ملت ایران و همرزمان و بیت شریفش تسلیت عرض می‌کنیم. باشد که سزاوار رهروی او در راه دفاع از کیان ایرانِ عزیز باشیم.

@syriankhabar
که می‌فهمم ز صد فرسنگ بوی بی وفایی را
بس است سلطه‌ی سلطانی سیاهی شب
بیا و بیرق فتح سپیده دم بردار

- سعید بیابانکی
‏در شاهنامه آمده:
تا فریدون خواست ضحاک را بکشد، سروش ظاهر شد و فرمان داد او را در کوه زندانی کند، اما فریدون خواست او را در کوه شیرخوان بکشد که بار دیگر سروش ظاهر شد و به فریدون گفت ضحاک را دست بسته به کوه دماوند ببرد، او ضحاک را به دماوند برد و دست‌هایش را با میخ بر کوه دوخت.

همی راند او را به کوه اندرون
همی خواست کارد سرش را نگون

بیامد هم آنگه خجسته سروش
به خوبی یکی راز گفتش به گوش

که این بسته را تا دماوند کوه
ببر همچنان تازیان بی‌گروه

مبر جز کسی را که نگزیردت
به هنگام سختی به بر گیردت

بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش ببند

حکیم فردوسی


- این روایت در منابع زیر هم نقل شده:
اخبار الرسل و الملوک ص ۳۹ تا ۴۱ ، تاریخ بلعمی ص ۱۱۳ ، مجمل التواریخ و القصص ص ۴۶۷ ، مروج الذهب و معادن الجواهر ج اول ،ص ۸۹
Forwarded from اَسفَل 🇮🇷
- END OF MASONS -

-Bahman 22nd 1979 🇮🇷
قلبی که به من سپرده‌ای پس ندهم
دل در گرو توست به هر کس ندهم
- که من زندگی جویم از مرگ خویش
هست محرابِ دعا در عالمِین
قابِ قوسینِ دو ابرویِ حسین
زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد
بعد از این امّ‌‌بنین، امّ اسد خواهد شد
مرا دفن سراشیب‌ها کنید که تنها
نمی از باران به من رسد، اما
سیلابه‌اش از سر گذر کند
مثل عمری که داشتم!

- بیژن الهی
قدم بردار بر روی زمین با سبک شاهانه
و یا مثل کسی که پادشاه اصلا به کتفش نیست!