Forwarded from Saved Messages
همواره این دعا را در سجده بخوانید :
أللهم أخرِج حُبَّ الدّنیا من قلوبِنا و زِد فی قلوبِنا مَحَبَّةَ أمیرِالمؤمنین🤍
• آیت الله معصومی همدانی
أللهم أخرِج حُبَّ الدّنیا من قلوبِنا و زِد فی قلوبِنا مَحَبَّةَ أمیرِالمؤمنین🤍
• آیت الله معصومی همدانی
اَسفَل 🇮🇷
🪫
خیرها را جلوهی شر میدهد چرخ دورنگ
پشت کاغذ در نظر چپ مینماید نقش راست
- بیدل
پشت کاغذ در نظر چپ مینماید نقش راست
- بیدل
اَسفَل 🇮🇷
تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ میآیی و مرگ شیرین است
بیا همه کس و کارم، زمانِ تلقین است...
اَسفَل 🇮🇷
تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ میآیی و مرگ شیرین است
- عالَم همه ماتِ اوست، ما هم ما هم!
اَسفَل 🇮🇷
پیامبر فرمود: ای علی، حق تو واجب است بر کسانی که به من ایمان دارند، اگر تو نبودی دین خدا شناخته نمیشد؛ به واسطه تو دشمن خدا شناخته میشود، کسی که خداوند را ملاقات کند بدون ولایت تو هیچ ندارد، خداوند این آیه را به سوی من نازل نمود، «یا ایها الرسول بلغ ما انزل…
نبی نبی شده از تو، ز توست مرسل مرسل
تویی مفصل خالص، تویی خلاصه مفصل
چنین شده است مُبرهَن، چنین شده است مُسجّل
تَشیُع و حنفی، مالکی و شافع و حنبل
نهاده گردن خود زیر ذوالفقار تو هر پنج!
- معنی
تویی مفصل خالص، تویی خلاصه مفصل
چنین شده است مُبرهَن، چنین شده است مُسجّل
تَشیُع و حنفی، مالکی و شافع و حنبل
نهاده گردن خود زیر ذوالفقار تو هر پنج!
- معنی
یک وقت میگوییم علی علیهالسلام را "که" کشت و یک وقت میگوییم "چه" کشت؟
اگر بگوییم "که" کشت، البته عبدالرحمان بن ملجم.
و اگر بگوییم "چه" کشت، باید بگوییم:
جمود، خشک مغزی، خشک مذهبی.
- شهید مطهری
اگر بگوییم "که" کشت، البته عبدالرحمان بن ملجم.
و اگر بگوییم "چه" کشت، باید بگوییم:
جمود، خشک مغزی، خشک مذهبی.
- شهید مطهری
گذشتم از سرافرازی، سر افتادگی دارم
گرفتم رنگ بیرنگی، هوای سادگی دارم
مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستی
چو سروم کز تهیدستی، بر آزادگی دارم
گرم دشمن بُود تَن ها، به جانِ دوست من تنها
برای رفع دشمن ها، به جان اِستادگی دارم
من آن خونین دل زارم، که خون خوردن بود کارم
مباهاتی که من دارم، ز دهقانزادگی دارم
نمودم ترک عادت را، ز کم جستم زیادت را
من اسباب سعادت را، بدین آمادگی دارم
- فرخی یزدی
گرفتم رنگ بیرنگی، هوای سادگی دارم
مرا شد نیستی هستی، بلندی جستم از پستی
چو سروم کز تهیدستی، بر آزادگی دارم
گرم دشمن بُود تَن ها، به جانِ دوست من تنها
برای رفع دشمن ها، به جان اِستادگی دارم
من آن خونین دل زارم، که خون خوردن بود کارم
مباهاتی که من دارم، ز دهقانزادگی دارم
نمودم ترک عادت را، ز کم جستم زیادت را
من اسباب سعادت را، بدین آمادگی دارم
- فرخی یزدی