Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«با دستان خود چیزی ساختیم که سرهای شما را با آن درو میکنیم.»
- تولید ابزار سگکشی در غزه، ببینید دلتون شاد بشه.
- تولید ابزار سگکشی در غزه، ببینید دلتون شاد بشه.
در ماجرای ما سری سامان نمیگیرد
بیدار شو! در دوزخی، باران نمیگیرد
عشق این دبیر پیر با یک قطره اشک ما
این امتحان سخت را آسان نمیگیرد
پیغمبری هستم که قوم کافر خود را
هرقدر نفرین می کند طوفان نمیگیرد!
تنهاییام با هیچ جمعی پر نخواهد شد
"تنها" خودش جمعست، دیگر "آن" نمیگیرد
پشت سر از عشق برگشته دعایی نیست
روی سر مرتد کسی قرآن نمیگیرد!
پا بر سرم بگذار و بالاتر برو ای دوست
بی مرگ برفی، چشمه ای جریان نمیگیرد
وقتی بنا به زجر باشد عمر طولانیست
با خوش خیالی عمر ما پایان نمی گیرد
- حسین زحمتکش
بیدار شو! در دوزخی، باران نمیگیرد
عشق این دبیر پیر با یک قطره اشک ما
این امتحان سخت را آسان نمیگیرد
پیغمبری هستم که قوم کافر خود را
هرقدر نفرین می کند طوفان نمیگیرد!
تنهاییام با هیچ جمعی پر نخواهد شد
"تنها" خودش جمعست، دیگر "آن" نمیگیرد
پشت سر از عشق برگشته دعایی نیست
روی سر مرتد کسی قرآن نمیگیرد!
پا بر سرم بگذار و بالاتر برو ای دوست
بی مرگ برفی، چشمه ای جریان نمیگیرد
وقتی بنا به زجر باشد عمر طولانیست
با خوش خیالی عمر ما پایان نمی گیرد
- حسین زحمتکش
Forwarded from میرحامد فلاحی راد
اَسفَل 🇮🇷
دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود؟ آخر شدی شهید در این کربلا تو هم...
- در زینبیه، زائر امالبنین شد
امام جعفر صادق علیه السلام:
بُکی الحُسَینُ علیه السلام خَمسَ حِجَجٍ، و کانَت امُّ جَعفَرٍ الکلابِیةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام و تَبکیهِ و قَد کفَّ بَصَرُها.
بر حسین علیه السلام پنج سال گریسته شد. امّ جعفر کلابی (امّ البنین)، برای حسین علیهالسلام مرثیه میسرایید و میگریست تا این که چشمانش نابینا شد.
- الأمالی للشجری: ج ۱، ص ۱۷۵
بُکی الحُسَینُ علیه السلام خَمسَ حِجَجٍ، و کانَت امُّ جَعفَرٍ الکلابِیةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام و تَبکیهِ و قَد کفَّ بَصَرُها.
بر حسین علیه السلام پنج سال گریسته شد. امّ جعفر کلابی (امّ البنین)، برای حسین علیهالسلام مرثیه میسرایید و میگریست تا این که چشمانش نابینا شد.
- الأمالی للشجری: ج ۱، ص ۱۷۵
اَسفَل 🇮🇷
- بیا و بزمِ سلطان بین
بیا و بزم سلطان بین، ز جرعه خاک خندان بین
که یاغی رفت و از نصرت، نسیم مشک بیز آمد
سپاه گلشن و ریحان، بحمدالله مظفر شد
که تیغ و خنجر سوسن، در این پیکار تیز آمد
- مولانا
که یاغی رفت و از نصرت، نسیم مشک بیز آمد
سپاه گلشن و ریحان، بحمدالله مظفر شد
که تیغ و خنجر سوسن، در این پیکار تیز آمد
- مولانا
اَسفَل 🇮🇷
- سرِ ما و نقش پایت
هر کجا تو با منی من خوشدلم
گر بُود در قعر چاهی منزلم
گر بُود در قعر چاهی منزلم