اَسفَل 🇮🇷
388 subscribers
901 photos
163 videos
35 files
113 links
مطالبی که می‌نویسم یا می‌پسندم.

[و خوابم ، وقتی بمیرم بیدار خواهم شد.]

لینک ناشناس:
https://t.me/BiChatBot?start=sc-050ed59659
Download Telegram
- دوست مارا و همه نعمتِ فردوس شما را
Forwarded from مبتلا🚩
برخی از "بهترین" صفاتِ زنان،
بدترین صفاتِ مردان است. مانند:
تَکبّر،
ترس
و بُخل

- مولا علی(ع) -
نهج‌البلاغه، حکمت ۲۳۴
@moobtala
جز کنجِ مزار امروز، کس دادرسِ کس نیست!
انسان چه کند با این، خرس و سگ و میمون‌ها؟!

- #بیدل_دهلوی
Bichareh Ensan
Ali Darabifar
آشفتگیه...
باید ببخشید...

🩸@Asfall
چون مرا دوست داری
دنیا بزرگتر،
آسمان وسیع‌تر،
دریا آبی‌تر
و من،
هزاران بار زیباتر شده‌ام.

- #سعادالصباح

🩸@Asfall
دشمنت کُشت...
ولی نورِ تو خاموش نشد!
Forwarded from Saved Messages
اللّٰهُمَّ اِنّا لٰا نَعْلَمُ مِنْهُ الّا خَیْراً…
Forwarded from هوای خوش...
جبران نمیشوی...
حتی به گریه‌های عمیق
Diyare Asheghihayam
Homayoun Shajarian
جهان تا هست خواهم بود،
اگر تو جانِ من باشی

برایم خانه باشی،
خاک باشی
یا #وطن باشی...

🩸@Asfall
اَسفَل 🇮🇷
Homayoun Shajarian – Diyare Asheghihayam
- من از تو جان گرفته‌ام، کنم فدای تو
Forwarded from Saved Messages
1549365762-fadak.pdf
486.9 KB
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی فَاطِمَةَ و اَبِیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنِیهَا وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَدِ مَا اَحاطَ بِهِ عِلمُک.
SH 4 - F 2-04.mp3
10.4 MB
همه کینه دارن ز شاهِ مدینه...

🩸@Asfall
پیراهنِ حسین مرا سخت خسته کرد
می‌بافتم وگرنه برای تو شال هم...
اَسفَل 🇮🇷
پیراهنِ حسین مرا سخت خسته کرد می‌بافتم وگرنه برای تو شال هم...
گفتم به آب: در دلِ زینب تکان نخور!
حتی اگر حسین شود پایمال هم...
Cheshme Narges
Mohammadreza Shajarian
به امیدِ تو دارم پرسه‌ها در کوی مِی‌خواران
مگر یک شب به راهم بینی و گویی بیا با من

🩸@Asfall
أنا لا أضعف
‏ إلا حين أشتاقُ إليك...⁩»
‏من کم نمی‌آورم
‏مگر زمانی که دلتنگت شوم...

- #نزار_قبانی

🩸@Asfall
Man Hamonam Ke Ye Rooz ~ UpMusic
Farhad ~ UpMusic
- من اسیر زمینم -

🩸@Asfall
To kafarDel (Shajarian|Arnalds)
Sepanta
چشم‌ها چشم‌ها نمی‌دانی
آه با من چه ها نکرد آن شب
از زیادی آهِ حسرت من
گرم شد دست های سرد آن شب...

🩸@Asfall
Forwarded from درون!
برگِ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دست‌های خویش و دامانِ توام آمد به یاد...