اَسفَل 🇮🇷
تهران پادکست – رضا براهنی | که آفتاب بیاید، نیامد
کشیدهها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو
چو آمدم به خیابان، دو گونه را چنان گدازهی پولاد سمت خلق گرفتم
که آفتاب بیاید...
چو آمدم به خیابان، دو گونه را چنان گدازهی پولاد سمت خلق گرفتم
که آفتاب بیاید...
Forwarded from سيد تقى سيدى
واژه ها بال در می آوردند
تا دهانش به حرف وا می شد
سر هر دفعه گفتن شینش
روح من از تنم جدا می شد
تا دهانش به حرف وا می شد
سر هر دفعه گفتن شینش
روح من از تنم جدا می شد
Forwarded from درون!
هرگاه میخواهم تماشاگر باشم، جهان مرا در مقام بازیگر به کار میگیرد؛
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
و هرگاه قصد بازیگر بودن دارم، خود را تماشاگر مییابم.
Ghobare Gham
Mehryadk
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد.
🩸@Asfall