اَسفَل 🇮🇷
390 subscribers
902 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
صلحی وجود ندارد، مقاومت زندگی‌ست!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خُرمّا شهری که با خون شهیدانش عجین
خاک فردوس معلاّ را مخمر دیده اند
باش چون کوه استوار،ای باره آزادگی!
کز بلندای تو رایات مظفر دیده اند

مشفق کاشانی
اگر دلمون بخواد با نوشتن خزعبلات محبوب عده‌ی زیادی سطحی‌نگر احساساتی باشیم فقط به این دلیل که تعدادشون زیاده متاسفانه موفق می‌شیم؛ اما به قیمت غرق در احساسات و دور از عقل و واقعیت بودن!
چیزی که بعضی از شاعرها که مدتی رفیق ما هم بودن و حالا خودشون رو از ما دور کردن دچارش شدن.
هنرمند با ادامه این مسیر مجبور میشه جهان خودش رو روز به روز تاریک تر کنه تا همچنان محبوب بمونه، اگر واقعیت رو بگه فحش می‌خوره و طرد میشه، پس به ساز مخاطب احساساتی بی‌تفکر می‌رقصه و روزگار خودش رو سیاه‌تر می‌کنه تا مخاطب تاییدش کنه، انگار که هر چی بدبخت‌تر هنرمندتر!
گفتند بنده کیست؟
گفت: آنکه از بندگی کسان دیگر آزاد بود.

- ذکر جنید بغدادی، تذکره‌الاولیا | عطار نیشابوری
زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا،‌ قدیمی‌تر
زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمی‌تر
زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمی‌تر

که قبل از قصۀ ‌«قالوا بلی» این زن بلی گفته‌ست
نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست

ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه
به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه
از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه

نشاند آن دانه را در آسمان با گریه آبش داد
زمین خاکستری بود، اشک او رنگ و لعابش داد

زنی آن‌سان که خورشید است سرگرم مصابیحش
که باران نام او را می‌ستاید در تواشیحش
جهان آرایه دارد از شگفتی‌های تلمیحش
جهان این شاه‌مقصودی که روشن شد ز تسبیحش

ابد حیران فردایش، ازل مبهوت دیروزش
ندانم‌های عالم ثبت شد در لوح محفوظش

چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا
ازل زهرا، ابد زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا
شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا
چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا!

مرا در سایۀ خود بُرد و جوهر ریخت در شعرم
رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم

مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر
که جبرائیل می‌بندد دخیل پر بر آن چادر
ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر
تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر

همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست
کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست

غمی در جان زهرا می‌شود تکرار در تکرار
صدای گریه می‌آید به گوشش از در و دیوار
تمام آسمان‌ها می‌شود روی سرش آوار
که دارد در وجودش روضه می‌خواند کسی انگار

برایش روضه می‌خواند صدایی در دل باران
که یا أماه! أنا المظلوم، أنا المقتول، أنا العطشان

خدا را ناگهان در جلوه‌ای دیگر نشان دادند
که خوبِ آفرینش را به زهرا ارمغان دادند
صدای کودکش آمد، تمام عرش جان دادند
ملائک یک به یک گهوارۀ او را تکان دادند

صدای گریه آمد، مادرم می‌سوخت در باران
برای کودک خود پیرُهن می‌دوخت در باران

وصیت کرد مادر، آسمان بی‌وقفه می‌بارید
حسینم هر کجا خُفته، قدم آرام بردارید!
تن او را به دست ابری از آغوش بسپارید
جهان تشنه‌ست، بالای سر او آب بگذارید

زمان رفتنش فرمود: می‌بخشید مادر را
کفن‌هایم یکی کم بود، می‌بخشید مادر را

بمیرم بسته می‌شد آن نگاه آهسته آهسته
به چشم ما جهان می‌شد سیاه آهسته آهسته
صدای روضه می‌افتد به راه آهسته آهسته
زنی آمد به سوی قتلگاه آهسته آهسته

بُنَّیَ تشنه‌ای مادر برایت آب آورده...

- سید حمیدرضا برقعی

🩸 @Asfall
در خاطره ماندگار بودن،
همشیره‌ی ذوالفقار بودن،
حوریه و خانه دار بودن!
این قدر بزرگوار بودن!
کار چه کسی ست غیرِ زهرا؟
ماییم و دعای خیرِ زهرا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#شاهد.. استهداف جيب صهيوني من نوع همر بصاروخ "كورنيت" مضاد للدروع شمال شرق بيت لاهيا #طوفان_الأقصى
ببینید و لذت ببرید🤌🏻
نقل است که در بغداد دزدی را آویخته بودند، جنید برفت و پای او بوسه داد!
ازو سؤال کردند، گفت: هزار رحمت بروی باد که در کار خود مرد بوده است و چنان این کار را به کمال رسانیده است که سر در سر آن کار کرده است!

- ذکر جنید بغدادی، تذکره‌الاولیا | عطار نیشابوری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«با دستان خود چیزی ساختیم که سرهای شما را با آن درو می‌کنیم.»

- تولید ابزار سگ‌کشی در غزه، ببینید دلتون شاد بشه.
در ماجرای ما سری سامان نمی‌گیرد
بیدار شو! در دوزخی، باران نمی‌گیرد

عشق این دبیر پیر با یک قطره اشک ما
این امتحان سخت را آسان نمی‌گیرد

پیغمبری هستم که قوم کافر خود را
هرقدر نفرین می کند طوفان نمی‌گیرد!

تنهایی‌ام با هیچ جمعی پر نخواهد شد
"تن‌ها" خودش جمعست، دیگر "آن" نمی‌گیرد

پشت سر از عشق برگشته دعایی نیست
روی سر مرتد کسی قرآن نمی‌گیرد!

پا بر سرم بگذار و بالاتر برو ای دوست
بی مرگ برفی، چشمه ای جریان نمی‌گیرد

وقتی بنا به زجر باشد عمر طولانیست
با خوش خیالی عمر ما پایان نمی گیرد

- حسین زحمتکش
قال موسی (ع):
انّ معیَ ربّی سَیَهدین
هر روز اگر به ساحت جنت به سر بری
صبحی شبیه صبح خراسان نمی شود

#حامد_فلاحی_راد

@ahlana
- Do you condemn ha*as?
+ Me and my son:
وقتی این لوگوها رو می‌بینی یعنی با یک شاهکار مواجهی :))))
دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود؟
آخر شدی شهید در این کربلا تو هم...
Forwarded from هوای خوش...
باز هم دی‌ماه...
باز هم خون...