چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به دردِ خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستوجو کردم
خیالت سادهدلتر بود و با ما از تو یکروتر
من اینها هردو با آیینهٔ دل روبهرو کردم
فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشکِ ندامت شستوشو کردم
صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
مَلول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم
تو با اَغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم
ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشکمو کردم
- شهریار
🩸@Asfall
چو درمانم نبخشیدی به دردِ خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستوجو کردم
خیالت سادهدلتر بود و با ما از تو یکروتر
من اینها هردو با آیینهٔ دل روبهرو کردم
فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشکِ ندامت شستوشو کردم
صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
مَلول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم
تو با اَغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم
ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشکمو کردم
- شهریار
🩸@Asfall
اَسفَل 🇮🇷
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به دردِ خویش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستوجو کردم خیالت سادهدلتر بود و با ما از تو یکروتر من اینها هردو با آیینهٔ دل روبهرو کردم فشردم…
تو با اَغیار پیش چشم من مِی در سبو کردی
من از بیمِ شماتت، گریه پنهان در گلو کردم :)))
من از بیمِ شماتت، گریه پنهان در گلو کردم :)))
دوستت دارم
احمدرضا احمدی
در ظریف ترین حالت تو، چیز هاییست که اسیرم میکند، چیز هایی چنان نزدیک که نمیتوانم بدان دست یابم،
کوتاه ترین نگاهت به آسانی اسیرم میکند.
- احمدرضا احمدی
🩸@Asfall
کوتاه ترین نگاهت به آسانی اسیرم میکند.
- احمدرضا احمدی
🩸@Asfall
بوسیدمش؛
دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد،
من از جهان سهمم را گرفته بودم.
- احمدرضا احمدی
دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد،
من از جهان سهمم را گرفته بودم.
- احمدرضا احمدی
آمدم دنیا برای دیدن روی علی(ع)
ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم؟
- سلام بر ۲۳ سالگی
ورنه با این مردم دنیا چه کاری داشتم؟
- سلام بر ۲۳ سالگی
Audio
Haj Mahmoud Karimi
صلای مرتضایم، حسن در کربلایم
طنین افکنده در عالم صدایم
به دستم تیغِ مولا، به لبها ذکر زهرا
اباالفضل و حسین و مجتبایم
🩸@Asfall
طنین افکنده در عالم صدایم
به دستم تیغِ مولا، به لبها ذکر زهرا
اباالفضل و حسین و مجتبایم
🩸@Asfall
آمد؛ چه؟ بانگ، بود چه؟ بانگ، مرو؛ مرو
میرفت؛ چه؟ صدا، به چه معنی؟ بمان، بمان
زد بر تناش؛ كه؟ خصم، چه؟ افواج تیر؛ تیر
آمد برش؛ كه؟ شاه، چگونه؟ كمان، كمان
شد قطعه قطعه؛ كی؟ سر ظهری؛ كجا؟ به دشت
لب تشنه؛ خسته؛ روی زمین؛ زیر آسمان
چرخیده، سر؛ شكسته، قدم؛ سوخته، جگر
تفتیده، آه؛ خشک، دو لب، خشکتر، زبان
محور، عمود؛ شعر، علی، صنعت، ازدواج
حورا، عروس؛ حجله، جنان؛ تیغ، خطبهخوان
بحث، اختیار؛ مساله، جبر؛ آب، راه حلّ
موضوع؛ تیغ؛ فكر، سنان؛ مغز، استخوان
اكبر، شهید؛ شاه، پریشان؛ حرم، غریب
واژون، فلک؛ سیاه، زمین، تار، آسمان
- محمد سهرابی
میرفت؛ چه؟ صدا، به چه معنی؟ بمان، بمان
زد بر تناش؛ كه؟ خصم، چه؟ افواج تیر؛ تیر
آمد برش؛ كه؟ شاه، چگونه؟ كمان، كمان
شد قطعه قطعه؛ كی؟ سر ظهری؛ كجا؟ به دشت
لب تشنه؛ خسته؛ روی زمین؛ زیر آسمان
چرخیده، سر؛ شكسته، قدم؛ سوخته، جگر
تفتیده، آه؛ خشک، دو لب، خشکتر، زبان
محور، عمود؛ شعر، علی، صنعت، ازدواج
حورا، عروس؛ حجله، جنان؛ تیغ، خطبهخوان
بحث، اختیار؛ مساله، جبر؛ آب، راه حلّ
موضوع؛ تیغ؛ فكر، سنان؛ مغز، استخوان
اكبر، شهید؛ شاه، پریشان؛ حرم، غریب
واژون، فلک؛ سیاه، زمین، تار، آسمان
- محمد سهرابی
جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟
ما نمیفهمیم، این را از علیاکبر بپرس
- مجتبی خرسندی
ما نمیفهمیم، این را از علیاکبر بپرس
- مجتبی خرسندی
Forwarded from [ سِدعلی ] 🇮🇷
به ما گفتن پشت موتور نشستی باد زد تو چشات اشکت راهی شد، دود سیگار رفت تو چشت، کباب باد میزدی دود آتیش چشتو گرفت، پیاز خورد میکردی چشات اشک شد، خلاصه هرچی بلا سرت اومد که یه قطره اشکت جاری شد بگو: صلی الله علیک یا اباعبدالله.
یادش باش، خودش درست میکنه.
یادش باش، خودش درست میکنه.