This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جابجایی لاشه جنگنده سقوط کرده در تبریز...
با توجه به اشکال فنی ایجاد شده در هواپیما، خلبان به دلیل اینکه هواپیما در منطقه مسکونی درحال سقوط بوده ایجکت نکرده و جان خود را فدا کرده است.
با توجه به اشکال فنی ایجاد شده در هواپیما، خلبان به دلیل اینکه هواپیما در منطقه مسکونی درحال سقوط بوده ایجکت نکرده و جان خود را فدا کرده است.
اَسفَل 🇮🇷
جابجایی لاشه جنگنده سقوط کرده در تبریز... با توجه به اشکال فنی ایجاد شده در هواپیما، خلبان به دلیل اینکه هواپیما در منطقه مسکونی درحال سقوط بوده ایجکت نکرده و جان خود را فدا کرده است.
میخرم حال دلیری که به هنگام سقوط
یاد لبخند گلی در بغل گلدان بود :))))))
یاد لبخند گلی در بغل گلدان بود :))))))
Forwarded from جِنـٰابِ حر🕊🇮🇷 (Hamidreza)
جِنـٰابِ حر🕊🇮🇷
جلوه آیینه طلب شد، غزلش کرد خدا چه بگویم به چه حالی بغلش کرد خدا #به_وقت_حاج_قاسم
اگر به دستِ من افتد فراق را بکشم...
آسمانیان بهتر از زمینیان میدانند که هر صبح سراسر کیهان، هستیِ خویش را از آستانهی مشیّت الهی در نجف اشرف میگیرد.
📚 کهکشان نیستی | #محمدهادی_اصفهانی
🩸@Asfall
📚 کهکشان نیستی | #محمدهادی_اصفهانی
🩸@Asfall
Forwarded from چاوان
ازشروعجنگروسیهواوکراین
کمترازدویستغیرنظامیکشته
شدن.
امروزتوییهمسجدکهتوپاکستانِ
دراثرانفجارپنجاهوششنفر
تیکهتیکهشدن.
گناهشونحبّامیرالمونین(ع)
وعدمپوششخبریشونهم
بهعلتنداشتنچشمرنگیبود.
"دنیایبویتعفنمیده"
کمترازدویستغیرنظامیکشته
شدن.
امروزتوییهمسجدکهتوپاکستانِ
دراثرانفجارپنجاهوششنفر
تیکهتیکهشدن.
گناهشونحبّامیرالمونین(ع)
وعدمپوششخبریشونهم
بهعلتنداشتنچشمرنگیبود.
"دنیایبویتعفنمیده"
Forwarded from Saved Messages
غم نیست گر به طعنهٔ خلق، امتحان کنی
مارا بخر ؛ که خلق خریدار درهماند …
مارا بخر ؛ که خلق خریدار درهماند …
روزی شعر من امشب دو برابر شده است
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است
چون که بانوی کلابیه پسر آورده
چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده
هر که از قافلهٔ فطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهواره سقا مانده
زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد
بعد از این امّ بنین، امّ اسد خواهد شد
با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد
از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
ماه ذیالحجه که عباس به حج عازم شد
همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد
در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت
در حقیقت «لکَ لبَّیکَ برادر» می گفت!
این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت
مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت
علی اکبر به ثنا گویی او می آید:
چقدر منبر کعبه به عمو می آید!
خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد
در حقیقت همه را قبله نمای خود کرد
گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابای من آبادش کرد
از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
کاشف الکرب تویی؛ خنده ارباب تویی
«پدرِ خاک» علی و «پدرِ آب» تویی!
روی چشم تو بود جای حسن جای حسین
هست ما بین دو ابروی تو بین الحرمین
پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد
صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود
نام تو در دل میدان رجز قاسم بود
زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت
تیغ چرخاندهای و پیش تو طوفان هیچ است
لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است
وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای
فنّ شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!
ای جوان! پیر رهت کیست از آن شاه بگو؟
«أشهدُ أنَّ علیّاً ولی الله» بگو
او علمدار حسین است ببخشید مرا
مدح او کار حسین است ببخشید مرا
- #مجید_تال
🌕 @Asfall
چون که سرگرم نگاه دو برادر شده است
چون که بانوی کلابیه پسر آورده
چشم وا کن، پدر خاک قمر آورده
هر که از قافلهٔ فطرسیان جا مانده
نظرش خیره به گهواره سقا مانده
زور بازوی تو بی حد و عدد خواهد شد
بعد از این امّ بنین، امّ اسد خواهد شد
با وجود تو زمین حیدر دیگر دارد
کعبه جا دارد اگر باز ترک بردارد
از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
ماه ذیالحجه که عباس به حج عازم شد
همه بر کعبه ولی کعبه بر او محرم شد
در طوافش سخن از عقل فراتر می گفت
در حقیقت «لکَ لبَّیکَ برادر» می گفت!
این اباالفضل که از قبله فراتر می رفت
مرتضی بود که بر دوش پیمبر می رفت
علی اکبر به ثنا گویی او می آید:
چقدر منبر کعبه به عمو می آید!
خطبه خواند و همه را محو صدای خود کرد
در حقیقت همه را قبله نمای خود کرد
گفت این خانه که حق آمد و ایجادش کرد
مسجدی بود که بابای من آبادش کرد
از در خانه او پا نکشیدم هرگز
چون حسینی تر از عباس ندیدم هرگز
کاشف الکرب تویی؛ خنده ارباب تویی
«پدرِ خاک» علی و «پدرِ آب» تویی!
روی چشم تو بود جای حسن جای حسین
هست ما بین دو ابروی تو بین الحرمین
پیش خورشید و قمر سایه تو سنگین است
و فقط محضر زینب سر تو پایین است
ساقی ما چه شرابی چه سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عمویی دارد
صحبت از مردی تو کار بنی هاشم بود
نام تو در دل میدان رجز قاسم بود
زور بازوی علی ریخته در بازویت
ذوالفقاری نبود تیزتر از ابرویت
تیغ چرخاندهای و پیش تو طوفان هیچ است
لشگری پیشت اگر آمده میدان، هیچ است
وسط جنگ زمین را به زمان دوخته ای
فنّ شمشیر زنی را ز که آموخته ای؟!
ای جوان! پیر رهت کیست از آن شاه بگو؟
«أشهدُ أنَّ علیّاً ولی الله» بگو
او علمدار حسین است ببخشید مرا
مدح او کار حسین است ببخشید مرا
- #مجید_تال
🌕 @Asfall