اَسفَل 🇮🇷
390 subscribers
902 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
محو میشد نام حیفا از تمام نقشه‌ها
می‌کشید آرش اگر دیشب کمان را بیشتر!
مَن تعلقَ بِشَیءِ عُذِبَ بِه

هر کس به چیزی وابسته شد، با آن عذاب شد!
مِیِ بهشت ننوشم
ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت
که مستِ روی تو باشم!

🩸@Asfall
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه‌ی ایامِ بَتَر کن
اندر جلوی تیر عدو سینه سپر کن

- ۲ بهمن، سالروز درگذشت عارف قزوینی
از ازل آوازه‌اش، از همه دوران گذشت
بر لبِ نوح آمد و، نوح ز طوفان گذشت
گفت "علی" یوسف‌ و، از شبِ زندان گذشت
کرد توسل به او، مِحنتِ کنعان گذشت
دید دروازه‌ای‌ ست جنت را
نام دروازه را "علی" زده‌اند

دید فوجِ ملائکی هستند
همه سربندِ "یاعلی" زده‌اند

یک نفر گفت: یا نبی، جنّت
سالیانی‌ست جا به جا شده است

طبق در خواست ها، به جای بهشت
آن طرف تر، نجف بنا شده است!

🩸@Asfall
- من کلبِ آستان توام یا علی مدد
ای شاهِ شاهانِ جهان، الله مولانا علی
ای نور چشمِ عاشقان، الله مولانا علی
دیو و پری و اهرمن، اولادِ آدم مرد و زن
دارند این سِر در دهن، الله مولانا علی
علی علی به لبم سازد آنچنانم مست
که مبتدی خورَد انگار بی‌محابا مِی!

- عرفان ابوالحسنی
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند؟
جبار در مناقب او گفته "هل اتی"

زورآزمای قلعهٔ خیبر که بند او
در یکدگر شکست به بازوی لافتی

مردی که در مصاف، زره پیش بسته بود
تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا

شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا

دیباچهٔ مروت و سلطان معرفت
لشکر کش فتوت و سردار اتقیا

فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

- سعدی
اَسفَل 🇮🇷
زن مگو مرد آفرینِ روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار زن مگو خاک درش نقشِ جبین زن مگو، دست خدا در آستین! - عمان سامانی
سیل اشکش بست بر شه، راه را
دود آهش کرد حیران، شاه را

در قفای شاه رفتی هر زمان
بانگ مهلاً مهلَنَش بر آسمان

- عمان سامانی
و گفت: عارف آن است که حق تعالی از سر او سخن گوید و او خاموش!

- ذکر جنید بغدادی، تذکره‌الاولیا | عطار نیشابوری
بیار نام شهِ شیعیان، عیان بَر کَن
ز بیخ و بُن درِ هر خیبرِ هوس به دو دست

به جرم بردن نامش که شُرب خَمر من است
گرفته‌اند مرا گزمه و عسس به دو دست

اگر که بردنِ نامش سر از بدن نبَرَد
موذن از چه سر خود گرفته پس به دو دست؟

- محمدرضا طهماسبی
نقل است که شبی با مریدی در راه می‌رفت، سگی بانگ کرد،
جنید گفت: لبیک لبیک!
مرید گفت: این چه حال است؟
گفت: قوه و دمدمه سگ از قهر حق‌تعالی دیدم و آواز از قدرت حق‌تعالی شنیدم و سگ را در میان ندیدم لاجرم لبیک جواب دادم.

- ذکر جنید بغدادی، تذکره‌الاولیا | عطار نیشابوری