اَسفَل 🇮🇷
389 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
پیراهنِ حسین مرا سخت خسته کرد
می‌بافتم وگرنه برای تو شال هم...
اَسفَل 🇮🇷
پیراهنِ حسین مرا سخت خسته کرد می‌بافتم وگرنه برای تو شال هم...
گفتم به آب: در دلِ زینب تکان نخور!
حتی اگر حسین شود پایمال هم...
Cheshme Narges
Mohammadreza Shajarian
به امیدِ تو دارم پرسه‌ها در کوی مِی‌خواران
مگر یک شب به راهم بینی و گویی بیا با من

🩸@Asfall
أنا لا أضعف
‏ إلا حين أشتاقُ إليك...⁩»
‏من کم نمی‌آورم
‏مگر زمانی که دلتنگت شوم...

- #نزار_قبانی

🩸@Asfall
Man Hamonam Ke Ye Rooz ~ UpMusic
Farhad ~ UpMusic
- من اسیر زمینم -

🩸@Asfall
To kafarDel (Shajarian|Arnalds)
Sepanta
چشم‌ها چشم‌ها نمی‌دانی
آه با من چه ها نکرد آن شب
از زیادی آهِ حسرت من
گرم شد دست های سرد آن شب...

🩸@Asfall
Forwarded from درون!
برگِ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دست‌های خویش و دامانِ توام آمد به یاد...
- با مردم بهتر از آن‌طوری که دوست دارید با شما حرف بزنند سخن بگویید -

-امام باقر علیه‌السلام؛ بحارالانوار ج۶۵، ص ۱۵۳

🩸@Asfall
دستم به هر کمر نرود گرچه مفلسم
عذری‌ست در میان: که پسندیده‌ام یکی

- #استاد_محمد_سهرابی
پنهان ز چشمِ غیر، به کُنجی گریستیم
اشک به رخ دویده‌ی ما را کسی ندید...
Forwarded from مَحيص.
و گفت:
اگر دوزخ را به من بخشند؛ هرگز هیچ عاشق را نسوزم از بهر آنکه عشق، خود او را صد بار سوخته است.

- تذکرةالاولیاء
توجهِ شما رو جلب می‌کنم به نامه‌ی کوتاه جلال آل احمد به همسرش سیمین دانشور :))


پ.ن: نقشه‌ی خونشونه؛ جلال خودش نقشه خونه رو طراحی کرده و ساخته، محل ساخت هم به پیشنهاد نیما یوشیج بوده که دو تا کوچه بالاتر زندگی می‌کرده.
- تهران، محله‌ی دزاشیب -

🩸@Asfall
امّیدوارم از شب هجران که عاقبت
شادم کند به دولت صبح وصال دوست...

- #اوحدی_مراغه‌ای
جدایی کند عشق را بیشتر
بُود خنجر هجر خونریز تر!
اَسفَل 🇮🇷
جدایی کند عشق را بیشتر بُود خنجر هجر خونریز تر!
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
بُود خنجر هجر خونریز تر...
احوال مرا اگر بخواهی،
پیداست تمامِ حال و روزم،
بارانِ بهار در زمستان،
پاییزترین شبِ تموزم...
تمامِ ارثیه‌ی من، "غم" است و مانده‌ام آن را
به دشمنان بدهم، یا به دوستان بسپارم؟!