اَسفَل 🇮🇷
388 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
شعار #زن_زندگی_آزادی را ما هم قبول داریم!

🩸@Asfall
خودت را به دست حوادث و جریان‌ها نسپار؛
‏چون خدا تو را آفریده است تا به وجود آورنده‌یِ جریان‌ها باشی، ‏نه تسلیم شونده در برابر جریان‌ها!

- شهید بهشتی

🩸@Asfall
از ایده های اصلی آدولف هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و…) برتری نژادی آنها باید به رخ مردم جهان کشیده شود.
باخ، بتهوون، برامز، واگنر و هندل به عنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازی‌ها بودند.

از میان آهنگسازان مشهور آلمانی؛ ریچارد واگنر، موسیقیدان بزرگ تاریخ، آهنگساز محبوب رژیم نازی (۱۹۳۳ – ۱۹۴۵) بود.
آدولف هیتلر و سران رژیم نازی به موسیقی او عشق می‌ورزیدند.
با این حال عقاید یهودستیزانه‌ای که او در برخی نوشته‌های خود ابراز کرده، موجب شده اجرای بسیاری از آثار او با حاشیه‌های فراوان همراه شود.

🩸@Asfall
Ride of the Valkyries
Richard Wagner
قطعه ride of the valkyries که بخشی از افسانه ها را روایت می‌کند از جمله آثار مورد علاقه هیتلر بود؛
نقل است که هیتلر گفته بود: "کسی که این قطعه را درک کند، نازیسم را درک کرده!"
گوش دادن به آثار واگنر تا سال‌ها پس از پایان جنگ جهانی در اروپا ممنوع بود و امروزه این ممنوعیت در سرزمین های اشغالی وجود دارد.

🩸@Asfall
به تنهایی نمی‌توانم آنگونه که لایق دوست داشتنی، دوستت بدارم؛ کاش من تمام آدم‌های روی این کره‌ی خاکی بودم و تو یک جهان دوستدار داشتی، شاید اینگونه حق زیبایی‌ات ادا می‌شد!

🌱@Asfall
Forwarded from Saved Messages
می‌دانم که رنج خواهم کشید و می‌دانم که نباید برگشت و می‌دانم که حتی یک نگاه، شلیک به جمجه‌ی خسته‌ام خواهد بود.
اما دردهایی که با تو می‌کشم، عزيزدلم، خوشبختی من است.
و زخم‌هایی که از پا نهادن در تله‌ی امید نصیب آدمی می شود، دردناکترین زخم هاست.
سقوط هم می‌تواند اتفاق خوشایندی باشد، اگر پایان آن به تو ختم شود و در آغوشت بیفتم.
تا تو گسسته‌ای ز من، تاب نمانده در تنم
کیست به یاد چشم تو، مست؟ منم، منم، منم!

دور از آن نگاه تو، وز رخ همچو ماه تو
روز در آه و زاری‌ام، شب به فغان و شیونم

ای که به غربت این زمان، باده کشی عیان، عیان
خون دل است در وطن، جای شراب خوردنم

دل ز وطن بریده‌ای، راه سفر گزیده‌ای
نیست مرا دلی چو تو، دل نبود از آهنم!

گرچه در آب و آتشم، سوزم و گریم و خوشم
گر بوَدم هزارجان، جمله فدای میهنم

چند تو خوانی‌ام که: «ها! خانه رها کن و بیا!»
نیست وطن لباس تن، تا که ز خویش برکَنم

غرب، وطن نمی‌شود، خانه من نمی‌شود
شرق کهن نمی‌شود، خانه چرا دگر کنم؟

مهر وطن سرشت من، دوزخ آن بهشت من
روز و شبان و دم به دم، دم ز وطن، وطن زنم

- حمید مصدق

🩸@Asfall
دنیا رنج است، اگر اسیرش باشی
و سود است، اگر امیرش باشی!

- ‏علی صفایی حائری
آن یار نکــــوی مــــــــن، بگرفت گلوی مـــــــــن
گفتا که چه می‌خواهی؟ گفتم که همین خواهم!
دنیای غریبِ گروه «Dead can dance»

داستان گروهِ «مرده‌ها می‌توانند برقصند» سال ۱۹۸۱ از ملبورن شروع شد، این گروه که توسط چهار عضو پایه‌گذاری شده بود در استرالیا مورد استقبال قرار نگرفت و به همین خاطر دو عضو اصلی، یعنی لیسا جرارد و برندن پِری به لندن مهاجرت کردند، آن ها توانستند از طریق کتابخانه‌های لندن به منابع مختلف فرهنگی دسترسی پیدا کنند.
خوانندۀ گروه، به خاطر داشتن صدای کنترآلتو به شهرت رسید، معروف‌ترین آوازش، مربوط به فیلم گلادیاتور، قطعۀ «اکنون ما آزاد هستیم» ساختۀ هانس زیمر است، لیسا جرارد، به صورت بداهه و بر اساس صورت‌بندی موسیقی و شرایط لحظه‌ای کلمه‌ها را خلق می‌کند و آن را "حرف زدن با خدا" می‌نامد، زبانی که از دوازده سالگی برای خود ابداع کرده!
در پروژۀ دونفره Dead Can Dance، با نواهایی برخورد می‌کنیم که کمتر جایی می‌توان شنید، ترکیب سازهای شرقی و ملودی‌هایی که لیسا در کودکی و در محلۀ یونانی‌نشین‌شان آموخته و تلفیق همۀ این‌ها با اتمسفری نئوکلاسیک، نوایی سودازده را به وجود می‌آورد. نوعی از موسیقی که ملغمه‌ای‌ست از احساسات مختلف که در آن غم و امید توأمان شنیده می‌شود.

🩸@Asfall