اَسفَل 🇮🇷
388 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جابجایی لاشه جنگنده سقوط کرده در تبریز...

با توجه به اشکال فنی ایجاد شده در هواپیما، خلبان به دلیل اینکه هواپیما در منطقه مسکونی درحال سقوط بوده ایجکت نکرده و جان خود را فدا کرده است.
Jodaei
Karen Homayounfar
گفتند: طبیبا چه به معنی بخورانیم؟
فرمود: سحرگاه دل و شب جگرش را

🩸@Asfall
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
I was good at it
and,
I was alive...

🎞 Breaking bad

🩸@Asfall
Forwarded from جِنـٰابِ حر🕊🇮🇷 (Hamidreza)
جلوه آیینه طلب شد، غزلش کرد خدا
چه بگویم به چه حالی بغلش کرد خدا

#به_وقت_حاج_قاسم
آسمانیان بهتر از زمینیان می‌دانند که هر صبح سراسر کیهان، هستیِ خویش را از آستانه‌ی مشیّت الهی در نجف اشرف می‌گیرد.

📚 کهکشان نیستی | #محمدهادی_اصفهانی

🩸@Asfall
Forwarded from چاوان
ازشروع‌جنگ‌روسیه‌و‌‌اوکراین
کمتراز‌دویست‌غیر‌نظامی‌کشته‌
شدن.
امروز‌توی‌یه‌مسجد‌که‌تو‌پاکستانِ
دراثر‌انفجار‌پنجاه‌وشش‌نفر
تیکه‌تیکه‌شدن.
گناهشون‌حب‌ّامیرالمونین‌(ع)
وعدم‌پوشش‌خبری‌‌شون‌هم‌
به‌علت‌نداشتن‌چشم‌رنگی‌بود.
"دنیای‌بوی‌تعفن‌میده"
هست محرابِ دعا در عالمِین
قابِ قوسینِ دو ابرویِ حسین...
Forwarded from Saved Messages
غم نیست گر به طعنهٔ خلق، امتحان کنی
مارا بخر ؛ که خلق خریدار درهم‌اند …
روزی شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است

چون که بانوی کلابیه پسر آورده
چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده

هر که از قافلهٔ فطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهواره سقا مانده

زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد
بعد از این امّ‌ بنین، امّ اسد خواهد شد

با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد

از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

ماه ذی‌الحجه که عباس به حج عازم شد
همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد

در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت
در حقیقت «لکَ لبَّیکَ برادر» می گفت!

این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت
مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت

علی اکبر به ثنا گویی او می آید:
چقدر منبر کعبه به عمو می آید!

خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد
در حقیقت همه را قبله نمای خود کرد

گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابای من آبادش کرد

از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز

کاشف الکرب تویی؛ خنده ارباب تویی
«پدرِ خاک» علی و «پدرِ آب» تویی!

روی چشم تو بود جای حسن جای حسین
هست ما بین دو ابروی تو بین الحرمین

پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است

ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد

صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود
نام تو در دل میدان رجز قاسم بود

زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت

تیغ چرخانده‌ای و پیش تو طوفان هیچ است
لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است

وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای
فنّ شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!

ای جوان! پیر رهت کیست از آن شاه بگو؟
«أشهدُ أنَّ علیّاً ولی الله» بگو

او علمدار حسین است ببخشید مرا
مدح او کار حسین است ببخشید مرا

- #مجید_تال

🌕 @Asfall
میدان صفین غرق خاک و خون بود و نبرد بالا گرفته بود. مردی از سپاه شام، غرق در سلاح بیرون آمد درحالیکه سوره نباء را حمایل کرده بود و آیات این سوره را قرائت می‌کرد. مردی از سپاه امیر (ع) خواست که به سمت او برود و با او بجنگد اما امام اشاره کرد و فرمود: بایست و سپس خودش به سوی مرد شامی رفت و خطاب به او فرمود: آیا «نبأ عظیم» را که در آن اختلاف کرده‌اند می‌شناسی؟ آن مرد گفت: نه. امیرمومنان پاسخ داد: «به خدا سوگند من «نبأ عظیم» هستم که درباره‌ی من اختلاف کردید و بر ولایت من منازعه می‌کنید و از ولایت من، بعد از آن که پذیرفته بودید، بازگشتید و بعد از آن که با شمشیر من هدایت شدید با این عصیان خود هلاک گشتید؛ روز غدیر دانستید و روز قیامت خواهید دانست آنچه را که دانسته بودند» . امام بعد از این جملات، ذوالفقار خود را بر فرق سر مرد شامی کوبید و او را به جهنم فرستاد.

🩸@Asfall