پنهان ز چشمِ غیر، به کُنجی گریستیم
اشک به رخ دویدهی ما را کسی ندید...
اشک به رخ دویدهی ما را کسی ندید...
اَسفَل 🇮🇷
جدایی کند عشق را بیشتر بُود خنجر هجر خونریز تر!
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
احوال مرا اگر بخواهی،
پیداست تمامِ حال و روزم،
بارانِ بهار در زمستان،
پاییزترین شبِ تموزم...
پیداست تمامِ حال و روزم،
بارانِ بهار در زمستان،
پاییزترین شبِ تموزم...
تمامِ ارثیهی من، "غم" است و ماندهام آن را
به دشمنان بدهم، یا به دوستان بسپارم؟!
به دشمنان بدهم، یا به دوستان بسپارم؟!
Forwarded from Saved Messages
به سینه میزندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمههای صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نَفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسههایت
تو را ز جرگهی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت
تو، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکیِ دستهای عقده گشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
«دلم گرفته برایت» زبان سادهی عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
- #حسين_منزوى
🩸@Asfall
دلی که کرده هوای کرشمههای صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نَفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسههایت
تو را ز جرگهی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت
تو، سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکیِ دستهای عقده گشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
«دلم گرفته برایت» زبان سادهی عشق است
سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!
- #حسين_منزوى
🩸@Asfall
Forwarded from برنامه ناشناس
إذا اشْتَدَّ الفَزَعُ فإلى اللّه المَفْزَعُ
«هر گاه بيتابى شدّت گرفت،
بايد به خدا پناه بُرد.»
-امیرالمؤمنین علی'ع'
إذا اشْتَدَّ الفَزَعُ فإلى اللّه المَفْزَعُ
«هر گاه بيتابى شدّت گرفت،
بايد به خدا پناه بُرد.»
-امیرالمؤمنین علی'ع'
Forwarded from Saved Messages
پختگی و بالغ شدن، اغلب از یک جدا شدن شروع میشود. جدا شدن از احساس امنیت، جدا شدن از حس قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر میکنیم بدون آن هیچ خواهیم شد. پختگی دقیقا از همین جا شروع میشود …
رویا ؛
رویا ؛