اَسفَل 🇮🇷
تهران پادکست – رضا براهنی | که آفتاب بیاید، نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان، دو گونه را چنان گدازهی پولاد سمت خلق گرفتم
که آفتاب بیاید...
چو آمدم به خیابان، دو گونه را چنان گدازهی پولاد سمت خلق گرفتم
که آفتاب بیاید...
Forwarded from سيد تقى سيدى
واژه ها بال در می آوردند
تا دهانش به حرف وا می شد
سر هر دفعه گفتن شینش
روح من از تنم جدا می شد
تا دهانش به حرف وا می شد
سر هر دفعه گفتن شینش
روح من از تنم جدا می شد
Forwarded from درون!
هرگاه میخواهم تماشاگر باشم، جهان مرا در مقام بازیگر به کار میگیرد؛
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
Ghobare Gham
Mehryadk
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall
مملوک این جنابم و بس محترم هنوز
سنگی به سینه هست ز جنس حرم هنوز
در چارچوب تن اثر گریه رخنه کرد
شادم که می کشم ز غم دوست نم هنوز
شد دستپاچه خلق ز مغز و زبان چرب
دیگ معاش ماست به دست قلم هنوز
مشق سخن چو می کنم از خویش طالبم
من ضایعات خویش ز خود می خرم هنوز
یارب بگو رقیب بگوید بد مرا
بگذار تا خیال کند من کرم هنوز!
دعوی عشق در دو محل دورتر خوش است
دارم به رغم بی کسی خود جنم هنوز
ای دوستان مبارکتان باد کفرتان
من سجده می کنم به سر کوی غم هنوز
گفتم دل شکسته خود را کجا برم
گفتی شکستنی است در اینجا قسم هنوز
بر ما که بی کسیم کسی مرحمت نکرد
از آشنا و غیر ببینم ستم هنوز
معنی مخواه پا شوم از روی کار دل
ما می دهیم بر سر این تخت لم هنوز
- #استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
سنگی به سینه هست ز جنس حرم هنوز
در چارچوب تن اثر گریه رخنه کرد
شادم که می کشم ز غم دوست نم هنوز
شد دستپاچه خلق ز مغز و زبان چرب
دیگ معاش ماست به دست قلم هنوز
مشق سخن چو می کنم از خویش طالبم
من ضایعات خویش ز خود می خرم هنوز
یارب بگو رقیب بگوید بد مرا
بگذار تا خیال کند من کرم هنوز!
دعوی عشق در دو محل دورتر خوش است
دارم به رغم بی کسی خود جنم هنوز
ای دوستان مبارکتان باد کفرتان
من سجده می کنم به سر کوی غم هنوز
گفتم دل شکسته خود را کجا برم
گفتی شکستنی است در اینجا قسم هنوز
بر ما که بی کسیم کسی مرحمت نکرد
از آشنا و غیر ببینم ستم هنوز
معنی مخواه پا شوم از روی کار دل
ما می دهیم بر سر این تخت لم هنوز
- #استاد_محمد_سهرابی
🩸@Asfall
بنیاسرائیل بعد از مدتها سرگردانی به سرزمین مقدس دعوت شده بودند اما پیش از ورود به این سرزمین باید از دری میگذشتند که «حطه» نام داشت. آنان هنگام ورود به سر زمین مقدس به امر خداوند برای آمرزش گناهان خود با گفتن کلمه «حطه» باید از این در میگذشتند. هرکس که از این در میگذشت نجات مییافت وگرنه هلاک میشد
روزی پیامبر اسلام در جمعی نشسته بودند و شروع به صحبت کردند و در مقام خاندان وحی فرمودند: «علی و فرزندان او مثل باب حطهاند که هرکه از آن وارد شود؛ نجات یافته و کسی که از آن داخل نشود؛ هلاک می شود»
🩸@Asfall
روزی پیامبر اسلام در جمعی نشسته بودند و شروع به صحبت کردند و در مقام خاندان وحی فرمودند: «علی و فرزندان او مثل باب حطهاند که هرکه از آن وارد شود؛ نجات یافته و کسی که از آن داخل نشود؛ هلاک می شود»
🩸@Asfall