Forwarded from درون!
هرگاه میخواهم تماشاگر باشم، جهان مرا در مقام بازیگر به کار میگیرد؛
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
Ghobare Gham
Mehryadk
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall
مملوک این جنابم و بس محترم هنوز
سنگی به سینه هست ز جنس حرم هنوز
در چارچوب تن اثر گریه رخنه کرد
شادم که می کشم ز غم دوست نم هنوز
شد دستپاچه خلق ز مغز و زبان چرب
دیگ معاش ماست به دست قلم هنوز
مشق سخن چو می کنم از خویش طالبم
من ضایعات خویش ز خود می خرم هنوز
یارب بگو رقیب بگوید بد مرا
بگذار تا خیال کند من کرم هنوز!
دعوی عشق در دو محل دورتر خوش است
دارم به رغم بی کسی خود جنم هنوز
ای دوستان مبارکتان باد کفرتان
من سجده می کنم به سر کوی غم هنوز
گفتم دل شکسته خود را کجا برم
گفتی شکستنی است در اینجا قسم هنوز
بر ما که بی کسیم کسی مرحمت نکرد
از آشنا و غیر ببینم ستم هنوز
معنی مخواه پا شوم از روی کار دل
ما می دهیم بر سر این تخت لم هنوز
- #استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
سنگی به سینه هست ز جنس حرم هنوز
در چارچوب تن اثر گریه رخنه کرد
شادم که می کشم ز غم دوست نم هنوز
شد دستپاچه خلق ز مغز و زبان چرب
دیگ معاش ماست به دست قلم هنوز
مشق سخن چو می کنم از خویش طالبم
من ضایعات خویش ز خود می خرم هنوز
یارب بگو رقیب بگوید بد مرا
بگذار تا خیال کند من کرم هنوز!
دعوی عشق در دو محل دورتر خوش است
دارم به رغم بی کسی خود جنم هنوز
ای دوستان مبارکتان باد کفرتان
من سجده می کنم به سر کوی غم هنوز
گفتم دل شکسته خود را کجا برم
گفتی شکستنی است در اینجا قسم هنوز
بر ما که بی کسیم کسی مرحمت نکرد
از آشنا و غیر ببینم ستم هنوز
معنی مخواه پا شوم از روی کار دل
ما می دهیم بر سر این تخت لم هنوز
- #استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
بنیاسرائیل بعد از مدتها سرگردانی به سرزمین مقدس دعوت شده بودند اما پیش از ورود به این سرزمین باید از دری میگذشتند که «حطه» نام داشت. آنان هنگام ورود به سر زمین مقدس به امر خداوند برای آمرزش گناهان خود با گفتن کلمه «حطه» باید از این در میگذشتند. هرکس که از این در میگذشت نجات مییافت وگرنه هلاک میشد
روزی پیامبر اسلام در جمعی نشسته بودند و شروع به صحبت کردند و در مقام خاندان وحی فرمودند: «علی و فرزندان او مثل باب حطهاند که هرکه از آن وارد شود؛ نجات یافته و کسی که از آن داخل نشود؛ هلاک می شود»
🩸@Asfall
روزی پیامبر اسلام در جمعی نشسته بودند و شروع به صحبت کردند و در مقام خاندان وحی فرمودند: «علی و فرزندان او مثل باب حطهاند که هرکه از آن وارد شود؛ نجات یافته و کسی که از آن داخل نشود؛ هلاک می شود»
🩸@Asfall
Forwarded from سيد تقى سيدى
در ادبیات فارسی «مردم» گاها اشاره ای به مردمک چشم دارد، امروز نکته جالبی شنیدم که در زبان عربی بین کلمات انس (به معنای سیاهی چشم)و انسان و در زبان انگلیسی بین کلمات Pupil ( مردمک) و people هم همین صنعت وجود دارد...
روزی جبرئیل خدمت پیامبر مشغول صحبت بود که امیرمومنان وارد شد. جبرئیل وقتی آن حضرت را دید، برخاست و تعظیم بجای آورد. پیامبر فرمودند: ای جبرئیل! از چه جهت به این جوان تعظیم میکنی؟ عرض کرد: چگونه تعظیم نکنم که او حق تعلیم بر من دارد. پیامبر فرمودند: چه تعلیمی؟ جبرئیل عرض کرد: وقتی که حق تعالی مرا خلق کرد، از من پرسید: «تو کیستی و من کیستم؟» ، من در جواب متحیر ماندم و مدتی در مقام جواب ساکت بودم، که این جوان در عالم نور به من ظاهر گردید و گفت که ای جبرئیل بگو: «تو پروردگار جلیل و جمیلی و من بنده ذلیل، جبرئیلم» . از این جهت او را که دیدم، تعظیمش کردم. پیامبر پرسیدند: مدت عمر تو چند سال است؟ امین وحی پاسخ داد: یا رسولالله! در آسمان ستارهای هست کـه هر ۳۰ هزار سال یکبار طلوع میکند، من آن را ۳۰ هزار بار دیدهام!
🩸@Asfall
🩸@Asfall