اَسفَل 🇮🇷
پیراهنِ حسین مرا سخت خسته کرد میبافتم وگرنه برای تو شال هم...
گفتم به آب: در دلِ زینب تکان نخور!
حتی اگر حسین شود پایمال هم...
حتی اگر حسین شود پایمال هم...
أنا لا أضعف
إلا حين أشتاقُ إليك...»
من کم نمیآورم
مگر زمانی که دلتنگت شوم...
- #نزار_قبانی
🩸@Asfall
إلا حين أشتاقُ إليك...»
من کم نمیآورم
مگر زمانی که دلتنگت شوم...
- #نزار_قبانی
🩸@Asfall
To kafarDel (Shajarian|Arnalds)
Sepanta
چشمها چشمها نمیدانی
آه با من چه ها نکرد آن شب
از زیادی آهِ حسرت من
گرم شد دست های سرد آن شب...
🩸@Asfall
آه با من چه ها نکرد آن شب
از زیادی آهِ حسرت من
گرم شد دست های سرد آن شب...
🩸@Asfall
Forwarded from درون!
برگِ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دستهای خویش و دامانِ توام آمد به یاد...
دستهای خویش و دامانِ توام آمد به یاد...
پنهان ز چشمِ غیر، به کُنجی گریستیم
اشک به رخ دویدهی ما را کسی ندید...
اشک به رخ دویدهی ما را کسی ندید...
اَسفَل 🇮🇷
جدایی کند عشق را بیشتر بُود خنجر هجر خونریز تر!
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
احوال مرا اگر بخواهی،
پیداست تمامِ حال و روزم،
بارانِ بهار در زمستان،
پاییزترین شبِ تموزم...
پیداست تمامِ حال و روزم،
بارانِ بهار در زمستان،
پاییزترین شبِ تموزم...
تمامِ ارثیهی من، "غم" است و ماندهام آن را
به دشمنان بدهم، یا به دوستان بسپارم؟!
به دشمنان بدهم، یا به دوستان بسپارم؟!