اَسفَل 🇮🇷
389 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به دردِ خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جست‌وجو کردم

خیالت ساده‌دل‌تر بود و با ما از تو یکروتر
من این‌ها هردو با آیینهٔ دل روبه‌رو کردم

فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم

فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشکِ ندامت شست‌و‌شو کردم

صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم

مَلول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

تو با اَغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم

ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدن‌ها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک‌مو کردم

- شهریار

🩸@Asfall
احمدرضا احمدی | ۱۴۰۲ - ۱۳۱۹
دوستت دارم
احمدرضا احمدی
در ظریف ترین حالت تو، چیز هایی‌ست که اسیرم می‌کند، چیز هایی چنان نزدیک که نمی‌توانم بدان دست یابم،
کوتاه ترین نگاهت به آسانی اسیرم می‌کند.

- احمدرضا احمدی

🩸@Asfall
بوسیدمش؛
دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد،
من از جهان سهمم را گرفته بودم.

- احمدرضا احمدی
بوی بهشت می‌وزد از کربلای تو
ای صدهزار جانِ گرامی فدای تو
- جان‌ها به فدات، یا اباعبدالله
شور | همه عمر برندارم سر ازین خمار...
حنیف طاهری | شب دوم محرّم ۱۴۰۲
مدعیان گر زنند دعوی بالاتری
پرچم ارباب ما از همه بالاتر است

🩸@Asfall
تاریخ همان است: حسینی و یزیدی.
آمدم دنیا برای دیدن روی علی(ع)
ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم؟

- سلام بر ۲۳ سالگی
Forwarded from شخص ثالث (seyed)
شب چهارم دعا کنیم برای پدر و مادرمون که ما رو حسینی تربیت کردن، خدا بهشون عمر طولانی و پر برکت بده، اگر هم پیش ما نیستن در بهشت هم سفره اباعبدالله باشن.
می‌خواهند نور خدا را با دهان خاموش کنند!
Audio
Haj Mahmoud Karimi
صلای مرتضایم، حسن در کربلایم
طنین افکنده در عالم صدایم

به دستم تیغِ مولا، به لبها ذکر زهرا
اباالفضل و حسین و مجتبایم

🩸@Asfall
آمد؛ چه؟ بانگ، بود چه؟ بانگ، مرو؛ مرو
می‌رفت؛ چه؟ صدا، به چه معنی؟ بمان، بمان

زد بر تن‌اش؛ كه؟ خصم، چه؟ افواج تیر؛ تیر
آمد برش؛ كه؟ شاه، چگونه؟ كمان، كمان

شد قطعه قطعه؛ كی؟ سر ظهری؛ كجا؟ به دشت
لب تشنه؛ خسته؛ روی زمین؛ زیر آسمان

چرخیده، سر؛ شكسته، قدم؛ سوخته، جگر
تفتیده، آه؛ خشک، دو لب، خشک‌تر، زبان

محور، عمود؛ شعر، علی، صنعت، ازدواج
حورا، عروس؛ حجله، جنان؛ تیغ، خطبه‌خوان

بحث، اختیار؛ مساله، جبر؛ آب، راه حلّ
موضوع؛ تیغ؛ فكر، سنان؛ مغز، استخوان

اكبر، شهید؛ شاه، پریشان؛ حرم، غریب
واژون، فلک؛ سیاه، زمین، تار، آسمان

- محمد سهرابی
جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟
ما نمی‌فهمیم، این را از علی‌اکبر بپرس

- مجتبی خرسندی
به ما گفتن پشت موتور نشستی باد زد تو چشات اشکت راهی شد، دود سیگار رفت تو چشت، کباب باد می‌زدی دود آتیش چشتو گرفت، پیاز خورد می‌کردی چشات اشک شد، خلاصه هرچی بلا سرت اومد که یه قطره اشکت جاری شد بگو: صلی الله علیک یا اباعبدالله.
یادش باش، خودش درست می‌کنه.