وقتی خدا
زنان را بین مردان قسمت کرد و تو را به من داد،
احساس کردم به من شراب داده و
به دیگران گندم!
- #نزار_قبانی
🌱@Asfall
زنان را بین مردان قسمت کرد و تو را به من داد،
احساس کردم به من شراب داده و
به دیگران گندم!
- #نزار_قبانی
🌱@Asfall
Forwarded from توابین | سيد مصطفی موسوی (Tavabin)
اميرالمومنين بیشتر پیاده میجنگید و اگر هم سوار اسبی میشد، چندان برایش مهم نبود!
گفتند چرا سوار اسب نمیشوید؟
گفت: اسب یا برای تعقیب حریفی است که از میدان بگریزد و یا برای این است که کسی بخواهد خود بگریزد و من نه کسی هستم که پشت به دشمن کنم و بگریزم و نه کسی هستم که اگر کسی گریخت تعقیبش کنم! پس اسب را برای چه میخواهم؟
@ir_tavabin
گفتند چرا سوار اسب نمیشوید؟
گفت: اسب یا برای تعقیب حریفی است که از میدان بگریزد و یا برای این است که کسی بخواهد خود بگریزد و من نه کسی هستم که پشت به دشمن کنم و بگریزم و نه کسی هستم که اگر کسی گریخت تعقیبش کنم! پس اسب را برای چه میخواهم؟
@ir_tavabin
Forwarded from امیرنگاشت | امیررضاتاجیک
|دُرنجف🤍🍃|
هزار شکر که دارم ولای دُرّنجف
شدم گدای ولای خدای درنجف
قلم به هیبت الماس هند آوردم
نوشته ام دوسه بیتی برای درنجف
من از قبیله فیروزه شهر نیشابور
عنایتیست شدم آشنای درنجف
علیست دُرّ و نشسته است بر رکاب حرم
“وَ اِن یکاد” بخوان در سرای درنجف
شبیه ابر به باران رسیده ام پابوس
به اشک آمده ام در هوای درنجف
دلم گره به نگاه ضریح خورده و چشم
دخیل بسته به ایوان طلای درنجف
همیشه بین رکوع آمدم برای هبّه
منم گدای علی و گدای درنجف
بگو چه کار کنم تحفه ای به من بدهی؟
بگو که جان بدهم در ازای درنجف؟
نپرس از چه گرفت است آبرو کوفه
کشیده روی تن خود ردای درنجف
هر آنکه مهر کسی غیر مرتضی دارد
نگین شیشه خریده است جای درنجف
چقدر خون به دلش شد اویس در هجران
که شد عقیق یمن مبتلای درنجف
چه ربط بین ضریح علیست با انگور؟
برو سوال کن از مست های درنجف
نجف به پای علی سر گذاشت پر در شد
رواست سر بگذارم به پای درنجف
رسید مصرع آخر رسید وقت وداع
فدای حضرت حیدر فدای درنجف
•حامدفلاحيراد
هزار شکر که دارم ولای دُرّنجف
شدم گدای ولای خدای درنجف
قلم به هیبت الماس هند آوردم
نوشته ام دوسه بیتی برای درنجف
من از قبیله فیروزه شهر نیشابور
عنایتیست شدم آشنای درنجف
علیست دُرّ و نشسته است بر رکاب حرم
“وَ اِن یکاد” بخوان در سرای درنجف
شبیه ابر به باران رسیده ام پابوس
به اشک آمده ام در هوای درنجف
دلم گره به نگاه ضریح خورده و چشم
دخیل بسته به ایوان طلای درنجف
همیشه بین رکوع آمدم برای هبّه
منم گدای علی و گدای درنجف
بگو چه کار کنم تحفه ای به من بدهی؟
بگو که جان بدهم در ازای درنجف؟
نپرس از چه گرفت است آبرو کوفه
کشیده روی تن خود ردای درنجف
هر آنکه مهر کسی غیر مرتضی دارد
نگین شیشه خریده است جای درنجف
چقدر خون به دلش شد اویس در هجران
که شد عقیق یمن مبتلای درنجف
چه ربط بین ضریح علیست با انگور؟
برو سوال کن از مست های درنجف
نجف به پای علی سر گذاشت پر در شد
رواست سر بگذارم به پای درنجف
رسید مصرع آخر رسید وقت وداع
فدای حضرت حیدر فدای درنجف
•حامدفلاحيراد
